تمدید آتش‌بس روایت بن‌بست آمریکا

در‌حالی‌که تهدید‌ها علیه ملت ایران به اوج خود رسیده بود، دونالد ترامپ هم‌زمان با پایان مهلت آتش‌بس قبلی، ناگهان از تمدید یا اعلام دوباره آتش‌بس سخن گفت. این تغییرموضع، در میانه فضای پرتنش نظامی و سیاسی، پرسش‌های جدی درباره انگیزه‌ها و محاسبات طرف آمریکایی ایجاد کرده است.

در عرف روابط بین‌الملل، هنگامی که یکی از طرف‌های درگیر پیش‌قدم طرح آتش‌بس می‌شود، این اقدام معمولا نشانه‌ای از دشواری ادامه مسیر تقابل برای او تلقی می‌شود؛ چراکه اگر برتری قاطع در میدان وجود داشته باشد، ضرورتی برای پیشنهاد توقف درگیری احساس نمی‌شود. 

دو هفته پیش نیز آمریکا پیشنهاد آتش‌بس را مطرح و اعلام کرد شروط ده‌گانه ایران را می‌پذیرد. با‌این حال، در جریان مذاکرات اسلام‌آباد، واشنگتن از تعهدات خود عدول کرد که قاعدتا در چنین‌شرایطی انتظار می‌رود روند تقابل ادامه یابد. با وجود‌این، پس از پایان مهلت تعیین‌شده، ترامپ به‌صورت یک‌جانبه از تمدید آتش‌بس سخن گفت؛ آن‌هم بدون آنکه ایران توافقی رسمی با این اقدام داشته باشد. 

در همین چارچوب، اقدام اخیر ایران در توقیف ۲ کشتی و انتقال آنها به سواحل کشور، از نگاه تحلیلگران داخلی، پیامی روشن دارد: ایران آتش‌بس اعلامی را به رسمیت نشناخته و تحولات میدانی، به‌ویژه در دریا، وارد مرحله‌ای تازه شده است. به بیان دیگر، آنچه از سوی آمریکا «تمدید آتش‌بس» خوانده می‌شود، در عمل با واقعیت‌های صحنه از‌جمله محاصره دریایی، تطابق ندارد. ترامپ همچنین تصریح کرده است که آتش‌بس تا زمان دریافت پیشنهاد‌های ایران و پیشرفت در مذاکرات ادامه خواهد داشت و حتی در صورت به‌نتیجه‌نرسیدن گفت‌و‌گو‌ها نیز تداوم می‌یابد. 

این موضع‌گیری، از دید برخی ناظران، بیانگر آن است که کاخ سفید تمایل چندانی به ورود به یک جنگ و صحنه نظامی ندارد؛ اما در مقابل، تمام نیرو‌های مسلح کشور ایران در دریا، خشکی، خیابان و دیگر‌عرصه‌ها آمادگی کامل دارند و تا تحقق مطالبات مطرح‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد، بر مواضع خود ایستاده‌اند و تحقق شروط ده‌گانه‌ای که پیش‌تر مورد پذیرش طرف آمریکایی قرار گرفته بود، مبنای پیگیری‌های بعدی خواهد بود. در سطح بین‌المللی نیز بازتاب این تحولات قابل‌توجه است. بسیاری از تحلیلگران جهانی، از زاویه‌های مختلف، رفتار اخیر ترامپ را نوعی عقب‌نشینی تعبیر کرده‌اند. 

در برخی موضع‌گیری‌ها، واژه «شکست» و «عقب‌نشینی» برای توصیف وضعیت آمریکا استفاده شده است؛ تعبیری که به‌گفته رصدکنندگان رسانه‌ای، در اظهارات شماری از مقامات غربی و منطقه‌ای از‌جمله مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی نیز دیده می‌شود.

این ارزیابی‌ها، فارغ از میزان دقت یا اغراق در آنها، نشان می‌دهد که تصمیم کاخ سفید با تردید‌ها و انتقاد‌های جدی روبه‌رو شده است. از‌سوی‌دیگر، مفهوم «آتش‌بس یک‌جانبه» در حقوق و عرف بین‌الملل جایگاه روشنی ندارد؛ زیرا آتش‌بس زمانی معنا می‌یابد که دو‌طرف درگیر آن را بپذیرند. اگر آمریکا در ادعای خود مبنی بر توقف درگیری‌ها صادق است، باید نشانه‌های عملی آن نیز دیده شود؛ از جمله رفع محاصره دریایی. استمرار این محاصره، از دید تهران، به‌معنای تداوم جنگ است.

{$sepehr_key_206546}

تعرض به یک کشتی باری ایرانی، تیراندازی بر عرشه آن و خسارت‌های جانی و اقتصادی واردشده طی جنگ تحمیلی سوم، پرسش‌هایی را پیش‌روی افکار عمومی قرار داده است: در صورت اعلام آتش‌بس، تکلیف این اقدامات چیست؟ خسارت‌های وارده چگونه جبران می‌شود و مسئولیت خون‌های ریخته‌شده بر‌عهده کیست؟

 بر اساس تحلیل شماری از استراتژیست‌های بین‌المللی، مواضع اخیر ترامپ را می‌توان تلاشی برای خروج از بن‌بست نظامی دانست. آنان معتقدند این جنگ دستاورد مشخصی برای آمریکا نداشته و حتی به پیچیده‌تر‌شدن بحران در غرب آسیا انجامیده است؛ به‌گونه‌ای که موضوع تنگه هرمز، که پیش‌از‌این باز بود، اکنون به کانونی تازه از تنش بدل شده است. در چنین شرایطی، اعلام آتش‌بس یک‌جانبه می‌تواند کوششی برای مهار تبعات یک رویارویی پرهزینه باشد.

با‌این‌همه، از منظر ایران، واقعیت صحنه همچنان با عنوان «آتش‌بس» فاصله دارد. تا زمانی‌که اقدامات عملی متناسب با ادعای توقف درگیری‌ها صورت نگیرد و مطالبات مطرح‌شده به‌طور شفاف تعیین‌تکلیف نشود، نمی‌توان از پایان تقابل سخن گفت. ترامپ با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه قصد فرار از جنگ دارد، ولیکن او در چنگال ملت و ارتش و سپاه ایران گیر افتاده است و نمی‌تواند از این مهلکه جان سالم بیرون ببرد.