به گزارش شهرآرانیوز؛ عقربههای ساعت از ۹ صبح رد شده است که وارد صحن میشویم. حرم امام هشتم (ع) مانند همیشه شلوغ است، اما بازهم برای همه، جا پیدا میشود. همه زائران هر از گاهی هنگام زیارت، عروس و دامادها را دیدهاند که آمدهاند تا به یمن حضور در بارگاه منور رضوی، زندگی شان به برکت و نور متصل شود. دیدن ذوق این نوعروس و دامادها حال هرکسی را خوب میکند، وقتی با دست هایشان شکل قلب را رو به گنبد طلایی درست میکنند تا عکاس، قاب قشنگ تری از آنها ثبت کند.
مقصد همه عروس ودامادهایی که میخواهند سرآغاز زندگی مشترکشان در حرم امام رضا (ع) باشد، رواق شیخ طوسی و رواق دارالحجه است که سالنی پرنور و آیینه است. جایگاهها مشخص شده و سفره عقد سادهای با آیینه، شمعدان، قرآن و گل و سجادههای سبزرنگ برای عروس و دامادها مهیا شده است.
اینجا خوش وبشها هم فرق دارد؛ چراکه قرار است یک وصلت، دل خانوادههای ناآشنا را به هم نزدیک کند. فامیل عروس هنوز خانواده داماد را خوب نمیشناسند و برعکس. کم کم مهمانها از راه میرسند و پدر و مادرها مشغول آشنا کردن فامیل باهم هستند؛ البته بعضی ها، مهمانهای کمی دارند و برخی دیگر، خواندن خطبه عقد را منوط کردهاند به حضور پدر و مادرهایشان.
هنوز وارد سالن اصلی رواق نشدهایم که عروس و دامادی وارد میشوند، کفش سفید پاشنه دار عروس و کفش مجلسی داماد را تحویل بخش کفشداری میدهند و به داخل سالن میروند. خدا میداند که در همین لحظه، قلبشان چقدر تند میتپد و چقدر شوق دارند برای شروع لحظات دونفره شان زیر سایه حضرت رضا (ع). داماد کت وشلوار کرم رنگی به تن دارد و عروس هم روی لباس سفید عروسی اش، چادر کرم رنگی را به سر کرده است که حاشیه آن، مرواریددوزی شده و دسته گلش را هم به دست گرفته است.
پیش از ورود به جایگاه ها، باید شناسنامه عروس و داماد و پدر عروس به اضافه برگه آزمایش را تحویل بدهند تا شماره جایگاه درنظرگرفته شده برای آنها مشخص شود. در دهه کرامت، اینجا شلوغتر از بقیه روزهاست و میشود عروس و دامادهای بیشتری را دید که این روزهای مبارک را برای شروع زندگی مشترکشان انتخاب کردهاند.
مهمانهای این عروس و داماد که البته مشهدی هم نیستند، حدود ۱۰ یا ۱۵ نفری میشوند. عروس و داماد روی سجادهها دوزانو مینشینند، صفحه قرآن به رویشان باز است و میتوانند موقع خواندن خطبه، آیاتی را در دل زمزمه کنند. کم کم خانوادهها جاگیر شدهاند و خطبه عقد نیز جاری میشود. بعد از تمام شدن عقد، برحسب رسمی که دارند، عروس با پایش گردو میشکند و مغز گردو را خودش و داماد میخورند.
این عروس و داماد که اهل اصفهان هستند، جمعه چهارم اردیبهشت به همراه خانواده هایشان به مشهد آمدهاند و چند روز بعد هم به شهرشان برمی گردند. مسیر طولانی که از اصفهان برای آمدن به مشهد طی کردهاند، برایشان چندان اهمیتی ندارد.
فاطمه محمدی، عروس خانم، میگوید: خیلی برای خودم و همسرم مهم بود و دوست داشتیم در حرم امام رضا (ع) عقد کنیم؛ به همین دلیل تصمیم گرفتیم به مشهد بیاییم؛ البته میخواستیم زودتر از اینها بیاییم، اما به خاطر شرایط جنگی امکانش نبود و کمی آن را به تعویق انداختیم؛ حالا سعادت بوده است که قبل از تولد امام رضا (ع) و در ایام دهه کرامت به مشهد بیاییم.
