امیر عابدزاده، هیچ وقت احمد عابدزاده نشد | جوجه عقاب از قفس پر کشید

فهرست دروازه‌بان‌های تیم ملی، این‌بار بیشتر شبیه صحنه‌ای از یک کوچ آرام است؛ جایی که در آن، برخی عقاب‌ها بر فراز آسمان باقی می‌مانند و یکی، بی‌صدا از قفس توری کنار می‌رود.

در تصمیم امیر قلعه‌نویی برای همراه بردن چهار دروازه‌بان به جام جهانی، فقط عدد‌ها تغییر نکرده‌اند؛ روایت، روایت گذار است. سه عقاب آشناعلیرضا بیرانوند، سیدحسین حسینی و پیام نیازمند هنوز بر لبه صخره ایستاده‌اند؛ همان‌هایی که سال‌هاست باد‌های سخت را تجربه کرده‌اند و ارتفاع را می‌شناسند.

اما در این میان، یک جابه‌جایی بیش از همه به چشم می‌آید؛ ورود محمد خلیفه و خروج امیر عابدزاده. خروجی که شبیه باز شدن دری از قفس است؛ قفسی که شاید هیچ‌وقت کاملاً اندازه بال‌های جوجه عقاب نبود.

امیرعابدزاده، فرزند نامی بزرگ، روز‌هایی را هم بر فراز این قفس پر کشید. در دوره دراگان اسکوچیچ، برای مدتی دروازه‌بان اول شد و در شب صعود به جام جهانی، درخششی داشت که نمی‌توان از حافظه فوتبال پاکش کرد. اما پرواز، فقط به یک شب و یک فصل محدود نمی‌شود.

او هرگز نتوانست سایه سنگین نام پدر را به سکوی پرتاب تبدیل کند؛ بیشتر شبیه پرنده‌ای بود که میان آسمان‌های مختلف سرگردان ماند. انتخاب‌های باشگاهی‌اش، از تیم‌های رده‌های پایین‌تر در اسپانیا تا تجربه‌هایی در پرتغال بیش از آن‌که مسیر صعود باشند، به پرواز‌هایی پراکنده شباهت داشتند. پرواز‌هایی دور از چشم، دور از جریان اصلی، و دور از آن جایگاهی که بتواند او را به یک چهره ثابت و محبوب در سطح ملی تبدیل کند.

حالا، اما خلیفه بیشتر شبیه جوجه‌عقابی است که تازه لبه آشیانه را لمس می‌کند؛ هنوز برای پرواز بلند آماده نیست، اما حضور در این ارتفاع، خودش نوعی آموزش است. جام جهانی برای او میدان بازی نیست، کلاس درس است؛ جایی برای دیدن، آموختن و شاید آماده شدن برای آینده‌ای که هنوز نوشته نشده.

تصمیم قلعه‌نویی ناشی از آن دارد که او همزمان که به عقاب‌های باتجربه‌اش تکیه داده، یکی را از قفس رها کرده و دیگری را به لبه پرواز رسانده است.

{$sepehr_key_208679}