به گزارش شهرآرانیوز، در عمل، این دور از ذهن نیست: این بدان معناست که یک شوک قیمتی میتواند آنقدر بزرگ، مداوم و دردناک باشد که رفتارهای خرج کردن را تغییر دهد - تا جایی که آنها به طور دائم مسیر، ساختار و ثبات یک بخش یا کل اقتصاد را تغییر میدهند.
در اوایل این ماه، آژانس بینالمللی انرژی هشدار داد که در پی «شدیدترین شوک عرضه نفت در تاریخ، تخریب تقاضا با تداوم کمبود و قیمتهای بالاتر گسترش خواهد یافت.»
در ایالات متحده، این «تخریب» از قبل شروع به آشکار شدن کرده است.
افزایش سریع قیمت بنزین، حقوق و مزایای حاصل از کار سخت آمریکاییها و بازپرداخت مالیات آنها را به سرعت از بین برده است - و سنگینترین ضربات را به کسانی وارد کرده است که کمترین توانایی جذب آنها را در بازار کار دارند.
تورم به شدت افزایش یافته، رشد دستمزدها به شدت کاهش یافته و احساسات مصرفکننده کاهش یافته است، که میتواند نشانهای از پیامدهای بیشتر در آینده باشد.
مصرفکنندگان آمریکایی تاکنون انعطافپذیر باقی ماندهاند. اما اقتصاددانان هشدار میدهند که هر چه جنگ ایران، تنگه حیاتی هرمز را برای نفتکشها و کشتیهای باری مسدود نگه دارد، خطر پیامدهای آن به مراتب بدتر بیشتر میشود.
جو بروسوئلاس، اقتصاددان ارشد یک شرکت حسابداری و مشاوره، گفت: «زمان متحد اقتصاد آمریکا نیست.»
انرژی تک تک خانوارها، صنایع و بخشها را تحت تأثیر قرار میدهد.
بروسوئاس گفت: «بیش از یک میلیارد قیمت در اقتصاد ایالات متحده وجود دارد، بنابراین تخریب تقاضا بر اساس صنعت و گروه درآمدی متفاوت خواهد بود.»
ترسیم پیامدهای به ظاهر انتزاعی از یک درگیری بدون مدت زمان یا نتیجه مشخص، پیچیده است.
با این حال، بروسوئاس و همکار او، توان نگوین، در یادداشتی از نتایج شوک نفتی گذشته برای ترسیم مسیرهای بالقوه برای آمریکاییها و اقتصاد گستردهتر استفاده کردند.
کاهش حقوق و دستمزد سخت به دست آمده آمریکاییها میتواند به معنای کاهش تعداد رستورانها، سفرهای کمتر، خرید ماشین و فروش خانه باشد. کاهش سرمایهگذاری تجاری و کاهش تقاضا میتواند منجر به اخراج کارکنان شود و درد اقتصادی را تشدید کند.
اول، قیمت نفت افزایش مییابد و مالیات اضافی را بر هر خانوار و کسب و کار تحمیل میکند. پول بیشتری که برای هزینههای انرژی هزینه میشود، پول کمتری در جای دیگر خرج میشود.
دوم، اعتماد به نفس کاهش مییابد؛ و وقتی مردم از وقوع اتفاقات بد میترسند، شروع به کاهش هزینههای اختیاری میکنند.
سپس، خریدهای بزرگ متوقف میشوند. مردم خرید ماشین جدید یا امضای تمام اسناد وام مسکن را به تعویق میاندازند.
در مرحله بعد، مشاغل فشار را احساس میکنند. کاهش هزینههای مصرفکننده همراه با گرانتر شدن دیزل در نیمهراههایی که کالاهای آنها را حمل میکنند، حاشیه سود را کاهش میدهد. سرمایهگذاریها و استخدامها متوقف میشوند و در نهایت کاهش هزینهها و اخراجها آغاز میشود.
سپس، فدرال رزرو وارد عمل میشود. تورم ناشی از نفت میتواند بانک مرکزی ایالات متحده را مجبور به افزایش نرخ بهره کند که این امر رکود را تشدید میکند.
{$sepehr_key_208884}
در نهایت، اگر قیمتهای بالا ادامه یابد، تغییرات رفتاری دائمی رخ میدهد. مردم وسایل نقلیه الکتریکی میخرند، کارگران به دنبال ترتیبات دورکاری هستند، مشاغل به فناوری به عنوان جایگزینی برای نیروی کار انسانی روی میآورند.
