به گزارش شهرآرانیوز، در میان اظهارنظرهای متنوع تحلیلگران، دیپلماتها و رسانههای جهانی از دو سوی اقیانوس اطلس تا شرق آسیا، یک موضوع بهطور مداوم و تقریباً در تمام تحلیلها تکرار میشود و همه خطوط کمرنگ را در یک نقطه مشترک به هم پیوند میزند: ایران علیرغم فشار حداکثری و حملات نظامی گسترده، نهتنها تسلیم نشده، که با ایستادگی خود معادلات منطقهای و جهانی را بازتعریف کرده و آمریکا را درگیر بنبستی تاریخی کرده است. این واقعیت، که اکنون از زبان مقامات سابق آمریکایی، تحلیلگران اروپایی و صداهای مستقل منطقهای تکرار میشود، نشاندهنده دگردیسی عمیقی در نظم بینالملل است؛ جایی که یک ابرقدرت نظامی با وجود برتری آشکار تسلیحاتی، در برابر اراده یک ملت ایستاده، نهتنها به اهداف خود نرسیده، که در چاهی فرسایشی افتاده که خروج از آن بدون پذیرش شکست راهبردی ناممکن به نظر میرسد.
در میان جنگ رسانهای گسترده غرب برای انزوای ایران، نگاهی متفاوت و البته بسیار ارزشمند از جانب همسایگان شرقی طنینانداز میشود. کوآترینا حسین، روزنامهنگار باسابقه پاکستانی، با زبانی صریح و عاری از ملاحظات دیپلماتیک رایج، دلیل حمایت قاطع خود از ایران را چنین بیان میکند: «ایران تنها کشوری است که جرأت کرد به آمریکا و اسرائیل بگوید بروید گمشوید. ایران تنها کشوری است که برای غزه و لبنان ایستاد.» این سخنان در حاشیه یک نکته کلیدی قرار میگیرند؛ او تأکید میکند که این ایستادگی شجاعانه آنقدر ارزشمند است که مرزهای مذهبی و فرقهای را درهم مینوردد. این نگاه، رمز موفقیت راهبردی ایران را آشکار میسازد؛ ایران با اتکا به اصل عدالتخواهی و حمایت از مظلوم، توانسته است فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی، هویتی فرامنطقهای بسازد. علیاکبر ولایتی نیز این واقعیت را با عبارتی شیوا خلاصه میکند: «اکنون ایران واحد در مقابل جبهه عبری-عربی-آمریکایی ایستاده است؛ همه عالم تن است و ایران دل.» در همین راستا، یانیس واروفاکیس، اقتصاددان یونانی، تأکید میکند که ایران با قرار دادن آمریکا در تلهای که پیروزی در آن غیرممکن است، معنای پیروزی را عوض کرده است؛ این یک «کیش و مات» استراتژیک است، نه تخفیف نظامی.
{$sepehr_key_207292}
در حالی که میدان نبرد گواه مقاومت قاطعانه ایران است، جمهوری اسلامی دست از تلاشهای دیپلماتیک برنداشته است، اما این بار از موضع قدرت. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، سفر به اسلامآباد را «بسیار ثمربخش» توصیف کرد که در آن چارچوبی عملی برای پایان دائمی جنگ ارائه شد. با این حال، پرسش کلیدی که او مطرح میکند، وجود «اراده جدی» در آمریکا برای پیشبرد دیپلماسی است. این در حالی است که بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، تأکید میکند هیچ دیداری بین ایران و آمریکا برنامهریزی نشده و نظرات ایران صرفاً از طریق واسطهها منتقل میشود. در مقابل، وایتکاف و کوشنر، مشاوران ترامپ به دستور او و در راستای همین نبود اراده جدی تیم آمریکایی راهی پاکستان نشدهاند، نورالدین الدغیر، خبرنگار الجزیره، گزارش میدهد که «تا این لحظه هیچ نشانه مثبتی در مورد مذاکرات وجود ندارد.» این آشفتگی در تصمیمگیری نشان میدهد که آمریکا هنوز در فضای بدونراهبرد به سر میبرد و ایران بر سر خواستههای «حداکثری» واشنگتن خط قرمز کشیده است.
از درون خود غرب، صداهای آگاهانهای مهر تأیید بر بنبست آمریکا میزنند. آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده ارشد سابق آمریکا، اعتراف میکند که ترامپ «جعبه پاندورای جنگ» را گشوده و اکنون ایران «واقعیتهای نوین پساجنگی» ایجاد کرده که ترامپ قادر به پذیرش آن نیست. توماس ژونو، استاد دانشگاه اتاوا، جنگ را نمونهای از «آغاز جنگی بدون هدف نهایی مشخص، بدون استراتژی منسجم و با بداههپردازی مداوم» میخواند که آمریکا را در «موقعیتی بنبست» قرار داده است. این تحلیلها با گزارشهای رسانهای تقویت میشوند: بیبیسی از «گیجی» دولت ترامپ سخن میگوید و تلگراف از «فروپاشی پنتاگون زیر فشار جنگ» و برکناری فرماندهان ارشد خبر میدهد. در این میان، جان میرشایمر صریحاً میگوید: «هیچ راهبردی برای پیروزی مقابل ایران نداریم؛ چراکه ایرانیها تا آخرین نفر خواهند جنگید.»
