به گزارش شهرآرانیوز؛ اولین بار سال ۹۲ با ارشا اقدسی روبهرو شدم؛ آن روز برای یک گفتوگو به دفتر نشریه آمده بود و قرار بود عکسی روی جلد تهیه کنیم. چیزی که میخواستیم فقط یک عکس نبود، یک تصویر زنده از شجاعت و جسارت بود. او بدون هیچ اصراری، همان چیزی را که در ذهن داشت اجرا کرد، عکسها را روی سیدی ریخت و به دفتر آورد. از همان لحظه فهمیدم که ارشا، روحی خاکی و مهربان دارد، اما در همان حال، درونی پر از آتش و جسارت که از ارتفاع و مرزهای خطر عبور میکرد.
او آرزو داشت روزی از برج میلاد بپرد؛ رویاهایی که شاید برای بسیاری غیرممکن به نظر میرسید. اما ارشا با همان پشتکار و تمرین بیامان، قدم به قدم، سقف محدودیتها را شکست و پرشهایش را به واقعیت تبدیل کرد. او از کودکی شیفته ورزش بود، از آیکیدو گرفته تا تیر و کمان، از پاراگلایدر و سقوط آزاد تا بانجی جامپینگ، هر ورزشی را نه فقط برای مهارت، بلکه برای شناخت محدودیتهای خود انتخاب میکرد.
بدلکاری که داستان میساخت
ارشا اقدسی بدلکار بود، اما فقط یک بدلکار معمولی نبود. او داستان میساخت، صحنه میآفرید و حرکاتش را به یک زبان تصویری تبدیل میکرد که مخاطب را در لحظه نگه میداشت. نخستین تجربه حرفهای او در کنار مرحوم پیمان ابدی رقم خورد، اما بعد از جدایی از او، باز هم مسیر را با جسارت ادامه داد. رامبد جوان به او اعتماد کرد و او با دست شکسته، همچنان صحنهها را به پایان رساند و نشان داد که مرزهای جسمی و ترس، فقط خطهایی هستند که باید رد شوند.
فعالیتهای ارشا در سینما و تلویزیون ایرانی و پروژههای بینالمللی، از «پسر آدم، دختر حوا» گرفته تا «اسکای فال» و «مرگ روشنایی»، نه فقط بدلکاری، که روایتگری از جنس آدرنالین و مهارت بود. او با پرشهای خطرناک و حرکات خارقالعاده، صحنهها را زنده میکرد و استانداردهای حرفه خود را در سطح جهانی تثبیت نمود. در عین حال، انسانی خاکی و مهربان بود؛ دوستی که برای همکارانش الهامبخش و مشوق بود و همواره انرژی مثبتش، پشتکار و جسارتش را تقویت میکرد.
جاودانگی در حرکت و خاطره
ارشا اقدسی زندگی کوتاهی داشت، اما هر ثانیه آن پر از هیجان و تلاش بود. او بنیانگذار گروه بدلکاران ۱۳ شد، سکوی بانجی جامپینگ را در ایران پایهگذاری کرد و رکوردهای بسیاری ثبت نمود؛ پرشهای خطرناک، سقوط آزاد بیش از ۳۰۰ بار و حرکات ماشینرویایی که فقط معدود کسانی در جهان توان انجامش را دارند، نمونهای از جسارت اوست.
با این حال، شخصیت او همیشه از شدت خستگی و خطر بالاتر بود؛ خاکی، مهربان، همراه و الهامبخش دیگران. حادثه بیروت که منجر به درگذشت او شد، ضربهای بود به دنیای بدلکاری ایران، اما خاطره و میراثش در حرکاتش، در فیلمها، در آموزش شاگردان و در انگیزهای که به نسل جدید بدلکاران داد، زنده باقی مانده است.
{$sepehr_key_209810}
او به ما یاد داد که مرزها برای عبورند، ترسها برای غلبه و رویاها برای تحقق. همان روزی که سیدی عکسهای روی جلد را آورد، نمیدانستیم که این تصاویر پیشنمایشی از زندگی جسورانهای هستند که هر حرکتش، قصهای برای روایت کردن دارد.
ارشا اقدسی، مردی که از تهران شروع کرد و با قلبی شجاع تا هالیوود پرواز کرد، نه فقط بدلکاری کرد، که سبک زندگی خود را با ما به اشتراک گذاشت؛ یادآوری این که جسارت، پشتکار و مهربانی میتواند نامی ماندگار بسازد. هر پرش او، هر حرکتش، هر لبخندش، بخشی از داستانی شد که از میان زمین و آسمان عبور کرد و در ذهن و قلب ما حک شد.
منبع: 7صبح