علاوه بر همه این ها، سایر کالاها نیز میتوانند شاهد مشکلات عرضه فزاینده باشند. فقط نفت نیست که معمولاً از تنگه هرمز عبور میکند. کمبود کود میتواند به معنای افزایش قیمت مواد غذایی باشد. آسیب به عرضه هلیوم میتواند تولید تراشه را کند و مراقبتهای پزشکی را حتی گرانتر کند. اختلالات گوگرد و گاز طبیعی میتواند هزینههای صنعتی را افزایش دهد.
نانسی وندن هوتن، اقتصاددان ارشد آمریکایی در آکسفورد اکونومیکس، گفت که نتایج اقتصادی، اکنون بهتر از آغاز جنگ به نظر میرسند.
قیمت نفت از اوج خود پایین آمده است؛ آتشبس منجر به نوعی ثبات شده است؛ و مصرفکنندگان، که تا حدودی به دلیل بازپرداختهای مالیاتی سنگینتر و سبد سهام و ارزش مسکن همچنان قوی، به افزایش قیمت بنزین کمک کردهاند، توانستهاند این جهش را مدیریت کنند.
او گفت: به نظر میرسد از آنچه که فکر میکردیم میتواند بدترین سناریو باشد، جلوگیری خواهد شد. اما از طرف دیگر، اوضاع میتواند خیلی سریع تغییر کند.
او گفت که در نهایت، اینکه مصرفکنندگان و اقتصاد گستردهتر چقدر میتوانند دوام بیاورند، به سرعت حل و فصل درگیری و حرکت آزادانهتر کشتیها از طریق تنگه بستگی دارد.
حتی اگر جنگ فوراً پایان یابد، ترمیم اقتصادی سریع نخواهد بود.
بروسوئاس گفت: خاموش کردن و دوباره روشن کردن نفت مانند روشن کردن چراغهای شما نیست. در بهترین حالت، شش ماه طول میکشد تا بفهمیم چقدر به سطح تولید قبل از جنگ در سراسر خلیج فارس نزدیک هستیم.
او گفت که در برخی موارد ممکن است سالها طول بکشد تا تولید به طور کامل بازگردد و اثرات قیمتهای بالاتر میتواند ادامه یابد.
بروسوئلاس گفت، شوکهای عرضه نفت و مواد حیاتی مانند کود در اقتصاد ایالات متحده موج میزند و میتواند قیمت انواع کالاها و خدمات را افزایش دهد.
قیمت بالای گازوئیل که سوخت کامیونها و تراکتورها را تأمین میکند، میتواند نشاندهنده افزایش قیمت مواد غذایی باشد. این حتی شامل اختلال در کودهای نیتروژنی هم نمیشود، که میتواند بر تصمیمات کاشت کشاورزان و غذایی که ممکن است در پاییز در دسترس باشد، تأثیر بگذارد.
دیوید اورتگا، اقتصاددان غذا و استاد دانشگاه ایالتی میشیگان، به سیانان گفت: «ممکن است شش ماه یا حتی بیشتر طول بکشد تا اثرات کامل این شوک که در قیمت مواد غذایی منعکس شده است را احساس کنید.»
برخی از آمریکاییها ممکن است بتوانند از هزینههای بسیار بالای بنزین، هزینههای اضافی سوخت که به سایر اقلام اضافه شده و سایر اثرات جانبی قیمتها، بهبود یابند. اما همه قادر به بهبود نیستند.
بروسوئاس گفت: «تخریبی در تقاضا وجود دارد که باعث رکود بازار شده و قابل جبران نیست.»
{$sepehr_key_208885}
بروسوئاس با اشاره به «رکود بازار»، به آمریکاییهایی اشاره میکند که در دو پنجک پایین درآمدی قرار دارند - خانوارهایی که هیچ پسانداز اضطراری ندارند و کسانی که تقریباً هیچ جای مانوری در بودجه خود ندارند.
بروسوئلاس گفت، به ویژه خانوارهای کمدرآمد باید تا زمان تثبیت قیمتها، کاهش شدید درآمد قابل تصرف خود را مدیریت کنند.
این به معنای بازگشت به وضع موجود نیست. این، یک وضعیت عادی جدید است.