جنگ، اقتصاد جهانی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. پل کروگمن، برنده نوبل اقتصاد، هشدار میدهد که جهان خطر رکود شدید ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را دستکم گرفته است. بر اساس گزارش موسسه کپلر، کسری عرضه نفت تا پایان آوریل به ۷۰۰ میلیون بشکه میرسد. استیون براون از کپیتال اکونومیکس هشدار میدهد که جنگ «ذخایر جهانی پلاستیک و آلومینیوم» را تهدید میکند؛ حدود ۲۵ درصد پلیپروپیلن و پلیاتیلن جهان از غرب آسیا صادر میشود و کمبود آن ظرف ۳ ماه به خودروسازان جهان شوک وارد خواهد کرد. فایننشال تایمز از کاهش ۷۰ درصدی تولید انرژی در آسیا خبر میدهد. در این میان، رییس امور جهانی گلدمن ساکس اعتراف میکند که «وضعیت تنگه هرمز هیچوقت مانند قبل نخواهد شد» و ایرانیها کنترل خود را بر آنچه عبور میکند حفظ خواهند کرد. وی افزود که کشورهای عربی معتقدند «آمریکا زودتر از ایران تسلیم میشود» چرا که «آستانه تحمل ایرانیها بالاتر از هر کسی است.» این در حالی است که علیرغم تحریمها، تانکر ترکرز از بارگیری ۶ میلیون بشکه نفت در جزیره خارگ خبر میدهد و گزارشها حاکی از ارسال بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت به چین از زمان آغاز محاصره است.
در داخل آمریکا، بحران به اوج خود رسیده است. نشریه هیل از «زوال ترامپ» بهعنوان یک «وضعیت اضطراری» یاد میکند و رفتارهای او را شبیه «کودک شش ساله» توصیف میکند که «غبار هستهای» و «قایقهای آبی» را به زبان میآورد. دیلیبیست از «فروپاشی» ترامپ در ساعت ۳ صبح با ۱۸ پست در شبکه اجتماعی خبر میدهد. مری ترامپ، خواهرزاده او، بین رفتارهای دونالد و پدربزرگش که نشانههای زوال عقل داشت، تشابه میبیند. در عرصه سیاسی، نظرسنجیها نشان میدهند ۵۵ درصد آمریکاییها از استیضاح حمایت میکنند، اما مگان کلی اعتراف میکند آمریکاییها «عصبانی» هستند، زیرا ترامپ «هیچ کاری جز بدتر کردن اوضاع انجام نداده است.» تاکر کارلسون، ستاره محافظهکار فاکس نیوز، احساس «خیانت» میکند و میگوید ترامپ توسط «نئوکانها» احاطه شده و به وعدههای ضدجنگ خود خیانت کرده است. در همین حال، محدودیت ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگ ۱۹۷۳ در حال سررسید است و کنگره را در برابر دوراهی قرار میدهد: «یا پایان جنگ یا نقض آشکار قانون اساسی.»
همزمان، رژیم صهیونیستی در بحرانی عمیق فرو رفته است. روزنامه معاریو، نتانیاهو را «بزرگترین فاجعه تاریخ اسرائیل» میخواند که «جامعه اسرائیل» را تجزیه کرده است. هاآرتص فاش میکند که نظامیان اسرائیلی به «سرقت اموال مردم لبنان» از مبلمان تا سیگار مشغولند و این روند به «رفتاری عادی» تبدیل شده است. همین منبع از «اختلالات روانی شدید» در میان نظامیان اسرائیلی خبر میدهد که منجر به استعفا یا ترک اسرائیل شده است. جان سیمپسون از بیبیسی نیز اسرائیل را برای سه سال پیاپی «مرگبارترین کشور برای روزنامهنگاران» میخواند.
در سطح جهانی، اعتماد به آمریکا در حال فروپاشی است. امانوئل مکرون اعلام میکند که «آمریکا دیگر قابل اعتماد نیست» و قدرتهای بزرگ علیه اروپا به جان هم افتادهاند. کریس هجز پیشبینی میکند که خروج آمریکا از منطقه «اختیاری نیست و اجباری خواهد بود.» کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که پایگاههای آمریکا «هدف» هستند نه «سپر امنیتی.» در این میان، آلمان اعزام ناوگان مینروب را به «بعد از جنگ» موکول کرده و ترکیه با تصریح وزیر اقتصاد، تجارت با ایران را از طریق گذرگاه گوربلاک و خطوط ریلی و هوایی گسترش میدهد. حتی مالزی به جمع کشورهایی پیوسته که مستقل از آمریکا، برای عبور نفتکشهای خود با ایران مذاکره میکنند. این تحولات نشان میدهد که جهان در حال گذار از نظمی است که در آن آمریکا تنها قطب قدرت بود، به سمت نظمی چندقطبی که در آن ایران بهعنوان یک قدرت مستقل و تأثیرگذار، معادلات تازه منطقهای و جهانی را تعیین میکند.
{$sepehr_key_207291}