بررسیهای اخیر نشان میدهد آنچه در ظاهر بهعنوان دورهای از آرامش یا سکوت نظامی دیده میشود، در لایههای پنهانتر صحنه میدانی و فضای راهبردی، چهرهای متفاوت و پیچیدهتر دارد. دشمن، باوجود چارچوبهای اعلامشده، پایبندی کاملی به آتشبس نشان نمیدهد. نفسِ تداوم محاصره، خود مصداق نقض آشکار آتشبس است.
علاوه بر این، شیطنتها، تغییر در آرایش نظامی، تجهیز پایگاهها و سایر تحرکات میدانی توسط دشمن، جملگی نشانههایی از پایبندنبودن به آتشبس محسوب میشوند. جمهوری اسلامی ایران، همانگونه که در نبرد نظامی با اقتدار مانع تحقق اهداف دشمن شد و اجازه نداد اهدافی، چون فروپاشی نظام، انهدام توان نظامی، هستهای یا موشکی کشور محقق شود، طبیعتا در شرایط کنونی نیز اجازه نخواهد داد
دشمن از طریق مذاکره یا سایر ابزارها به اهداف خود دست یابد. باید با درک صحیح از این فضا، توجه داشت که جنگ پایان نیافته، بلکه شکل آن تغییر یافته و هر آن ممکن است مجدد به همان شکل نظامی و میدانی بازگردد. این نکته که ما هنوز به نقطه پایان جنگ نرسیدهایم، بسیار حائزاهمیت است. در چنینشرایطی که همچنان فضای جنگی حاکم است، هوشمندی و ذکاوت جدی ازسوی کشور طلب میشود تا دربرابر تهدیدها و هراسافکنیهای دشمن، تسلیم نشود.
دشمن که در نبرد نظامی نتوانست اهداف خود را عملی کند، اکنون تمام تلاش خود را بر شکستن اراده مردم متمرکز کرده است؛ ارادهای که با حضور استوار مردم در صحنه و خیابانها تجلی یافت. دشمن با ایجاد اختلاف، تولید اخبار جعلی، تحلیلهای غیرواقعی و استفاده از تهدیدهایی مانند تهدیدهای ترامپ، سعی در ایجاد شکاف و القای ترس در بدنه جامعه ایرانی دارد تا اراده مردم را بشکند.
تصور دشمن این است که با تضعیف اراده ملت، مسیر دستیابی به اهدافش هموارتر خواهد شد. لذا، وظیفه ماست که مراقب باشیم این تلاش دشمن به ثمر ننشیند و فضایی که او میخواهد، یعنی «فضای یأس و ناامیدی»، در جامعه شکل نگیرد که صدالبته با همبستگی و اتحاد بینظیری که از ابتدای جنگ شاهد آن بودیم و با حضور منسجم مردم در کف خیابانها همچنان روحیه مبارزه و انقلابی ملت حفظ شده است.
در نبرد اخیر، ما توانستیم مانع دشمن در رسیدن به اهدافش شویم و لذا ضروری است که این روایت پیروزی را دربرابر روایت دشمن تثبیت کنیم. اکنون دشمن نمیخواهد این پیروزی در افکار عمومی ایران بهدرستی منعکس و درک شود. درخصوص موضوع تنگه هرمز، تلاشهایی از سوی غرب برای وارونهنمایی واقعیت صورت میگیرد و اینگونه القا میشود که ایران در حال باجگیری یا تخطی از قواعد بینالمللی است. درحالیکه واقعیت چنین نیست.
ایران اساسا عضو کنوانسیون۱۹۸۲ ژنو نیست، کنوانسیونی که برخی کشورها آن را امضا و تصویب کردهاند و قواعدی برای عبورومرور بینالمللی تعیین میکند. مهمترین نکته این است که تنگه هرمز، بهویژه باریکترین بخش آن که میان ایران و عمان قرار دارد، جزو آبهای سرزمینی محسوب میشود، نه آبهای بینالمللی. بر اساس قواعد عرفی دریانوردی، هر شناوری که قصد عبور از آبهای سرزمینی را داشته باشد، باید هزینههای مربوط به خدمات دریایی، بیمه و امنیتی را مطابق با قوانین داخلی آن کشور بپردازد.
{$sepehr_key_209056}
ایران تاکنون از این حق عرفی خود استفاده نکرده بود، اما اکنون تصمیم گرفته است از این فرصت استفاده کند. این اصل تحت عنوان «عبور بیضرر» شناخته میشود؛ بهاینمعنا که شناورها در صورت عدم ایجاد ضرر به منافع کشورهای ساحلی، میتوانند از آبهای سرزمینی عبور کنند.
ایران هیچگاه قصد ایجاد رژیم حقوقی جدیدی برخلاف قواعد بینالمللی ندارد، بلکه صرفا در چارچوب همین قواعد عرفی، از حقوق مسلم خود بهره میبرد. بنابراین، عبورومرور در تنگه هرمز طبق همان ضوابط و عرفهای بینالمللی صورت میگیرد.
درعینحال، ایران با قاطعیت دربرابر عبور شناورهایی که قصد تهدید امنیت ملی یا جابهجایی تجهیزات نظامی غیرمجاز را داشته باشند، ایستادگی خواهد کرد و از تمامی امکانات و فرصتهایی که همین قواعد عرفی برای تأمین منافعش فراهم میکند، استفاده خواهد کرد؛ حتی اگر در گذشته از این حقوق بهره نبرده باشد.