به گزارش شهرآرانیوز؛ تجربههای تاریخی نشان داده است که مردم ایران، شهرهترین آدمهای دوران در ایثار و فداکاریاند. اصلا هر اتفاق تلخ، موجی از جریانهای شیرین به پا میکند که حتی رسانههای غربی هم نمیتوانند از کنار آن راحت بگذرند. باهم بودن و کنارهم بودنشان در شرایط سخت، تیتر خبری رسانههای دنیا شده است؛ همان آدمهایی که در شبهای سرد زمستان، از حال واحوال هم غافل نیستند و موجی از گرما برای آدمهای بی بضاعت و کارتن خواب ایجاد میکنند. همانها در میدان جنگ به اشکال مختلف، ظهور و بروز مییابند و به عینه، خوب زندگی کردن را نشانمان میدهند. در دنیای خبر و سیاست و اقتصاد، بیماران خاص، برخطترین و حساسترین افراد هستند. اختلال در تأمین و توزیع دارو، زنگ خطری برای سلامت آن هاست.
اجازه بدهید روایت را از همین نقطه شروع کنیم و روی دیگری از زندگی کسانی را باهم ببینیم که ثابت کردهاند انجام دادن کار خیر نه به قشر خاصی مربوط میشود نه به ایام و زمان ویژهای. مردم ما با هر نوع عقیده و باوری که دارند، از هر حزب و گروهی که هستند، پای فعالیتهای انسان دوستانه خود ایستادهاند، حتی در سختترین شرایط.
هاجر شریفی سال هاست مدیریت بنیاد بین المللی پیشگیری و کنترل دیابت مشهد را برعهده دارد. او در مقدمه از مشکلاتی که بیماران با آن مواجهند، حرف به میان میآورد و میگوید: تأمین هزینههای بیماران صعب العلاج، یکی از موضوعاتی است که خیران همیشه پیگیر آن بودهاند. علاوه بر این، کمبود دارو و تجهیزاتی که وارداتی است، زنجیرهای را تشکیل میدهد که زندگی را به کام خانوادهها تلخ میکند و قطعا تأثیرگذاری رویدادی مثل جنگ در این حوزه، فراگیرتر خواهد بود.
او میگوید: ببینید ارتباط ما با بسیاری از کشورها، قطع و مسیر واردات داروها، بسته شده است. به اینها اضافه کنید کمبود داروهای خارجی را که به تحریمها گره خورده است و نتیجه آن، هم کمیاب شدن و هم افزایش قیمت اقلام ضروری برای استفاده بچههای ماست. فرضا نوار تستهایی که قیمتش قبلا بین ۲۰۰ تا ۳۰۰هزار تومان بوده است، یک دفعه با افزایش چهار یا پنج برابری روبه رو میشود. چالش جفت وجور کردن هزینه و تأمین دارو از یک سو و کم کیفیتی اش از طرف دیگر، بیمار را نگران میکند که حالا قرار است چه اتفاقی بیفتد. اما در همین وضعیت بحرانی هم، مردم پای کار هستند.
شریفی، عبارت «پای کاربودن» را باافتخار بیان میکند و ادامه میدهد: جالب اینجاست که همین افراد نیازمند، به همدیگر کمک میکنند. تأمین انسولین، یکی از ضروریات زندگی بیماران دیابتی است. کمبود دارو در این حوزه، برابر است با به خطر افتادن جان آن ها؛ یعنی مواجه شدن افراد مبتلا به تاری دید، مشکل کلیه و زخمهایی که منجر به قطع عضو میشود.
او ادامه میدهد: همان طور که گفتم، ما در این ایام علاوه بر مردم، از طرف خود بیماران هم ایثار دیدهایم. انجمن اعلام کرد داروها را انبار نکنید. با وجود وضعیتی که میدانند جنگی است و تهیه و تأمین داروها به این راحتیها نیست و واقف بودند که تأمین و تهیه آن برای خودشان سخت است، باورتان نمیشود تا چه اندازه پای کار بودند و حاضر شدند همان میزان داشتههای خود را که برایشان حیاتی است، با دیگر بیماران تقسیم کنند. آدمیم دیگر؛ تحمل دیدن درد و رنج همدیگر را نداریم و نمیتوانیم طاقت بیاوریم.
