به گزارش شهرآرانیوز، سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و نویسنده حامد عنقا یکی از تازهترین آثار شبکه خانگی است. این مجموعه که مانند آثار قبلی عنقا، رگههایی از یک داستان عاشقانه با شخصیتپردازی جزئی دارد، پس از انتشار اولین قسمت توقیف شد و نظرات را بیش از پیش به خود جلب کرد.
حسنپورشیرازی، امیر آقایی، سینا مهراد و ستایش رجایینیا، بازیگران اصلی این سریال هستند؛ تیمی که تنها نامشان به تنهایی میتواند بخش عظیمی از محبوبیت اثر را تضمین کند. با این وجود نقصهای در فیلمنامه احساس میشود که گاها مخاطب را از همراهی با داستان بازمیدارد؛ از جمله آنکه علیرغم پایه و اساس داستان مفاهیم بسیاری را از جمله قدرت، عشق، ریا و رانت را به چالش میکشد، اما پوشش و نمای خوبی را برای آن انتخاب نکرده است.
لایه اولیه این سریال، به وضوع درگیر کلیشه شده و داستانی آشنا را به نمایش گذاشته است. بخشی از این تکرار به قلم عنقا بازمیگردد که در آثار پیشین خود نظیر «آقازاده» و «گناه فرشته» نیز به آنها پرداخته بود و حالا با «بدنام» نیز به سراغ تکنیکهای مشابهی رفته است.
علاوه بر آن، در چند سال اخیر، به مسائلی نظیر مثلثهای عشقی و خیانت، به وفور پرداخته شده و مخاطب سینما و شبکه خانگی، منتظر ابتکار دیگری از سوی فیلمسازان و نویسندگان هستند.
داستان این سریال حول محور چند شخصیت میگردد؛ «حاج ابراهیم» با بازی حسن پورشیرازی که در سینمایی اخیر خود به نام «پیرپسر» درخشید و نبوغ و مهارت بازیگری خود را بیش از پیش به نمایش گذاشت، در بدنام نیز حضور دارد و نقش یک انسان ریاکار و بیاخلاق را ایفا میکند که میخواهد برای رفتارهای دور از اخلاقش، توجیه شرعی و مذهبی بتراشد.
این شخصیت که در همان قسمت اول خود را نشان داد و در چندین سکانس، بر اصول و ارکان دینی اصرار میکرد، ذهن مخاطب را به این سو میکشاند که نویسنده اثر از سوگیریهای احتمالی خود درباره برخی از مسائل اجتماعی و دینی، کنار نکشیده است، اما با کمی توجه به بطن داستان و پیشینه حامد عنقا، این نتیجهگیری هم میتواند محتمل باشد که اساسا مقصود از خلق این شخصیت، نمایش افراد متدین حقیقی نبوده است؛ بلکه به کسانی اشاره دارد که دین را شبیه سفره خیراتی میبینند که میتوانند هر آنچه خواستند از آن بردارند و باقی را برای دیگران بگذارند.
{$sepehr_key_207799}
شخصیتی دیگری که در مرکزیت داستان قرار دارد، «عماد» است؛ کسی که به ظاهر و در نگاه نخست، عشق به «یلدا افروز» میتواند تصمیماتش را زیر و زبر کند، اما دیری نمیگذرد که مخاطب از این برداشت و تصور سیلی میخورد و متوجه میشود که این عشق مسموم، تنها مسیری برای رسیدن به قدرت است.
سینا مهراد، یکی دیگر از شخصیتهای محوری است که رنگ جنس متفاوتی دارد. جوانی است که در دنیای خود سیر میکند و نه مانند پدرش «حاج ابراهیم» در گیر و دار مهملات است و نه همچون «عماد» همه چیز را بازیچه و وسیله برای رسیدن به اهدافش میداند. در لحظه زندگی میکند و قوانینش جدا از مقررات مرسوم است. به همین دلیل به شخصیتی غیرقابل پیشبینی تبدیل شده و ریتم داستان را هم برای مخاطبان روانتر کرده است.
و اما «افروز»، با بازی ستایش رجائینیا، شخصیتی که نقطه اشتراک سایر شخصیتهاست و ارزشهایی متمایز از اطرافیانش دارد و همین مسئله باعث میشود جهانش با قدرتطلبان فرق داشته باشد.
مخاطب «بدنام» با تمام این شخصیتها علیرغم فرازونشیبهای اخلاقی و انتخابهایشان، به خوبی ارتباط برقرار میکند و گاهی اوقات در عمق وجود آنها، نشانههایی آشنا مییابد. این فرآیند موجب میشود تماشاگر دچار یکنواختی نباشد و همواره موقعیتها، شخصیتها و داستان زندگی آنها را پردازش کند.
شخصیتها در این سریال هیچگاه به رنگ سیاه و سفید مطلق برای مخاطب درنمیآیند و مدام در حال نوسان میان شر و خیر هستند. یکی از نقاط قوت در شخصیت پردازی این داستان، ظهورِ به هنگام لایههای زیرین شخصیتها است که باعث درگیری بیشتر مخاطب با ریتم داستان میشود.
تاکنون ۳ قسمت از این سریال به انتشار رسیده است و با چشمپوشی از بخشی از نواقص فیلمنامه و تکرار موقعیتهای آشنا برای تماشاگر، ریتم قابل قبولی را طی کرده و توانسته به میزان کافی مخاطب را تشنه و مشتاق ادامه داستان نگه دارد.
یکی دیگر از عللی که موجب شد این اثر در میان مخاطبان با حواشی بسیاری مواجه شود، توقیف یک ماهه پس از انتشار قسمت نخست بود که برخی از کارشناسان علت آن را سوءگیریهای عقیدتی دانستند و برخی دیگر کفه گمانههایشان به سمت روش تکراری و نخنمای جذب مخاطب به این بهانه، متمایل شد. با این وجود پس از توقیف حدودا یک ماهه، ۲ قسمت دیگر این سریال به انتشار رسید و حالا طبق روال عادی، هر هفته از پلتفرم فیلیمو منتشر میشود.