از عروس خانم میپرسم با توجه به اینکه اصفهان نیز بیشتر درگیر جنگ بوده است، در این مدت جنگ، در چه مرحلهای از ازدواجشان بودند. او با همان لهجه شیرین اصفهانی اش، پاسخ میدهد: ما در محلهای زندگی میکردیم که متأسفانه حملات بیشتر بود و به همین دلیل، خیلی بیشتر در این روزها استرس داشتم. در طول مدت جنگ نامزد بودیم، اما شرایط طوری نبود که بتوانیم به مشهد بیاییم.
یکی از خانمهای خادم با چوب پر سبزرنگ مشغول نظم دادن به خانوادهها و راهنمایی آن هاست. سینی سبزرنگی نیز به دست دارد که روی آن، نبات و نمک برای شیرینی و برکت زندگی نوعروس و دامادها به آنها هدیه داده میشود. او میگوید: وقتهایی که تعداد عروس و دامادها کم باشد، خیلی برای ماندن بیشتر از موعدشان سخت گیری نمیکنیم، اما روزهای چهارشنبه یا در روزهای عید به قدری مراجعه کننده داریم که کمی بعد از تمام شدن خطبه عقد باید جایگاه را برای عروس و داماد بعدی حاضر کنیم.
عروس و داماد بعدی از رشت آمدهاند و برخلاف زوج قبلی، فقط به حضور پدر و مادرشان بسنده کردهاند. نکته جالب دیگر این است که نه عروس، خواهر و برادری دارد و نه داماد و هر دو تک فرزند هستند. خطبه عقد تمام شده است و خانم عکاسی که برای ثبت این لحظات شیرین همراهشان است، مشغول پیشنهاد ژست دادن به آنها و عکس گرفتن با تلفن همراه است. آنها ساعتهایی شبیه به هم خریدهاند و آن را دست یکدیگر میکنند. به گفته خودشان، صفر تا صد ماجرای ازدواجشان در جنگ اخیر رقم خورده است.
صدیقه حسینی، عروس خانم، میگوید: مراسم خواستگاری مان، چهار روز بعد از شروع جنگ، برگزار شد و به دلیل شرایط موجود کشور نمیخواستیم فاصله خواستگاری تا عقدمان طولانی شود؛ به همین دلیل تصمیم گرفتیم بعد از اربعین رهبر شهید انقلاب، نامزدی و عقدمان را برگزار کنیم.
رضا شجاعی، آقاداماد، هم میگوید: بعد از اینکه رهبر جدید معرفی شدند و اعلام کردند که جوانها کارهای خود را به تعویق نیندازند، ما هم تصمیم گرفتیم مراسم مان را بگیریم. با توجه به شرایط جنگی، مسافرت سخت بود، اما لطف خدا بود که توانستیم به مشهد بیاییم و عقدمان را اینجا برگزار کنیم.
با وجود تورم که خرید لوازم زندگی و تهیه خانه را سخت کرده است، آقارضا و صدیقه خانم هر دو چشم امید به لطف خدا دارند. آقاداماد میگوید: خدا روزی رسان است، جدای از آن، امیدواریم با لطف خانوادهها بتوانیم زندگی مان را بچرخانیم.
همهمهای در ورودی سالن نظرمان را جلب میکند. تعداد زیادی فامیل از عروس و داماد دیگری وارد رواق میشوند. شاید خندهدار باشد، اما اولش به این فکر کردم که عروس و داماد بعد از تمام شدن خطبه عقد، چه کار سختی دارند که باید با تکبهتک این تعداد مهمان، دیدهبوسی کنند و تبریکشان را پذیرا باشند. اگر از آنها نمیپرسیدم، هم از تعداد زیاد مهمانهایشان پیدا بود که مشهدی هستند.