شریفی، مکث کوتاهی میکند و ادامه میدهد: خود نام جنگ به تنهایی استرس زاست. شما فکر کنید رنج بیماری، التهاب روزهای زندگی را بیشتر میکند. اما همین جنگ و همین بحران و شرایط سخت، برخی قابلیتهای نهفته را رو میکند؛ اینکه انسانیت حدومرز ندارد. بگذارید نمونهای دیگر از این جریانهای بشردوستانه را تعریف کنم. اتباع پناهنده در ایران، امتیاز خرید انسولین دولتی را ندارند. اما بیماران ایرانی ما هم حامی شان شدند. بیماران زیادی به قدر نیاز هفتگی، انسولین نگاه میداشتند و مازاد آن را برای استفاده بیماران دیگر و به ویژه کودکان، دراختیار انجمن قرار میدادند.
او صحبتش را پی میگیرد: «علاوه بر این، انجمن حلقه اتصال نیکوکاران با داروخانههای مشخص بود و البته همچنان هم هستیم و خیران همچنان مشارکت میکنند. نیکوکاران لطف میکنند هزینه داروها را به مجموعه مشخص شده پرداخت میکنند و با معرفی بیماران از طریق بنیاد، دارو را رایگان میگیرند.»
شریفی، حرف هایش را این طور به پایان میرساند: «من از سال ۱۳۸۴ در مؤسسه دیابتیها فعالیت میکنم و بحرانهای زیادی را پشت سر گذاشتیم. درد و رنج بیمارانمان، گاهی اوقات ما را هم مستأصل میکرد. اما زندگی همیشه جای امیدواری دارد. عبارتهای شیرینتر جایگزین شدند و حال سختترین بیماران هم با همدلی و همراهی خوب شد.»
صحبتهای بهروز دانشور، عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از بیماران سرطانی، شباهت زیادی با حرفهای مدیر مؤسسه بنیاد بین المللی پیشگیری از دیابت در مشهد دارد.
او میگوید: جنگ باوجود همه تهدیدهایی که برای یک زندگی روزمره و عادی داشت، اتفاقات خوب و ابتکارات بشردوستانه زیادی را رقم زد. وصفشان برای برخیها باورناپذیر است، اما همین آدمها که قرار است در گپ وگفت کوتاهمان، گریزی به کارهایشان بزنیم، دردسترس هستند و حضورشان واقعی است.
دانشور بلافاصله میرود سراغ اصل مطلب و گفتن از اینکه هر چیزی که به درد و رنج هم نوعمان ختم شود، ما را راحت نمیگذارد و گوشزد میکند: انجمن حمایت از بیماران سرطانی با طیف بزرگی از بیمارانی سروکار دارد که زخم مشکلات در زندگی آنها یکی و دو تا نیست. غالبا شرایط خاص و دردناکی دارند و طبیعتا نیاز به همراهی و کمک دارند، ولو به این اندازه که وقت بگذاریم و پای صحبت هایش بنشینیم و به درددل هایشان گوش بدهیم.
او میگوید: سه چهار سالی از تشکیل کمیته حمایتی از بیماران سرطانی میگذرد که پنجشنبهها برگزار میشود. اندوختههای ریالی آن، میتواند گره از مشکلات برخی بیماران باز کند؛ گرچه «کاسه خیلی بزرگی نداریم» و منابع مالی و ریالی ما محدود است و پاسخگوی همه بیماران نیازمند نیست، اما ایمان داریم که زندگی ایرانیها بر مدارا و مهربانی میچرخد.
آنها هیچ وقت از کارهای خیر و انسان دوستانه غافل نیستند؛ چه فردی و چه جمعی. این طور نبوده است که اگر فرضا برای کسی مشکلی پیش آمده باشد، دیگران خود را مسئول ندانند. تک تک آدمها احساس مسئولیتشان را دارند. شاید میزان کمکها کم و زیاد شود، اما قطع نشده است.
دانشور در این باره میگوید: مشکلات بیماران سرطانی، یکی و دو تا نیست. طیف وسیعشان از عهده پرداخت هزینههای درمان برنمی آیند. معمولا به خاطر این بیماری، معیشتشان هم مشکل دارد و شرایط خاصی دارند. پیش از این اشاره کردم که از سال۱۴۰۱ کمیتهای برای دستگیری از آنها تشکیل شده و هر هفته بیش از ۸۰۰میلیون تومان کمک، جمع آوری شده است. سعی کردیم برای خرج کردن آن، از بیماران نیازمندتر شروع کنیم.
