عصر فرمانروایان تنگه‌ها | آیا الگوی هرمز در تنگه‌های دیگر جهان تکرار می‌شود؟

به گزارش شهرآرانیوز، هفته‌هاست که نام «تنگه هرمز» به کلیدواژه مشترک در سرتیتر رسانه‌های جهان تبدیل شده است. هر روز که اعداد بزرگتری بر تابلوی پمپ بنزین‌ها می‌نشیند، جهان بیشتر باور می‌کند که دوران «سرمایه‌داری» به‌سر آمده و آینده متعلق به جریان‌هایی است که سرمایه را «تأمین» می‌کنند. ماجرای هرمز ثابت کرد که جهان مدرن با همه ادعاهایش همچنان به چند گذرگاه دریایی وابسته است؛ آبراه‌هایی که کنترل آنها می‌تواند معادلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی دنیا را تغییر دهد. این تصویری کامل از آینده است؛ عصر فرمانروایان تنگه‌ها.

قیام علیه دیکتاتوری در دریا‌ها

در قرن اخیر و به‌خصوص پس از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده متمرکز بر این هدف شد که تجارت بین‌الملل را به مفهومی فراتر از جغرافیا تبدیل کند. آیین‌نامه جهانی حمل‌ونقل دریایی (IMO)، کنوانسیون بین‌المللی حقوق تجارت دریایی (UNCLOS) و سازوکار‌های حقوقی متعدد همچون (WTO) که متمرکز بر کانال سوئز و کانال پاناما است، همگی زیربنایی شدند برای بی‌اثرشدن «امتیاز جغرافیایی» تا به پشتوانه آنها، اگر کشوری حق خود را برای دریافت عوارض از یک آبراه بین‌المللی مطالبه کرد، بتوان آن را «راهزنی دریایی»، «اراده غیرقانونی» و حتی «اقدام تروریستی» خواند.

با این حال، پرونده هرمز و پافشاری ایران بر احیای حق ذاتی خود در این ماجرا امروز به الگویی تبدیل شده که مالکان آبراه‌های دیگر را نیز به تکرار همین رفتار ترغیب می‌کند. با درنظر گرفتن این واقعیت، حالا حمایت مطلق کشور‌هایی نظیر اسپانیا از ایران در جریان جنگ رمضان معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند؛ حمایتی که پیش‌بینی می‌شود در روز‌های آتی از سوی کشور‌های دیگر نظیر اندونزی، مصر، پاناما و روسیه نیز تکرار شود.

{$sepehr_key_206706}

تقسیم قدرت در گلوگاه‌های تجارت

در نظام کشتیرانی بین‌الملل، تعداد تنگه‌های قابل‌تردد دریایی (Maritime chokepoints) به بیش از ۱۲۰ مورد می‌رسد. با این حال، اگر این فهرست بلندبالا را از منظر کارکردی و اهمیت اقتصادی طبقه‌بندی کنیم، می‌توان آن را در قالب سه بلوک راهبردی خلاصه کرد: انرژی، نفت و پتروشیمی، تجارت صنعتی و ترانزیت کالا و نهایتاً غلات و زنجیره تأمین غذایی. بر این اساس، تنها حدود ۱۲ شاهراه دریایی به‌عنوان گلوگاه‌های تعیین‌کننده شریان‌های جهانی باقی می‌مانند؛ گذرگاه‌هایی که نه‌فقط انسداد بلکه حتی اختلال در آنها می‌تواند اقتصاد جهان را دستخوش تغییرات بنیادین کند.

عصر فرمانروایان تنگه‌ها | آیا الگوی هرمز در تنگه‌های دیگر جهان تکرار می‌شود؟

۱) بلوک انرژی، نفت و پتروشیمی

تنگه هرمز میان ایران و عمان: اینجا شاهراه اتصال صادرات نفت و گاز خلیج فارس به بازار‌های جهانی است. هرگونه اختلال در این گذرگاه به‌صورت مستقیم بر قیمت انرژی و غیرمستقیم بر فعالیت همه صنایع اثر می‌گذارد.

تنگه باب‌المندب میان یمن و جیبوتی: اینجا تنها نقطه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند محسوب می‌شود؛ مسیر حیاتی انتقال نفت و فرآورده‌های انرژی که با گذشت از کانال سوئز، صنایع اروپا را تغذیه می‌کنند.

کانال سوئز در مصر: اینجا مسیر کلیدی انتقال انرژی از خاورمیانه به مدیترانه و اروپاست. نقش سوئز در کاهش زمان و هزینه ترانزیت انرژی حیثیتی است.

