به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت حدود ۱۰ صبح دیروز بود که منابع خبری از کشف اجساد یک خانواده مسافر در ورودی مشهد باخبرم کردند. موقعیت اولیه محور باغچه و شهرستان ملکآباد بود. اما پس از چند تماس با افراد آگاه از پرونده، راهی ورودی مشهد از سمت چناران شدم. چادر این مسافران دقیقا مقابل مرکز درمانی طالقانی برپا شده بود.
بوی بدی از سمت چادرها میآمد، تا جایی که کسی توان جلورفتن نداشت. اما در صفحه حوادث از «نمیتوانم» و «نمیشود» خبری نیست. باید جلو میرفتم و چنین کردم. نمیدانم خاطره دیدن سه جسد متعلق به اعضای یک خانواده که دچار فساد نعشی شده و متورم و سیاه بودند، تا کی همراهم خواهد بود. هنوز پس از گذشت چندینساعت حالم از آنچه بهناچار دیدم، بد است. در چادر اول جسد مردی جوان قرار داشت.
در این چادر سه پیکنیک و نیز ظرفی حاوی مقداری زغال قلیان بود که خاکستر شده بود. در بررسی این سه پیکنیک مشخص شد ردپای قاتل خاموش در این صحنه مشهود است. با گذر از مرد جوان به سراغ چادر دوم رفتم. زیپ چادر مسافرتی با قفل کوچکی بسته شده بود. به همین دلیل مأموران پیش از حضور ما گوشهای از چادر مسافرتی دوم را پاره کرده بودند و با پیکر بیجان دختربچهای خردسال روبهرو شده بودند که در آغوش مادر جوانش جان باخته بود.
پس از پیداشدن این اجساد، مأموران موضوع را به قاضی صادق صفری، بازپرس ویژه قتل عمد، اعلام کرده بودند. فرضیه مرگ این خانواده بهواسطه قاتل خاموش پررنگ بود، اما قاضی ویژه قتل، دستوراتی تخصصی پیرامون تحقیق درباره مرگ این افراد و انتقال اجساد آنها به پزشکیقانونی صادر کرد.
در همان بدو ورود به محل حادثه، این پرسش ذهن ما را درگیر کرده بود که چطور در محلی به این شلوغی چند روز طول کشیده است تا این اجساد پیدا شود! بهویژه اینکه این افراد در مکانی پرتردد و شلوغ مثل حاشیه جاده سنتو و در مجاورت داروخانه بیمارستان طالقانی چادر زده بودند.
علاوه بر این، محل حادثه مکان اتراق موقت مسافران و همراهان بیماران بستری در بیمارستان طالقانی نیز بود. شاید همین شلوغی سبب شد پس از گذشت دستکم سهچهار روز، اجساد این چادرنشینها پیدا شود؛ هرچند این افراد ممکن بود در هر مکان دیگری چادر بزنند و این حادثه در محلی دیگر برای آنها رخ دهد.
با کشف اجساد، مانند بسیاری از حوادث، شهروندانی برای کنجکاوی و اطلاع از ماجرا به محل حادثه نزدیک میشدند. برخی از این افراد در همین محدوده مشغولبهکار بودند؛ افرادی که با طرح ادعاهای مختلفی درباره متوفیان، مدعی بودند آنها را دیدهاند. یکی از این افراد، کارگری بود که در یک مرکز صنعتی کار میکرد.
او به خبرنگار ما گفت که یک هفته قبل، مردی جوان را دیده که مشغول کشیدن پلاستیک به دور چادرهای مسافرتی بوده است. اما پارکبانی که خبر کشف این سه جسد را به پلیس داده بود، اظهارات بیشتری برای گفتن داشت. او درباره قربانیان این دو چادر گفت: چهار روز قبل به اینجا آمدم و به مرد جوانی که بعدا جسدش را پیدا کردم، گفتم اینجا اجازه چادرزدن ندارید. او گفت ما مسافر هستیم و منتظر بازگشت همسرم هستم.
وقتی او برگردد، از اینجا خواهیم رفت. متأسفانه پس از این گفتوگو من تا امروز به مرخصی رفتم. وقتی به بوستان برگشتم، یکی از همکارانم گفت که از این دو چادر بوی عجیبی میآید و باید به آنها تذکر بدهیم. من که از دیدن چادرها تعجب کرده بودم، بلافاصله برای تذکر به آنها رفتم، اما وقتی نزدیک شدم، متوجه بوی اجساد شدم و بلافاصله با پلیس تماس گرفتم.
{$sepehr_key_207393}
با توجه به اینکه چند روز از ماندن اجساد در چادرهای مسافرتی میگذشت و وسایل زیادی در چادرها بود، برای انتقال اجساد از پاکبانان شهرداری درخواست کمک شد. با حضور پاکبانان، هرسه جسد به پزشکیقانونی منتقل شد. پس از انتقال اجساد، نوبت به بررسی وسایل داخل این دو چادر رسید.
مرد جوان پیش از مرگش به پارکبان بوستان گفته بود مسافر است، اما در بررسی مدارک شناسایی کشفشده از چادر مشخص شد هرسه متوفی متولد مشهد هستند. در ادامه بررسی وسایل موجود در چادرها دو دستگاه گوشی تلفنهمراه، چندین کوله مسافرتی بزرگ حاوی لباس، وسایل الکترونیکی، بخاری برقی، ظروف و... پیدا و صورتجلسه شد. با دستور قاضی ویژه قتل، تحقیقات پلیس درباره کشف علت مرگ این افراد و دلیل حضور آنها در چادر مسافرتی ادامه دارد.