به گزارش شهرآرانیوز؛ در بسیاری از خانوادهها، شرایط اقتصادی باعث افزایش تنشهای روزمره، کاهش صبر و مدارا و در موارد شدیدتر، فروپاشی رابطه عاطفی میان همسران شده است. طبق آمار در دورههای پر چالش اقتصادی، میزان مراجعه به مراکز مشاوره خانواده و درخواست طلاق روند صعودی پیدا میکند. اما خانوادههایی هستند که به رغم تمام فشارهای مالی، نه تنها دچار چالش نمیشوند بلکه روابطشان مستحکمتر هم میشود.
این خانوادهها به جای اینکه یکدیگر را عامل مشکلات ببینند، شرایط سخت را یک دشمن مشترک فرض میکنند که باید در مقابلش متحد شوند. تفاوت در الگوهای رفتاری و نگرشی این دو دسته از خانوادهها، موضوعی است که پرداختن به آن میتواند چراغ راه بسیاری از خانههای درگیر با بحران باشد.
{$sepehr_key_209127}
پنهانکاری ممنوع؛ در بحران اقتصادی، بسیاری از خانوادهها به اشتباه تلاش میکنند با پنهانکاری یا تحمل یکطرفه فشار، از دیگران محافظت کنند. اما پنهان کردن بدهی، کاهش درآمد یا قسطهای معوق، باعث بیاعتمادی میشود.
راهکار سالم این است که همه اعضای خانواده بالای ۷ سال، با زبانی ساده و بدون القای وحشت، از واقعیت مالی آگاه شوند. پدر یا مادر میتواند یک برگه ساده شامل «درآمد ماهانه»، «هزینههای ضروری» و «بدهی یا کسری» را روی میز بگذارد. سپس در یک جلسه هفتگی نیمساعته، همه اعضای خانواده به این پرسش پاسخ دهند: «برای گذر از این ماه، مهمترین اولویتهای ما چیست؟». البته شفافیت به معنای انداختن بار سنگین اضطراب بر دوش کودکان نیست بلکه باید به آنها گفت: «وضعیت سخت است، اما با همکاری میتوانیم از آن عبور کنیم.»
خانواده یک تیم است؛ در الگوی سنتی اغلب فشار اقتصادی بر دوش یک نفر (معمولا پدر) است که باید هرطور شده درآمد بیاورد و فشار مدیریت خانه بر دوش نفر دیگر (معمولا مادر) است که باید با همان درآمد کم، هزینهها را مدیریت کند.
اما در بحران عمیق، این تقسیم کار قدیمی جواب نمیدهد و باعث فرسودگی سریع یک یا هر دو نفر میشود. راهکار این است که کل بار بحران را به کُل خانواده توزیع کنید. بنشینید و فهرست همه کارهایی را که برای عبور از بحران لازم است تهیه کنید، سپس مطابق با توانایی و وقت هر عضو، وظایف را تقسیم کنید. آنچه باید درنظر گرفت، این است که هر کس بداند نقشی حیاتی در بقای خانواده دارد و صرفاً یک مصرفکننده منفعل نیست.
دنبال مقصر نگردید؛ بحران اقتصادی مثل آتش زیر خاکستر، نارضایتیهای کهنه را شعلهور میکند. زوجها اغلب در این شرایط به جای حمایت، شروع به مقصرجویی میکنند: «اگر تو هفته پیش آن وسیله را نمیخریدی...» یا «حقوق تو همیشه کم بوده...» این جملات دفاعی، مذاکره را به جنگ تبدیل میکند.
راهکار مؤثر، کنار گذاشتن نیمساعت مشخص در روز (مثلا بعد از خواب بچهها) برای یک «گفتوگوی دوستانه» است. در این گفتوگو، هر فرد ابتدا دو دقیقه بدون آنکه حرفهایش قطع شود، درباره احساس خود صحبت میکند و تنها از عبارت «من» استفاده میکند: «من احساس میکنم ناتوانم»، «من نگران آینده بچهها هستم». سپس نوبت به «حل مسئله» میرسد. هر فرد میتواند راهکاری پیشنهاد دهد، بدون نقد کردن راهکار دیگری در همان لحظه. زمانی که همه راهکارها شنیده شد، با رأیگیری یا اجماع، یک راهکار عملی انتخاب میشود.
امید را تمرین کنید؛ بزرگترین آفت بحران اقتصادی، حس بنبست و ناامیدی است. وقتی اعضای خانواده باور کنند که هیچ راهی نیست، انگیزه همکاری از بین میرود و احتمال رها کردن رابطه بالا میرود.
برای مقابله با این حس، خانواده به «اهداف کوچک و کوتاهمدت» نیاز دارد. مثلا تصمیم بگیرید هر شب ۱۰دقیقه درباره «سه چیز خوب امروز» صحبت کنید (حتی اگر چیز خوب کوچکی مثل دیدن یک گل باشد) یا یک برنامه سهماهه تنظیم کنید. ماه اول کاهش ۱۰ درصدی هزینه برق، ماه دوم یادگیری یک مهارت آنلاین رایگان که شانس شغلی را بالا ببرد، ماه سوم پسانداز مبلغ اندک برای یک خرید ضروری.
منبع: خراسان
{$sepehr_key_209128}