تنگه دانمارک میان دانمارک و ایسلند: اینجا دروازه ورود انرژی روسیه و کشور‌های حوزه اسکاندیناوی به صنایع اروپایی است تا از طریق آن نفتکش‌ها بتوانند از اقیانوس منجمد شمالی و دریای شمال، خود را به اقیانوس اطلس برسانند.

۲) بلوک تجارت صنعتی و ترانزیت کالا

تنگه مالاکا میان مالزی و اندونزی: اینجا مهم‌ترین مسیر کشتیرانی در شرق آسیا و حلقه اتصال دو اقیانوس هند و آرام است. وابستگی مستقیم غول‌های صنعت آسیا در چین، ژاپن و کره، اهمیت تعیین‌کننده این تنگه را دوچندان می‌کند.

تنگه سوندا در اندونزی: اینجا اگرچه خود یک معبر مهم برای کشتیرانی است، اما درعمل به مسیر جایگزینی برای تنگه مالاکا تبدیل شده تا معبری برای تردد کشتی‌های بزرگ در شرایط بحران یا انسداد مسیر اصلی باشد.

تنگه لومبوک در اندونزی: اینجا یکی از عمیق‌ترین و ایده‌آل‌ترین معابر برای تردد کشتی‌های سنگین است. تنگه لومبوک محوری جایگزین در شبکه ترانزیت اقیانوس هند به اقیانوس آرام محسوب می‌شود.

تنگه تایوان میان چین و تایوان: اینجا شاهراه ترانزیت حساس‌ترین محصولات در حوزه فناوری است و علاوه بر جنبه تجاری، بار سنگین ژئوپلیتیکی و امنیتی هم دارد. حدود ۷۰ درصد از کل بازار تولید تراشه‌های جهان و ۹۰ درصد از پیشرفته‌ترین تراشه‌های نیمه‌هادی (HEC) با تکیه بر فعالیت این تنگه تأمین می‌شود.

۳) بلوک غلات و مواد غذایی:

تنگه جبل‌الطارق میان اسپانیا و مراکش: اینجا دروازه اتصال دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس و اصلی‌ترین مسیر برای انتقال کالا‌های اساسی میان اروپا، آفریقا و آمریکا محسوب می‌شود. میتوان ادعا کرد با انسداد جبل‌الطارق، بنادر راهبردی اروپا کاملاً تعطیل خواهند شد.

تنگه‌های بسفر و داردانل در ترکیه: اینجا تنها مسیرهای خروجی دریای سیاه به آب‌های آزاد است؛ دو تنگه دوقلو که بلافاصله پشت یکدیگر قرار دارند و نقش کلیدی در صادرات غلات روسیه و اوکراین به بازار‌های جهانی برعهده آن‌هاست.

تنگه ماژلان میان شیلی و آرژانتین: اینجا جنوبی‌ترین مسیر کشتیرانی در آمریکای جنوبی و نقطه اتصال اقیانوس‌های اطلس و آرام است. این تنگه اگرچه مسیر جایگزین برای کانال پاناما است، اما جایگاهی راهبردی در پایداری شبکه حمل‌ونقل جهانی دارد.

کانال پاناما در پاناما: این یک مسیر مصنوعی برای ترانزیت غلات، کالا و انرژی است که ذاتاً برای کاهش مسیر و هزینه تردد میان دو اقیانوس اطلس و آرام ایجاد شد. اکنون کانال پاناما یکی از نقاط کلیدی در زنجیره تأمین جهانی است.

این آغاز یک دوره جدید است‌

نمی‌توان انکار کرد که ماجرای هرمز ابتدا «یک تصمیم منطقه‌ای» بود؛ راهبردی از سوی ایران که برای تنبیه مؤثر ائتلاف متجاوز اجرا شد. با این حال، تأثیر آن خیلی زود به کل دنیا تسری پیدا کرد و زیربنای «تغییر نظم کشتیرانی در دریاها» شد. حالا دیگر تنگه‌ها فراتر از مسیری برای عبور کشتی‌ها به واحد‌های بالفعل قدرت تبدیل شده‌اند و کنترل یا اختلال در آنها می‌تواند از قیمت انرژی تا ثبات زنجیره تأمین را بازتعریف کند. منصفانه قضاوت کنیم، دیر یا زود چنین شرایطی در دنیا ایجاد می‌شد. فقط استراتژی سبکسرانه رئیس‌جمهور آمریکا در این دوره به یک خطای راهبردی تبدیل شد و نظم نوین جهانی را در یک الگوی چندقطبی تسریع کرد.

{$sepehr_key_206707}