به گزارش شهرآرانیوز؛ بررسی تازهترین دادههای مرکز آمار ایران از وضعیت زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد که بازار کار ایران در یک تضاد عمیق گرفتار شده است؛ در حالی که نرخ بیکاری کل کاهش یافته، بیکاری جوانان و مشارکت اقتصادی هر دو در مسیر نامطلوبی حرکت میکنند. نرخ بیکاری کل به ۷.۶ درصد رسیده که ۰.۲ واحد درصد کمتر از زمستان ۱۴۰۳ است، اما یک واقعیت تلخ پشت این عدد نهفته است؛ کاهش نرخ بیکاری نه به دلیل ایجاد اشتغال پایدار، بلکه به دلیل خروج ناامیدانه نیروی کار از بازار بوده است.
نرخ مشارکت اقتصادی در زمستان ۱۴۰۴ به ۳۹.۷ درصد رسید که نسبت به زمستان ۱۴۰۳ کاهشی ۰.۴ واحد درصدی را نشان میدهد. این بدان معناست که بسیاری از افراد جویای کار، دیگر حتی تلاشی برای پیدا کردن شغل نمیکنند. در ادبیات اقتصادی، این پدیده «خروج از بازار کار به دلیل ناامیدی» نام دارد. وقتی مشارکت کاهش مییابد، نرخ بیکاری میتواند بهطور مصنوعی پایین نشان داده شود، بیآنکه هیچ شغل جدیدی ایجاد شده باشد.
{$sepehr_key_209569}
بازار کار ایران در زمستان گذشته تحت تأثیر چند تکانه همزمان قرار داشت: قطعیهای مکرر اینترنت، نوسانات ارزی، و شرایط جنگی ناشی از تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا. در چنین فضایی، این جوانان بودند که بیش از همه زیر چرخهای اقتصاد له شدند. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله با افزایش ۰.۲ واحد درصدی به ۲۱.۲ درصد رسید؛ رقمی که تقریباً سه برابر متوسط بیکاری کل کشور است. برای جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله نیز نرخ بیکاری ۰.۳ واحد درصد بالا رفت.
این آمارها یک پیام روشن دارند: در اقتصاد شکننده ایران، وقتی شوکی وارد میشود، نخستین گروهی که از بازار کار بیرون رانده میشوند، جوانانی هستند که تازه پا به میدان گذاشتهاند. کارفرمایان در مواجهه با کاهش تقاضا و افت درآمد، ابتدا نیروهای کمسابقه را تعدیل میکنند و استخدام جدید را متوقف میسازند.
در این میان، شکاف جنسیتی نیز به شکلی نگرانکننده عمیقتر شده است. نرخ بیکاری زنان جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله با جهشی ۰.۹ واحد درصدی به ۳۴.۹ درصد رسیده است. این یعنی بیش از یکسوم زنان جوانی که فعالانه به دنبال کار میگردند، شغلی پیدا نمیکنند. در مقابل، نرخ بیکاری مردان جوان ۱۸.۳ درصد است. فاصله ۱۶.۶ واحد درصدی میان این دو گروه، زنگ خطری برای سیاستگذاران است که بازار کار ایران بهسرعت در حال مردانهتر شدن است.
نرخ مشارکت اقتصادی زنان نیز با افت ۰.۹ واحد درصدی به ۱۲.۲ درصد رسیده که یکی از پایینترین اعداد در دهههای اخیر است. این یعنی زنان نهتنها شغل کمتری پیدا میکنند، بلکه بسیاری از آنها کلاً از جستوجوی کار دست کشیدهاند.
در میان انبوه آمارهای ناامیدکننده، یک نکته مثبت نیز به چشم میخورد: نرخ بیکاری فارغالتحصیلان آموزش عالی کاهش یافته است. این نرخ با ۰.۷ واحد درصد کاهش به ۱۰ درصد رسید. با این حال، باز هم شکاف جنسیتی برقرار است؛ نرخ بیکاری مردان تحصیلکرده ۶.۹ درصد و زنان تحصیلکرده ۱۷.۵ درصد است. این اختلاف فاحش نشان میدهد حتی مدارک دانشگاهی هم نمیتوانند تبعیضهای پنهان بازار کار علیه زنان را از میان بردارند.
خروج جوانان از بازار کار فقط یک بحران اقتصادی نیست، بلکه تبعات اجتماعی و مالی گستردهای دارد. نخستین قربانی، نظام بازنشستگی خواهد بود. صندوقهای بیمهای بر یک چرخه مشخص استوارند: بیمهپردازان جوان، هزینه مستمری بازنشستگان امروز را تأمین میکنند. وقتی جوانان یا بیکار میمانند یا به مشاغل غیررسمی و بدون بیمه رانده میشوند، ورودی صندوقها کاهش مییابد و شکاف میان منابع و مصارف عمیقتر میشود. دومین پیامد، تشدید ناآرامیهای اجتماعی است. اقتصاد رفتاری نشان میدهد جوانانی که از بازار کار ناامید میشوند، بیش از دیگران مستعد اعتراض و کنشهای خیابانی هستند.
کارشناسان هشدار میدهند که بدون مداخله فوری، روند پیری نیروی کار و کاهش سهم جوانان در اقتصاد ادامه خواهد یافت. نگاهی به نمودار بلندمدت نشان میدهد که پس از بهبود نسبی وضعیت اشتغال جوانان بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، در سال ۱۴۰۴ این روند معکوس شده است.
قطعی اینترنت در بهار امسال نیز احتمالاً بیکاری جوانان را در فصل بهار باز هم افزایش خواهد داد.
تنها نسخه شفابخش برای این بحران، تحقق رشد اقتصادی بالا و فراگیر است؛ رشدی که همه اقشار جامعه، بهویژه زنان و جوانان، در آن سهیم باشند. تا آن زمان، درهای اشتغال برای میلیونها جوان ایرانی بسته خواهد ماند.
{$sepehr_key_209570}