به گزارش شهرآرانیوز، در حالی که دونالد ترامپ در کاخ سفید مشغول بررسی پیشنهادات ایران برای پایان جنگ است، تنگه هرمز شریان حیاتی انرژی جهان همچون کمندی فولادی بر گلوی اقتصاد بینالمللی فشرده شده است. این پرتکرارترین تصویر روزهای اخیر است: ادعای پیروزی نظامی از سوی واشنگتن در حالی که قیمت بنزین در آمریکا به ۴.۱۸ دلار در هر گالن (بالاترین سطح از ۲۰۲۲) صعود کرده و شرکتهای بیمه بینالمللی به گفته والاستریت ژورنال کشتیهای خود را مجبور به عبور از مسیرهای مورد تأیید ایران میکنند. این پارادوکس عجیب جایی که «نابودی توان نظامی» ادعا میشود، اما «کنترل راهبردی» در دست ایران است، به نوعی نظام تصمیمگیری امنیت ملی واشنگتن را «از هم پاشیده» نشان میدهد.
ادعاهای رسمی پنتاگون که توسط پیت هگست و ژنرال دن کین تکرار میشود، از «نابودی» شهرکهای موشکی و نیروی دریایی ایران حکایت دارند، اما گزارشهای مستقل نمایشگر واقعیتی دیگرند. به گفته آتلانتیک مطابق برآوردهای اطلاعاتی، ایران دو سوم نیروی هوایی، عمده توان پرتاب موشک و بیشتر قایقهای تندرو خود را حفظ کرده است؛ حقیقتی که با سرنگونی یک جنگنده آمریکایی در آوریل و عملیات نجات گسترده متعاقب آن و همچنین حملات سایبری گسترده به صدها پرسنل نظامی آمریکا تقویت میشود. آدام اسمیت، نماینده کنگره، این سؤال را مطرح میکند که «اگر از منظر راهبردی نگاه کنید، ما داریم به عقب میرویم، نه به جلو»؛ زیرا برنامه هستهای ایران همچنان قوی است و تنگه هرمز به تعبیر مارکو روبیو در کنترل کامل تهران باقی مانده است. این فاصله میان ادعا و واقعیت، «دروغهای جنگی» را که لارنس ویلکرسون (رئیس دفتر پیشین کالین پاول) درباره ویتنام، عراق و افغانستان افشا کرده، بازتولید میکند.
تنگه هرمز، که روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد، اکنون به نماد «تسلط نامتقارن» ایران تبدیل شده است. شرکتهای بیمه اکنون شرط پوشش ریسک جنگی را عبور از مسیرهای مورد تأیید ایران قرار دادهاند؛ یعنی عملاً انسداد تنگه به رسمیت شناخته شده است. به اعلام لسآنجلس تایمز این انسداد، فروش تویوتا در خاورمیانه را یکسوم کاهش داده و صنعت هوانوردی هند را به «آستانه توقف فعالیت» کشانده است. اما هشدارهای تحلیلگران تکاندهنده است: اگر تنگه پس از اردیبهشت بازگشایی نشود، با «بزرگترین قطع عرضه نفت در تاریخ» مواجهیم که «۴ برابر» بزرگتر از هر بحران پیشین است. در چنین وضعیتی، نظریههای بنیادی بازار کارساز نیستند؛ چرا که برای «کمبود مطلق سوخت» قیمتی وجود ندارد.
پیامدهای اقتصادی این جنگ، مرزهای خاورمیانه را درنوردیده و به آشپزخانههای آمریکا و مزارع برزیل رسیده است. به گفته نیویورک تایمز قیمت بنزین در آمریکا با ۱.۶ درصد افزایش روزانه، به ۴.۱۸ دلار رسیده و پیشبینی میشود به ۶ دلار نزدیک شود. این فشار اقتصادی، «تنگنای سیاسی» ترامپ را تشدید کرده؛ چرا که با اعلام فارین افرز تحمل مردم آمریکا برای جنگ با قیمت بنزین گره خورده است. اما بحران عمیقتر است: کمبود جهانی کود. تقریباً یکسوم تجارت دریایی کود از تنگه هرمز عبور میکند و اکنون به ادعای فدراسیون دفاتر مزارع ۷۰ درصد کشاورزان آمریکایی (بهویژه ۷۸ درصد در جنوب) توان خرید کود برای فصل کشت را ندارند. در برزیل، قیمت اوره ۵۰ درصد افزایش یافته و در هند به دو برابر رسیده است. مارجری تیلر گرین، نماینده کنگره، هشدار میدهد: روزی خواهد آمد که والدین به فرزندانشان بگویند مزارع بهدلیل جنگ ترامپ با ایران نابود شد.
