به گزارش شهرآرانیوز، گلی، در گفتوگویی بیان کرد: روز دوم یا سوم نبرد بود که هنگام صرف شام با خانواده، صدای انفجارهای سنگینی به گوش رسید. به دلیل سازهی خاص منطقه، لرزهها بسیار شدید بود. پس از حملهی نخست، بلافاصله حملات بعدی با اندکی تأخیر آغاز شد. تنها تصویری که در حافظهام ثبت شده، لحظهای است که شاید نه از روی منطق یا آموزش نظامی، بلکه بر اساس غریزه، همسر و دو پسرم را فراخواندم تا بلافاصله جابجا شده و روی زمین دراز بکشند. پس از آن، همه جا را گرد و خاک فرا گرفت؛ شیشهها خرد شد و در و پنجرهها از جا کنده شدند.
وی افزود: من برای مدتی خانواده را روی زمین نگه داشتم، چرا که احتمال میدادم حملات ادامه داشته باشد. پس از فروکش کردن موج اولیه، همسرم را که دچار شوک روحی و عضلانی شده بود، به همراه پسرانم به سمت بیرون فرستادم. فضای جلوی خانه درست شبیه فیلمهای جنگی بود؛ همهچیز در هم پاشیده بود. ابتدا تصور کردم خودرویم کاملاً نابود شده است، اما خوشبختانه آسیبها در حدی نبود که مانع حرکت شود. وسایل ضروری را برداشتیم و خانواده را به دفتر کارم منتقل کردم که در حال حاضر نیز در آنجا مقیم هستیم.
منبع: فرهیختگان
{$sepehr_key_206507}