به گزارش شهرآرانیوز؛ زهرا فراست اظهار کرد: فراتر از وظیفه ثبت وقایع، دوربین به من این امکان را داد تا به مردم نزدیکتر شوم و درد و رنج آنها را از نزدیک لمس کنم. دوربین اجازه داد تا به جای نشستن در خانه و خواندن گزارشها، با سوگ مردم مواجه شوم و این رویارویی برایم بسیار ارزشمند بود.
وی درباره چالشهای اخلاقی و عاطفی در این روزها و همچنین تعادل برقرار کردن بین وظیفه و احساساتش گفت: بزرگترین چالش من در این مدت، درگیری شدید احساساتم بود. به عنوان یک زن، مدیریت عواطف در لحظاتی که غم بر انسان غلبه میکند، بسیار دشوار است. مدام باید خودم را قانع میکردم که اکنون وقت انجام وظیفه است و سوگواری را باید به وقت دیگری موکول کنم. با این حال، لحظاتی بود که نگاه انسانی بر وظیفه حرفهای پیشی میگرفت؛ گاهی چنان با سوژهها پیوند عاطفی برقرار میکردم که ترجیح میدادم دوربین را کنار بگذارم، زنی را که گریه میکند در آغوش بگیرم و به او دلداری بدهم. بارها پیش آمد که از یک لوکیشن با دست خالی و بدون عکس برمیگشتم، اما کولهباری از قصه و روایت با خود داشتم؛ چرا که در آن لحظات، «انسان بودن» را به «عکاس بودن» ترجیح داده بودم.
این بانوی عکاس درباره مرز عکاسی خبری و مستند در جنگ، توضیح داد: معتقدم در زمان بحران، مرز میان «عکس خبری» و «مستند جنگی» از بین میرود. حتی یک گزارش ساده از اصابت موشک به یک اداره، به بخشی از مستندات ماندگار تاریخ تبدیل میشود که تاریخ انقضا ندارد. ما و همکارانمان تمام توان خود را به کار بستیم تا تصویری حقیقی و بدون سانسور از این ایثار و رنج به جهان مخابره کنیم. اگرچه بسیاری از این عکسها در سطح جهانی دیده و «وایرال» شدند، اما صادقانه باید گفت که عمق درد و غمی که مردم با پوست و گوشت خود حس کردند، بسیار فراتر از آن چیزی است که در قاب تصاویر میگنجد؛ درست مانند جنگ هشتساله که ما امروز با دیدن عکسهایش متوجه سختی آن دوران میشویم، اما درک عمق واقعی آن رنج تنها برای کسانی ممکن است که در آن زیستهاند.
فراست در مورد تفاوت عکاسی جنگ در دوران قدیم و جدید عنوان کرد: قدرت فضای مجازی در دوران مدرن، صدای مظلومیت را با سرعتی باورنکردنی به دنیا میرساند و این تاثیرگذاری، مسئولیت ما را دوچندان کرده است. در این چهل روز، بارها مرز میان وظیفه و غریزه انسانی برایم کمرنگ شد.
{$sepehr_key_206956}
وی تصریح کرد: هدف من از فشردن شاتر، ایستادن در برابر «فراموشی» است. میخواستم اگر روزی کسی نبود تا از این روزها بگوید، عکسها سخن بگویند، اما در این مسیر، تنها راوی ویرانی نبودم؛ من در دل همان آوارها، امید را دیدم. مردمی که با وجود تمام رنجها، از بالا نگاه داشتن پرچم و ایستادگی حرف میزدند. اینها شعار نیست؛ حقایقی است که ما از نزدیک لمس کردیم و من تلاش کردم تا در کنار غم، این شکوه پایداری را هم در عکسهایم ماندگار کنم.
منبع: مهر