ابوظبی که زمانی تلاش داشت تصویر «سوئیس خلیج فارس» را از خود ارائه دهد، اکنون در حال حرکت در مسیری است که بیش از هر چیز یادآور جاهطلبیهای پرریسک امنیتی است. از مشارکت در پروژههای ضدایرانی گرفته تا توسعه روابط بیسابقه با رژیم صهیونیستی، مداخله در پروندههای منطقهای و حتی تنشآفرینی با برخی کشورهای اسلامی، نشان میدهد سیاست خارجی امارات وارد مرحلهای شده که فاصله معناداری با الزامات ثباتسازی در منطقه دارد.
یکی از مهمترین ابعاد این رفتار، تلاش ابوظبی برای ایفای نقش در پروژه مهار جمهوری اسلامی ایران است. اگرچه امارات همواره کوشیده سطحی از مناسبات اقتصادی با تهران را حفظ کند، اما در لایههای امنیتی و راهبردی، نشانههای متعددی از همراهی این کشور با سیاستهای ضدایرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده میشود. فراهمسازی بسترهای امنیتی، همکاریهای اطلاعاتی و ایجاد فضای تنفس برای حضور بازیگران فرامنطقهای در خلیج فارس، بخشی از همین راهبرد است.
این در حالی است که تجربه تاریخی منطقه بارها ثابت کرده امنیت خلیج فارس نه از مسیر ائتلافسازی با بازیگران بیرونی، بلکه از طریق همکاری کشورهای منطقه حاصل میشود. هر اندازه دولتهای منطقه به قدرتهای فرامنطقهای تکیه کنند، به همان میزان ناامنی بیشتری تولید خواهد شد؛ مسئلهای که امارات هنوز حاضر به پذیرش آن نیست.
در این میان، عادیسازی گسترده روابط با رژیم صهیونیستی یکی دیگر از ابعاد پرهزینه سیاست خارجی ابوظبی است. امارات نه تنها وارد روابط دیپلماتیک با تلآویو شد، بلکه سطح همکاریهای اقتصادی، فناورانه، امنیتی و حتی راهبردی خود با این رژیم را به شکلی کمسابقه گسترش داده است؛ آن هم در شرایطی که افکار عمومی جهان اسلام همچنان نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین خشمگین است.
ابوظبی در حالی مسیر نزدیکی به تلآویو را با شتاب دنبال میکند که بسیاری از کشورهای عربی حتی در صورت داشتن روابط رسمی، تلاش میکنند فاصلهای مشخص با رژیم صهیونیستی حفظ کنند تا هزینههای سیاسی و اجتماعی آن را کاهش دهند. اما امارات ظاهراً تصمیم گرفته در این حوزه نیز نقش پیشگام را بازی کند؛ نقشی که ممکن است در آینده هزینههای امنیتی مستقیمی برای این کشور ایجاد کند.
همزمان، رفتارهای اخیر امارات در قبال اتباع پاکستانی و گزارشهای مربوط به محدودیتها و اخراج گسترده برخی مهاجران، به ویژه در قبال شیعیان پاکستانی، نیز میتواند پیامدهای تازهای در روابط ابوظبی و اسلامآباد ایجاد کند. پاکستان یکی از بازیگران مهم جهان اسلام و دارای پیوندهای عمیق انسانی و اقتصادی با کشورهای حاشیه خلیج فارس است. هرگونه برخورد تبعیضآمیز با اتباع پاکستانی، آن هم با مؤلفههای مذهبی، میتواند تنشهای جدیدی در روابط دو طرف ایجاد کند.
در کنار این تحولات، انتشار برخی گزارشها درباره اختلافات داخلی میان شیخنشینها و زمزمههای نارضایتی در برخی امارتها، نشان میدهد ساختار داخلی امارات نیز برخلاف تصویر تبلیغاتی ارائهشده، فاقد شکنندگی نیست. تمرکز بیش از اندازه بر پروژههای بیرونی، گاه میتواند شکافهای داخلی را عمیقتر کند؛ مسئلهای که در ساختار فدرالی امارات اهمیت مضاعف دارد.
واقعیت آن است که امارات در حال حرکت بر لبه یک تناقض خطرناک است؛ از یک سو تلاش دارد خود را بهعنوان قطب اقتصادی، گردشگری و مالی منطقه معرفی کند و از سوی دیگر، وارد بازیهای سخت امنیتی و ژئوپلیتیکی شده که ذاتاً بیثباتکننده هستند. جمع میان این دو رویکرد، همواره ممکن نیست.
رهبران ابوظبی باید این واقعیت را درک کنند که امنیت پایدار خریدنی نیست؛ نه با انباشت تسلیحات غربی، نه با ائتلاف با رژیم صهیونیستی و نه با نقشآفرینی در پروژههای ضدایرانی. ثبات منطقه زمانی محقق میشود که کشورهای منطقه به سمت همکاری جمعی، احترام متقابل و کاهش تنش حرکت کنند.
در غیر این صورت، امارات ممکن است خیلی زود دریابد که قمار ژئوپلیتیکی امروز، فردا به تهدیدی علیه ثبات و انسجام خود این کشور تبدیل خواهد شد.
{$sepehr_key_209412}