تحولات اخیر نشان میدهد که روند آمریکا امتداد همان الگوهای رفتاری پیشین است؛ الگویی که در آن ترامپ درصدد است ضعفهای خود در قبال ایران را با بمباران توئیتهای تهدیدآمیز و تبلیغاتی بپوشاند تا بتواند به این واسطه مقداری از خشم مردم کشورش و انزوایی را که به واسطه این جنگ تحمیلی، در عرصه بینالمللی، به آن دچار شده است تا حدودی جبران کند.
از اینرو این توئیتهای پیدرپی و اغراقآمیز او مسبوق به سابقه است و دیگر محلی برای اعتنا نیست. چون بر همه آشکار شده است که این کنشها به دنبال پوشاندن بخشی از شکستها و فشارهای داخلی و خارجی ترامپ در جنگ کنونی و تلاشی برای تخلیه یا مدیریت خشم افکار عمومی در داخل آمریکا و همچنین کاستن از شدت انزوایی است که در سطح بینالمللی با آن روبهرو بوده است. با وجود این، آنچه در میدان مشاهده میشود، حاکی از آمادهسازی برای یک اقدام محدود، اما سنگین نظامی است؛ در برابر این احتمال، نیروهای رزمنده کشور به همراه مردم، با حضور پررنگ و سازمانیافتهای که در صحنه دارند، آمادگی کامل برای پاسخگویی قاطعتر نسبت به گذشته را حفظ کردهاند.
بنابراین، در حالی که طرف مقابل کوشیده است چارچوبی تبلیغاتی برای اقناع افکار عمومی داخلی و خارجی ترسیم کند، تصمیمگیری ایران مبتنی بر تحلیل و واقعیتهای میدانی است. در راستای تحقق این مسئله نیز آمادگی همهجانبهای شکل گرفته است تا در صورت هرگونه تعرض جدید، کوبندهتر از آنچه را که در قبل حاصل شد؛ پاسخگو باشند.
در سطح منطقه نیز تحرکات اخیر آمریکا، مجموعهای از اقدامات ترکیبی در حوزه عملیات روانی، قدرتنمایی نمایشی و تلاش برای جلب همراهی برخی دولتهای منطقه تلقی میشود؛ با این حال، باید توجه داشت که ایالات متحده برای دستیابی به هر میزان پیروزی کوچک، محدود و قابل ادعا انگیزهای مضاعف دارد.
چه در زمینه مدیریت بحرانهای داخلی، از جمله چالشهای انتخاباتی در کنگره و چه در مواجهه با پیامدهای بحران انرژیهای فسیلی و مهار تورم لجامگسیخته و گرانی جهانی. با این وصف ترامپ مترصد راهی برای فرار از معرکه است تا با حملاتی گسترده، اما محدود و مقطعی به نوعی عقبنشینی نهایی داشته باشد و خود را از این گرداب خلاص کند.
افزون بر این، با پایان یافتن مهلت قانونی شصت روزه و با استناد به رویه تمکین نکردن آمریکا، دولت مذکور ممکن است برای ایجاد توجیه حقوقی و سیاسی جهت ادامه مسیر، به دنبال دستیابی به موفقیتی ولو محدود باشد.
{$sepehr_key_209479}
درباره تنگه هرمز نیز باید متذکر شد که این منطقه نهتنها یک گذرگاه راهبردی، بلکه فرصتی تاریخی برای ملت ایران محسوب میشود لذا سازوکار مدیریتی تدوینشده از سوی جمهوری اسلامی ـ که مراحل تکمیلی خود را طی کرده و باید به تصویب مجلس برسد ـ قرار است مدیریت این تنگه را بهصورت پایدار و ساختارمند در اختیار ایران قرار دهد. هرمز به عنوان یک فرصت الهی به مردم ایران و به کشور جمهوری اسلامی ایران داده شده و از این فرصت ارزشمند با تمام توان پاسداری خواهد شد.
در همین چارچوب، موضوعاتی همچون تنگه هرمز، برنامه هستهای، خروج و برچیده شدن تمام پایگاههای آمریکا از منطقه و دریافت غرامت از جمله خطوط قرمز و مطالبات بنیادین و غیرقابلچشمپوشی کشور به شمار میآیند. از این رو این موارد در زمره حقوق مسلم و تثبیتشده ملت ایران هستند. بنابراین، ورود مجدد به مذاکره در این حوزهها متصور نیست و جمهوری اسلامی به هیچ عنوان از حقوق حقه خود کوتاه نخواهد آمد.