دولت ترامپ در برابر فشار افکار عمومی و نارضایتی ۵۸ درصدی دچار شکاف عمیق شده است. آتلانتیک نوشت که جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور، در جلسات پشتدرهای از «روایت خوشبینانه» پنتاگون درباره ذخایر موشکی و خسارات وارد شده به ایران ابراز تردید کرده است. او نگران است که استفاده از موشکهای تاماهاوک و رهگیرها، توان آمریکا را برای جنگهای احتمالی با چین یا روسیه تضعیف کرده باشد. از سوی دیگر، پیت هگست متهم به «خیانت» توسط الیزابت وارن است؛ چرا که نیروها را بدون اقدامات اولیه محافظتی اعزام کرد.
در عرصه راهبردی، ایران بازی «انتظارات» را برده است. فارینافرز تأکید میکند: «همین که ایران توانسته در برابر ابرقدرت جهان بایستد، در بازی انتظارات برنده است.» اسکات ریتر، افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، صریحاً اعلام میکند که «ایران در جنگ پیروز شد» و متحدان عرب خلیجفارس «باختند». رافائل گروسی، مدیرکل آژانس انرژی اتمی، نیز اذعان دارد که «دوران اجماع جهانی علیه ایران به پایان رسیده» و قطعنامههای شورای امنیت دیگر با «اتفاقنظر» تصویب نمیشوند. انتخاب ایران در هیأت رئیسه کنفرانس خلع سلاح هستهای که آمریکا را «عمیقاً شوکه» کرد، نشاندهنده انزوای دیپلماتیک واشنگتن است.
امانوئل مکرون از سرگیری تعامل با مقامات ایرانی برای بازگشایی تنگه هرمز سخن میگوید؛ وزیر خارجه اسپانیا جنگ را «بزرگترین بحران جهانی قرن» میخواند و تنها راهحل را «دیپلماسی» میداند؛ و اتریش صراحتاً اعلام میکند برای برنامه هستهای ایران «تنها راهحل دیپلماتیک» وجود دارد. این مواضع، نشاندهنده گذار اروپا از «مرحله حرف به عمل» است؛ جایی که دیگر تمایلی به «زانو زدن برای باقی ماندن در فهرست دوستان ترامپ» وجود ندارد.
در منطقه، اسرائیل و امارات متحدان شکستخوردهای هستند که حالا به یکدیگر پناه میبرند. به گفته میدلایست آی، اعزام گنبد آهنین اسرائیل به امارات نشاندهنده آن است که تهدیدات ایران به «سطح فلجکننده» رسیده و کشورهای منطقه به «چتر حمایتی آمریکا» امیدی ندارند. اودی لوویلا، معاون سابق موساد، اعتراف میکند که اسرائیل «در سطح راهبردی و استراتژیک شکست خورد» و طرح سقوط حکومت ایران با «عناصر تجزیهطلب کُرد» شکستخورده است.
آمریکا اکنون در بنبستی تاریخی گرفتار شده است: یا باید «پذیرش پیروزی ایران» را بپذیرد و محاصره را لغو کند، یا با «فروپاشی اقتصادی جهانی» مواجه شود. ترامپ که اکنون به «جیمی کارتر دوم» در بحران انرژی تبدیل شده، با فشاری روبروست که «ماشین جنگی آمریکا» در برابر «استراتژیهای نامتقارن» ایران کارایی ندارد. در این شرایط آینده، متعلق به آنهایی است که بتواند بر تناقضات این جنگ فائق آید؛ جنگی که در آن «هر ثانیه ۳۰۰۰ دلار» به جیب شرکتهای نفتی سرازیر میشود، اما هزینه آن را کشاورزان هاوایی و رانندگان کالیفرنیایی با «نابودی معیشت» میپردازند.
{$sepehr_key_208321}