محمد عنبرسوز | شهرآرانیوز؛ سریال «بیگانگان»، به کارگردانی راما قویدل و تهیه کنندگی اکبرتحویلیان، از تولیدات جدید تلویزیون است که تلاش میکند یک تریلر جذاب با رعایت استاندارد گونه امنیتی و جاسوسی باشد. این مجموعه، تصویری متفاوت از یکی از مهمترین بحرانهای تروریستی معاصر جهان را ارائه میدهد و مزیت مهم آن ورود دوربین به پوشیدهترین سطوح ساختار داعش است. «بیگانگان» که توسط مرکز سیمافیلم تولید و از شبکه ۳ سیما پخش میشود، به قسمتهای واپسین خود میرسد؛ در حالی که توانست نزدیک به یک ماه توجه مخاطبان تلویزیون را به خود جلب کند.
داستان سریال در حوالی سالهای میانی دهه ۱۳۹۰ میگذرد و حول محور پزشکی جوان به نام محمدرضا الوند شکل میگیرد؛ شخصیتی که در آستانه مهاجرت به آلمان برای ادامه تحصیل است، اما به واسطه یک مأموریت برون مرزی در قالب پزشکان بدون مرز، مسیر زندگی اش دستخوش تغییر میشود. حضور در مناطق بحران زده، همکاری با گروههای امدادی و در نهایت گرفتار شدن در بطن درگیریهای منطقهای، او را به دل فضایی پرتنش و خطرناک میکشاند که در آن، مرز میان مسئولیت انسانی و اهداف شخصی، به شکلی پیچیده درهم تنیده میشود.
در سالهای اخیر، ژانر سریالهای امنیتی با محوریت جنگهای معاصر و به ویژه مضامین اطلاعاتی و جاسوسی، سهم قابل توجهی از تولیدات تلویزیونی، شبکه نمایش خانگی و فیلمهای سینمای ایران را به خود اختصاص داده است. در این میان، پرداختن به گروهک مخوفی به نام داعش اغلب با رویکردی کلیشهای همراه بوده؛ تصویری از گروهی خون ریز، بی نظم و صرفا متکی بر عملیاتهای انتحاری. اما یکی از مهمترین نقاط قوت «بیگانگان» در همین نقطه شکل میگیرد.
این سریال، داعش را نه به عنوان یک قبیله متهور و آشوب زده، بلکه در قالب ساختاری منسجم و سازمان یافته به تصویر میکشد؛ مجموعهای با نظام اداری، سازوکار مالی، ساختار حقوقی و حتی چارت سازمانی مشخص. این نوع نگاه، روایتی بدیع و کمتر دیده شده از خونریزترین گروه تروریستی امروز جهان است و به مخاطب این امکان را میدهد که با وجوه پیچیدهتر و البته واقعی تری از این پدیده آشنا شود.
بدین ترتیب، «بیگانگان» از سطح نمایش عملیاتهای انتحاری فراتر میرود و به ابعاد تاریک تری از فعالیتهای داعش میپردازد؛ موضوعاتی تکان دهنده همچون شبکه قاچاق اعضای بدن کودکان و تجارت آثار باستانی (بخوانید غارت میراث فرهنگی کشورهای خاورمیانه). پرداختن به چنین سوژههایی که پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند، باعث شده تصویر ارائه شده در این سریال، به روزتر و عمیقتر به نظر برسد؛ لذا میتوان گفت که «بیگانگان»، در مقایسه با بسیاری از تولیدات مشابه سالهای اخیر، یک گام جلوتر رفته است.
با وجود انتخاب هوشمندانه سوژه، سریال راماقویدل در حوزه شخصیت پردازی به مراتب ضعیفتر عمل میکند. فیلمنامه «بیگانگان» توان چندانی در بازنمایی جزئیات شخصیتی از خود نشان نمیدهد و به جز چند کاراکتر اصلی، اغلب شخصیتها در قالب تیپهایی از پیش ساخته باقی میمانند. داعشی ها، از یک نیروی جزء گرفته تا نماینده خلیفه، عموما شبیه به یکدیگرند و پرداخت نیروهای مقاومت نیز از الگوهای مشابهی پیروی میکند؛ گویی هر جبهه تنها یک یا دو چهره متمایز دارد و باقی، صرفا برای پر کردن قاب در فیلمنامه گنجانده شدهاند.
این مسئله زمانی پررنگتر میشود که بدانیم سریال با بیش از ۳۰ قسمت و تعداد قابل توجهی پرسوناژ، ظرفیت تبدیل شدن به اثری پیچیده و چندلایه را داشته است. اگر این شخصیتها از سطح تیپ فراتر میرفتند، «بیگانگان» میتوانست به یک تریلر ماندگار و اثرگذار بدل شود که علاوه بر پیام محتوایی، از منظر دراماتیک نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
یکی دیگر از چالشهای جدی «بیگانگان» به حوزه اجرا بازمی گردد. به نظر میرسد این پروژه با محدودیتهای مالی قابل توجهی مواجه بوده و همین مسئله، کیفیت نهایی اثر را تحت الشعاع قرار داده است. مشخصا، در صحنههای تعقیب و گریز، به جای نمایش صحنههای پرهیجان و حتی تصادفات جادهای، دوربین اغلب به نماهای بسته از چهره بازیگران یا حتی نمای لاستیک خودرو بسنده میکند.
در سکانسهای جنگی نیز فقدان جلوههای ویژه میدانی به وضوح احساس میشود؛ به گونهای که درگیری ها، در سادهترین و کم هزینهترین شکل ممکن، اجرا شدهاند. نمونه بارز این مسئله را میتوان در سکانس شبیخون نیروهای مقاومت به بیمارستان مشاهده کرد؛ جایی که کل درگیری به چند برخورد محدود با استفاده از شوکر خلاصه میشود، بدون آنکه حتی یک صحنه جدی تیراندازی یا درگیری فیزیکی پیچیده به تصویر کشیده شود.
{$sepehr_key_207071}
مشکل بودجه، در انتخاب و ترکیب بازیگران «بیگانگان» نیز نمود پیدا کرده است. بخش قابل توجهی از بازیگران این اثر را یا نابازیگرانی تشکیل میدهند که اجراهایی خام و تصنعی را مقابل دوربین میبرند و یا هنرپیشههایی از جمله مهران رجبی، ارسلان قاسمی، امیرحسینصدیق، هلن نقی لو و مریم کاویانی که توان کافی برای پیشبرد بار دراماتیک اثر ندارند و اغلب ریتم سریال را دچار خدشه میکنند.
سپردن نقش اصلی به محمدرضاهلال زاده، بدون پشتوانهای مشخص از تجربه یا توان بازیگری، از جمله تصمیمهای دیگری است که به کلیت این اثر آسیب زده است و او نمیتواند حتی نیمی از ظرفیتهای کاراکتر محمدرضا را بالفعل کند. با این حال، در میان بازیهای «بیگانگان»، اجرای قابل توجه و جذابی هم به چشم میخورد. محمد نادری که بیشتر با نقشهای کمدی شناخته میشود، در این مجموعه حضوری متفاوت و جدی دارد و با ایفای دو نقش در دو جبهه مختلف، عملکردی قابل قبول ارائه میدهد.