به گزارش شهرآرانیوز؛ بیش از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم و توقف بخش مهمی از فعالیتهای فرهنگی و هنری در کشور میگذرد؛ وضعیتی که اگرچه در روزهای نخست بهعنوان یک تصمیم احتیاطی قابل درک بود، اما تداوم آن در برخی حوزهها، اکنون محل پرسش شده است. در مشهد، بهعنوان شهری که در این مدت شرایط باثباتتری را تجربه کرده، بسیاری از فعالیتها بهتدریج از سر گرفته شدهاند؛ از بازگشایی سینماها گرفته تا برخی برنامههای فرهنگی. با این حال، گالریها و فضاهای نمایش هنرهای تجسمی همچنان در وضعیت بلاتکلیف باقی ماندهاند.
این در حالی است که در دیگر نقاط کشور، نشانههایی از بازگشت دیده میشود. طی هفتههای اخیر، تعدادی از گالریهای هنری در تهران فعالیت خود را از سر گرفتهاند؛ اقدامی که با رعایت ضوابط انجام شده و نشان میدهد بازگشت تدریجی به جریان هنرهای تجسمی ممکن است. همین مسئله این پرسش را پررنگتر میکند که اگر امکان بازگشایی در پایتخت فراهم شده، چرا در مشهد هنوز سازوکار مشخصی برای این کار شکل نگرفته است؟
البته پاسخ این پرسش ساده نیست. بهگفته گالریداران، تفاوتهای ساختاری میان تهران و مشهد قابل توجه است. تهران بهواسطه مرکزیت، حضور مجموعهداران و مخاطبان با توان مالی بالاتر، سالهاست بازار پویاتری در هنرهای تجسمی دارد.
در مقابل، اقتصاد هنر در مشهد محدودتر و شکنندهتر است. بسیاری از گالریها با حاشیه سود اندک فعالیت میکنند و تعطیلی طولانیمدت، فشار مستقیمی بر آنها وارد کرده است. هزینههای ثابت پابرجاست، اما درآمدی در کار نیست؛ وضعیتی که در صورت تداوم، میتواند به حذف تدریجی برخی گالریها از چرخه هنر شهر منجر شود.
در سالهای اخیر، بسیاری از گالریها بهسمت برگزاری نمایشگاههای آنلاین حرکت کرده بودند؛ برخی حتی فعالیت فیزیکی خود را کنار گذاشته و در بستر اینترنت به معرفی و فروش آثار میپرداختند. این مسیر، بهویژه پس از تجربه کرونا، به یک راهکار جدی برای ادامه حیات هنرهای تجسمی تبدیل شده بود.
اما اکنون، بهدلیل محدودیتهای اینترنتی، همین امکان نیز با اختلال جدی مواجه شده و عملاً گالریها را از این مسیر جایگزین هم محروم کرده است؛ وضعیتی که آنها را در یک بنبست دوگانه قرار داده است: نه امکان فعالیت حضوری دارند و نه امکان فعالیت مؤثر در فضای مجازی.
در چنین شرایطی، مسئله اطلاعرسانی به یکی از چالشهای اصلی تبدیل شده است. در تهران، برخی گالریها با استفاده از پنلهای پیامکی توانستهاند ارتباط خود با مخاطبان را حفظ کنند و زمان برگزاری نمایشگاهها را اطلاع دهند.
اما این راهکار نیز هزینهبر است و همه گالریهای مشهد توان تأمین آن را ندارند. در نتیجه، حتی اگر شرایط برای برگزاری نمایشگاه فراهم باشد، مسئله رساندن خبر به مخاطب همچنان یک مانع جدی محسوب میشود.
با این حال، مسئله فقط اقتصاد و زیرساخت نیست. هنرهای تجسمی یکی از مهمترین ابزارهای بازتاب و ثبت تجربههای اجتماعیاند. در شرایطی که جامعه دورهای پرتنش را پشت سر گذاشته، نیاز به روایت و بازنمایی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
گالریها میتوانند بستری برای همین مواجهه باشند؛ فضایی برای دیدن، تأمل و بازسازی ذهنی جامعه. تعطیلی آنها، یعنی به تعویق افتادن این گفتوگو.
از این منظر، بازگشایی گالریها تنها یک مطالبه صنفی نیست، بلکه ضرورتی فرهنگی است. جامعهای که در حال بازگشت به وضعیت عادی است، نیاز دارد همه اجزای زیست فرهنگیاش دوباره فعال شوند؛ از سینما و تئاتر گرفته تا گالریها.
با این حال، این بازگشت نیازمند برنامهریزی است. نخست، باید ارادهای روشن برای تعیین تکلیف این فضاها شکل بگیرد. در کنار آن، تقویت زیرساختهای اطلاعرسانی، چه از طریق بهبود دسترسی اینترنت و چه ابزارهای جایگزین، ضرورتی جدی است.
همچنین حمایتهای نهادی، از جمله کاهش هزینهها، ارائه تسهیلات و همراهی در برگزاری رویدادها، میتواند به بازگشت تدریجی این فضاها کمک کند.
{$sepehr_key_209511}
تجربه تهران نشان میدهد که بازگشایی ممکن است، اما مشهد برای رسیدن به این نقطه، نیازمند مدلی متناسب با شرایط خود است؛ مدلی که هم واقعیتهای اقتصادی شهر را در نظر بگیرد و هم ضرورت بازگشت هنر به جریان زندگی را.
در نهایت، شهر بدون هنر، چیزی کم دارد؛ چیزی از جنس معنا. گالریها، اگرچه بیهیاهو، اما بخشی از همین معنا را حمل میکنند. اکنون که نشانههایی از بازگشت به زندگی عادی دیده میشود، شاید وقت آن رسیده که این چراغها هم دوباره روشن شوند.