عروس و داماد و البته خانوادههایشان به قدری ذوق دارند که همان ابتدای ورود و حتی قبل از اینکه در جایگاه بنشینند، مشغول عکس گرفتن میشوند تا تکتک این لحظههای شیرین را ثبت کنند. در میان آن همه شلوغی جلو میروم تا چنددقیقهای با عروس و داماد گپ بزنم. آتنا نیکنام، عروسخانم این محفل است و به قدری استرس دارد که اولش میگوید من نمیتوانم صحبت کنم و نگاهش را بهسمت همسرش میچرخاند تا او پاسخگو باشد.
محمدامین ملکی، آقاداماد، میگوید: ما در همین بحبوحه جنگ به خواستگاری رفتیم و خدا را شکر همهچیز هم خوب پیش رفت. برای انجام کارهایمان نیز در این مدت فرازوفرود زیاد داشتیم، اما زندگی با همین سختیها و ساده گرفتنها پیش میرود.
برعکس اینکه تصور میکردم عروسی آنها و بندوبساط جشن و شادیشان، استرس خانواده را کم کرده و در این مدت حواسشان را از شرایط جنگی کشور نیز پرت کرده است، آنها میگویند که اینطور نیست و اتفاقا استرس خودشان و خانوادهشان بیشتر هم شده است.
یکی از خادمان که هر روز با دیدن این عروس و دامادها خاطرات خواندن خطبه عقد خودش در حرم برایش زنده میشود، به نکته جالبی اشاره میکند و آنهم سختگیریها و تجملات است. او میگوید: زمانی که من عقد کردم، اصلا رواقی برای ثبت عقد نبود و در همان صحن، خطبه توسط روحانیان خوانده میشد. من خودم یادم هست که وقتی برای عقد حضرت آمدیم، حتی چادر سفیدم را نینداخته بودند و مادرشوهرم همان پارچه سفید چادری را روی سرم انداخت. حالا عروسها، چادرهای رنگی و کارشده به سر میکنند یا خرجهای زیادی فقط برای مراسم عقد و عروسی خود میکنند.
{$sepehr_key_208398}
میلاد شعیبی، رئیس اداره پایگاههای تخصصی حرم مطهر رضوی، با اشاره به اینکه عقد بالای سر حضرت رضا (ع) سنت دیرینه مشهدی هاست که صدها سال نیز سابقه دارد، اظهار میکند: از همین نظر، این سنت مشهدی به سطح کشور نیز توسعه پیدا کرده است و بنابراین به صورت رسمیتر توسط آستان قدس رضوی مدنظر قرار گرفته شده است. در همین راستا سازمان دهی جدی با تأکید تولیت انجام شده است و سفرههای عقد را آماده کردهایم و سایت رزرو را هم درنظر گرفتهایم.
او اظهار میکند: در طول سال گذشته، ۲۴ هزار زوج زندگی مشترک خود را در حرم مطهر رضوی آغاز کردند که عمده آنها مشهدی بودند، اما مابقی از سراسر کشور و حتی خارج از کشور به مشهد مشرف شدند تا زندگی مشترک خود را زیر سایه حضرت رضا (ع) آغاز کنند.
به گفته شعیبی، در ایام شلوغ مانند شب و روز میلاد یا برخی اعیاد، بیش از ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ عقد در حرم ثبت میشود.
رئیس اداره پایگاههای تخصصی حرم مطهر رضوی با بیان اینکه در طول سال، رواق شیخ طوسی به عنوان رواق اصلی برای عقد، مشغول فعالیت است، ادامه میدهد: رواق دارالحجه نیز به عنوان مکمل این رواق، در ایام شلوغ زیارت به این ظرفیت اضافه میشود. درمجموع در دو رواق تا ۲۴ سفره عقد هم در روزهای شلوغ داریم، اما در روزهای معمولی ۸ سفره عقد داریم.
شعیبی با بیان اینکه در هر شیفت، ۸ عاقد داریم که در ایام شلوغ تعداد بیشتری را فراخوان میکنیم، اضافه میکند: عروس و داماد باید از ۱۰ روز قبل رزرو خود را انجام دهند. اگر به هر دلیلی از طریق سایت نتوانستند اقدام کنند، به غیر از ایام شلوغ زیارت، میتوانند به صورت حضوری مراجعه کنند.