به گفته او، جنگ معادله خیلی از زندگیها را به هم ریخت و این آشفتگی در روزمرگیهای بیماران خاص، بیشتر دیده میشود؛ از جفت وجور کردن هزینهها گرفته تا پیدا کردن داروها؛ به ویژه اینکه هر سال بیماران جدیدی معرفی میشوند، اما شاید باورتان نشود که برکات محبتها در شرایط سخت، بیشتر شده است. این را با چشم به وضوح دیدهام که میگویم تمام تحریمها و نبودنها و مبارزه کردن ها، خط سیر زندگی ما را به سمت دیگری برده است. میگوید: بگذارید جور دیگری تعریف کنم؛ حماسه سازان روزهای سخت را فقط میتوان زیر سقف آسمان ایران پیدا کرد؛ آنها که نشان داده و ثابت کردهاند که قلبشان برای یکدیگر میتپد.
«الحمدلله رب العالمین به خاطر نعمت حضور مردم و کمک هایشان.» شنیدن این عبارت از زبان سیدسعید سیدزادگان، مدیر انجمن مردم نهاد حمایت از بیمارانام اس خراسان رضوی، را به فال نیک میگیریم که از خطرات و مشکلات نبود دارو برای این بیماران و پشت بندش از حمایتهای مردم میگوید.
او اشاره کوتاهی میکند به این موضوع که نتیجه وضعیت اضطراری، تقریبا برای همه یکسان است و قطعا شدت بحران در حوزه بیماران خاص، بیشتر است. فرقی نمیکند تعداد بیماران این حوزه چه تعداد است، شما بگو یک نفر... روند افزایشی و نایاب شدن تجهیزات، روال عادی و معمولی زندگی آنها را به هم زده است.
این را با توجه به این موضوع درنظر بگیرید که بیش از ۵ هزار نفر در مشهد و شهرستانهای استان با این بیماری دست وپنجه نرم میکنند. البته برخی ها، داروهایشان رایگان است. اما گرانی برخی تجهیزات و وسایل موردنیازشان مثل واکر، عصا و ویلچر و پوشینه، ادامه زندگی را برای آنها سخت میکند. شما تصور کنید هزینه میانگین یک بسته پوشینه تا اسفند، ۴۰۰ هزار تومان بوده و حالا به ۸۰۰هزار تومان رسیده؛ یعنی تقریبا دوبرابر شده است.
سیدزادگان ادامه میدهد: بین آنها کسانی هستند که وضعیت مالی متوسط به بالا دارند و تقریبا نیازی به کمک دیگران ندارند. اما غالبا نیاز به حمایت دارند و زیر چتر حمایتی انجمن ما هستند. خیران در این زمینه، نوع دوستی خود را نشان دادهاند.
به گفته او، جنگ بستر جدیدی از همدلی را فراهم کرد. قطعا شرایط اقتصادی در کمک کردن به دیگران، بی تأثیر نیست. ببینید وقتی گردش مالی کارخانهها مشروط به فعال بودنشان است، وقتی خللی در کار تولید و فروش پیش آید، پیامدهای آن در کمک کردن تأثیرگذار است. شاید رقم کمتر شده باشد، اما قطع نشده است.
خدا را شکر، تقید مذهبی و تعهد ایرانی و وطن پرستی، مردم ما را متمایز از سایر ملتها کرده است. این جریان همیشه بوده و هست؛ ربطی هم به حزب و جناح آدمها ندارد. خصلت ما ایرانی هاست که روحیه ایثار و ازخودگذشتگی داریم؛ به عنوان مثال همین چند روز پیش بود که فرصت هم صحبتی با یکی از خیران کارخانه دار پیش آمد. درباره مشکلات بیماران هم صحبت میکردیم و حرف به اینجا رسید که هزینه تأمین پوشک، افزایش یافته است و همان لحظه مبلغ چشمگیری را متقبل شدند. نمونههایی از این دست کم نداریم.
صحبتش را با این جمله تمام میکند: «بیماران این مجموعه هم از شرکت کنندگان در تجمعات شبانه هستند و نیاز به پرچم داشتیم. یکی از خیران، تأمین هزار پرچم را عهده دار شد و به دستشان رساند.»
{$sepehr_key_207739}
رعنا وثوق، مدیرعامل مؤسسه انجمن یاوران سلامت، در مکالمه تلفنی با ما و از همان فاصلهای که بین ماست، هزاربار قربان صدقه مردمی که در هیچ برهه و مرحلهای، فعالیتهای انسان دوستانه شان و حق همدیگر را فراموش نمیکنند. او معتقد است به عدد همه آدمهایی که در خاک این سرزمین زندگی میکنند، قلبی برای تپیدن هست و اشتیاق برای کمک کردن وجود دارد.
