معصومه متیننژاد | شهرآرانیوز؛ بیستوچهارپنج سالی دارد و از اینکه او را هنوز بچه لوس بابا و تهتغاری خانه بخوانند، کفری میشود. به شوخی میگویم: حالا، همهاش هم که دروغ نیست. بچههای تهتغاری واقعا قدری لوس و وابستهاند. با عصبانیت و خیلی جدی جواب میدهد: بهخدا من لوس و تنبل که نبودم، هیچ! باید جور بقیه بچهها رو هم که رفتهبودن دنبال زندگیشون، یهتنه میکشیدم. کارای خونه کم بود، وظایف زمینمونده خواهر و برادرای دیگهام رو هم من باید انجام میدادم. بهنظرم به بچههای آخری خیلی ظلم میشه!
ازآنجایی که تجربه تهتغاری بودن را ندارم، نمیتوانم قضاوتش بکنم. با این همه، حرفهایش تصوراتم را درباره بچههای آخر خانواده بهکل مخدوش میکند، چون تا پیش از این بر این باور بودم که برعهده گرفتن نقشهای جدی فرزندی ازسوی بچههای بزرگتر سبب میشود تا بچههای آخر بهشدت وابسته، لوس و بیمسئولیت بار بیایند.
نمیدانم چقدر این تصورات ناشی از کلیشههای ذهنی ماست و چقدرش یافتههای علم روانشناسی، برای همین با یکی از روانشناسان حوزه کودک و نوجوان تماس میگیرم و موضوع را با او درمیان میگذارم. صحبتهای دکتر سید محمدرضا ناظمی دراینباره واقعا شنیدنی است و اگر تمایل دارید دراینباره بیشتر بدانید، توصیه میکنم مطلب امروز ما را بخوانید که چکیدهای درهمینباره است.
حتما درباره اعتمادبهنفس، وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری زیاد بچههای اول شنیدهاید. این ویژگیهای متمایزکننده فقط مختص آنها نیست و اگر قرار باشد بچههای دیگر خانواده را هم در یک دستهبندی مجزا قرار دهیم، امکانپذیر است. بهعبارت ساده، جایگاه فرزند در خانواده میتواند ویژگیهای شخصیتی و الگوهای رفتاری او را تعیین کند. برای نمونه گفته میشود بچههای آخر خانواده لوس هستند، ولی آیا واقعا همینطور است؟
واقعیت این است که شرایط تربیتی، سبک فرزندپروری، فاصله سنی فرزندان و فضای عاطفی خانه میتواند در شکلگیری شخصیت بچه آخر خانواده نقش مهمی داشتهباشد. همچنین گاهی این برداشت نادرست ما از رابطه والد فرزندی است که سبب این برچسبها میشود، برای نمونه توجه بیشتر والدین به فرزند آخر سبب میشود تا اطرافیان بهویژه خواهر و برادرهای بزرگتر از او، به لوس بودن تعبیرش کنند.
حدود ۱۰۰ سال پیش آلفرد آدلر، روانشناس برجسته اتریشی و پس از او روانشناسان دیگری به این باور رسیدند که ترتیب تولد بر روی ویژگیهای بارز شخصیتی افراد تأثیرگذار است. ازاینرو میتوان از نظر روانشناختی ویژگیهایی را به بچههای آخر خانواده یا همان تهتغاریها نسبت داد که از این قرار است:
حرف و حدیثهایی که درباره بچههای آخر خانواده وجود دارد، بیش از فرزندان اول است. علت آن هم بیشتر به توجه زیاد والدین به این بچهها برمیگردد. از آنجایی که والدین میدانند قرار نیست فرزند دیگری درکار باشد، وجود آخرین بچه را مغتنم شمرده و نهایت لذت را از آن میبرند. در خانوادههایی که تفاوت فرزند اول و آخر زیاد است این قضیه بیشتر به چشم میآید، بهویژه اگر بچههای دیگر خانه را ترک هم کردهباشند.
این موضوع همان علتی است که سبب اذیت و آزار و نادیدهگرفتن بچههای کوچکتر از سوی خواهر و برادرهای بزرگترشان میشود و معمولا برچسب لوس و ننر میخورند. جالب است بدانید واکنش بچههای آخر به این اتفاقات در خانواده همیشه یکسان نیست و میتواند یکی از این دو راه باشد:
برای نمونه: فرزند آخر میتواند با ایجاد تصمیمهای بسیار بلندپروازانه که والدین زمینه آن را برایش فراهم کردهاند، دستاوردهای بزرگی را در زندگیاش رقم بزند یا با ازدست دادن امید و بیتوجهی به ویژگیهای شخصیتیاش گرفتار انزوا و خجالت و ناتوانی در زندگی شود و به شخصیتی وابسته، لوس و ناامید تبدیل شود.
{$sepehr_key_207750}
اینکه فرزندتان کدام یکی از دومسیر مثبت و منفی را در زندگیاش دنبال کند، تاحد زیادی به نوع رفتار شما با او بستگی دارد، پس خیلی مهم است که روش تربیتی درستی را برای او هم درپیش بگیرید تا هم استعدادهایش شکوفا شود و هم رابطه درستی با دیگر خواهر و برادرهایش داشتهباشد، برای نمونه:
در تأثیر ترتیب تولد و ویژگیهای بچهها فقط نباید این را درنظر گرفت که چه کسی اول یا چه کسی آخر بهدنیا آمدهاست. برای نمونه گاهی پدر و مادر انتظارات و مسئولیتهایی که از فرزند دوم خود دارند، بیشتر از فرزند اول است. در این شرایط تصور میشود که جایگاه بچهها باهم جابهجا شدهاست. این موضوع به ترتیب تولد روانی معروف است. تصور کنید فرزند اول همیشه بیمار یا ناتوان باشد. در اینصورت خواهر یا برادر کوچکتر نقشی را ایفا میکند که معمولا باید او در خانواده داشتهباشد.