به گزارش شهربانو، عالیه عطایی در سال ۱۳۶۰ متولد شد. کودکی را در مرز ایران و افغانستان و منطقهٔ مرزی درمیان، از توابع خراسان جنوبی، گذرانده و مدرک دیپلم خود را در شهرستان بیرجند گرفته است. در هجدهسالگی برای تحصیل به تهران رفت و مدرک فوقلیسانس خود را در حوزه ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران دریافت کرد. عمده فعالیت عالیه عطایی در زمینه نویسندگی به ادبیات مهاجرت اختصاص دارد. او در کنار تألیف کتاب، با نشریاتی، چون داستان همشهری، مجله تجربه، مجله سان و مجله ناداستان همکاری داشته و آثاری را نیز در نشریات انگلیسیزبان و فارسیزبان منتشر کرده است. جایزه ادبی مهرگان ادب برای رمان کافورپوش، جایزه ادبی مشهد برای کتاب چشم سگ و جایزه ادبی ما برای کتاب کورسرخی تنها بخش کوچکی از افتخارات اوست.
«کافورپوش»، داستان گمشده، حس فقدان جستوجو برای یافتن است. مانی خواهر دوقلویی داشته که گمش کرده است. نمیداند او کجاست و چه سرنوشتی یافته و اصلا چرا گم شده است. جستوجوی مانی برای یافتن خواهرش او را به منشأ بسیاری از زخمها، تشویشها و سرخوردگیهای زندگی حاصل از حجم رازهای پشت پرده مانده زندگی خود و خانوادهاش میرساند. همین مسئله در کنار زبان و لحن همراه با عنصر خیال عالیه عطایی، پیشبرنده روایت در «کافورپوش» است. نویسنده از کلیشهها گریزان نیست و به جای فرار و حذف کلیشهها، از آنها در جهت واقعی شدن داستان بهره میجوید. مانند بستر اصلی داستان که نقصانی ژنتیکی است: وجود نامادری که مهرش به دل مانی نمینشیند و با همه تلاشش، جانشین مادر است، مهاجرت به تهران که دلچسب مهاجر نیست، تحصیلات و کتاب و شعری که بر خلاف انتظار موفقیت به دنبال ندارد. همه اینها گرچه کلیشه محسوب میشوند، نویسنده برای جهت معنابخشی به داستان و ساخت لایه رویی از آنها بهره میجوید.
«کافورپوش» برخلاف بسیاری از آثار نشر ققنوس که قصهمحور هستند، در زمره آثار ذهنی به شمار میرود. مخاطب آن خاص است و کشمکشهای آن درونفردی است، نه کشمکشهای بیرونی فرد با جامعه یا افراد دیگر.
{$sepehr_key_206864}