روایت او برای پاگرفتن یک مجموعه مردمی به حوالی سال۱۳۹۳ برمی گردد و از همان جا شروع میکند که مسیر زندگی اش را تغییر داد. محال است استیصال و لرزش صدای دختری که از پشت تلفن هم پیدا بود، از یادش برود. میگفت: «خانه مان ناامن است و پسرعمویم قصد بدی داشت. مجبور شدم فرار کنم و حالا زیر پل... هستم. میترسم شب را صبح کنم.» و از آنجا جرقه کمک به دختران و پسران آسیب دیده در ذهنش زده شد.
میگوید: از آن وقت، قهرمانان گمنام زیادی را دیدهام که مرا به ادامه کار، مصممتر کرده است. هر کاری از دستشان برمی آمده، انجام دادهاند؛ آنهایی که بستری را برای رشد دختران و پسران آسیب دیده فراهم کردهاند؛ کمکهای مالی برای شرکت بچهها در دورههای فنی وحرفهای و آموزششان.
حالا دختران زیادی داریم که در زمینه آشپزی و آرایشگری سرآمد هستند، پسران هم مهارتهای برق کاری و صافکاری را یاد میگیرند؛ البته به لطف و همراهی خیران و نیکوکاران.
لحنش حالا شکل خواهش میگیرد و محترمانه بیان میکند: شما بانوی اهل رسانه، اگر این صحنههای امیدبخش را انعکاس دهید، دنیا خواهد فهمید که ما چه باورهای محکم و اعجاب انگیزی داریم. باور کنید حتی اگر این حرفها باعث الگوپذیری یک نفر هم باشد، ما رسالتمان را انجام دادهایم.
حرف برای گفتن زیاد دارد، اما به گفتن همین اندازه کفایت میکند: «راستش هیچ کس فکر نمیکند جنگ، آدمها را باهم مهربان کند؛ کابوسی که بین قلبها صلح آفرین شد. فکر میکنم مردم ایران، جزو کسانی هستند که هیچ وقت از انجام کارهای خیرخواهانه خسته نمیشوند. آنها نشان دادهاند که برای انجام کار خیر حتما نباید سرمایه زیادی داشته باشی، حتی در همین شرایط سخت.»
بهترین راه، معرفی ارزشهای دینی و عملیاتی کردن آن هاست. حالا هم لازم است از ابزارهایی مثل فیلم و نمایشنامه برای نشان دادنشان استفاده کنیم؛ اینکه سختیها بیشتر به یکدیگر متصلمان میکند و مردم در بحران ها، فعالتر و کاریتر میشوند.
سختی معیشت، زندگی را بر سرپرستهای خانواده، سخت گرفته است. حالا فکر کنید عدهای بدون سرپرست، باید در همین شرایط زندگی کنند. حسن زنگنه، سکاندار مجموعه خیریه انصارالحجه (عج) است که به همت نیکوکاران میچرخد و به نفع ایتام است.
او همیشه اعتقاد داشته است برای انجام کار خیر حتما نباید سرمایه و امکانات زیادی داشته باشیم که بخواهیم به نتیجه برسیم و نیاز نیست سراغ مجموعههای خاصی برویم؛ میتوانیم از اقوام خودمان شروع کنیم. حتما در فامیلهای دور و نزدیک، خانوادههای آبرومندی را پیدا میکنید که مجرای خاصی برای درآمد ندارند و زندگی سختی را میگذرانند یا هم محلهایهایی که از اوضاع اقتصادی شان خبر دارید و میتوانند جزو گزینههای کمک کردن شما باشند.
زنگنه ادامه میدهد: البته اگر بخواهم درباره مؤسسه حرف بزنم، تمام سالهایی که چراغ آن روشن بوده است، نیکوکاران حواسشان به خانوادههای آبرومند یتیم بوده است؛ چه در خود مشهد و شهرستانهای اطراف و چه در نقاط دورتر مثل سیستان وبلوچستان. حالا هم جنگ و رویدادهایی شبیه این بی تأثیر نیست و به فرض، نیکوکاری که قبلا ماهیانه، دو تا سه رأس دام برای ذبح اهدایی تقدیم میکرده، حالا تعداد اقلام اهدایی اش کم شده، اما قطع نشده است. به قول معروف به مو میرسد ولی پاره نمیشود. ما اعتقاد داریم روزی آدمها دست کس دیگری است؛ ما وسیلهایم.