به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزهایی که بسیاری تصور میکردند ناوگان قدیمی نیروی هوایی ایران، به واسطه بیش از نیم قرن تحریم، دیگر توان حضور در نبردهای مدرن را ندارد، ناگهان نام جنگندهای متعلق به دهه ۶۰ میلادی دوباره در رسانههای آمریکایی مطرح شد؛ جنگندهای که قرار بود سالها پیش به موزه برود، اما حالا به یکی از غافل گیریهای بزرگ جنگ تحمیلی سوم تبدیل شده است.
به نوشته رسانههایی مانند نیویورک تایمز و NBC، دو F-5 ایرانی در نخستین روزهای جنگ تحمیلی سوم، با عبور از لایههای پدافندی آمریکا در کویت و پرواز در ارتفاعی بسیار پایین، موفق شدند یک پایگاه نظامی آمریکا را هدف قرار دهند و سالم به پایگاه ششم شکاری بوشهر بازگردند، عملیاتی که به اعتراف تحلیلگران غربی، نشان داد ارتقا دادن همان جنگندههای قدیمی، تاکتیک نظامی کارآمد و مهارت و شجاعت خلبانان ایرانی پیشرفتهترین سامانههای نظامی جهان را زمین گیر کرده است.
روایت رسانههای خارجی از این عملیات، بیش از هر چیز، بر این نکته دایر بود که آمریکاییها هرگز تصور نمیکردند جنگندهای که نزدیک به ۷۰سال سن دارد، به دست متخصصان کشوری تحت شدیدترین تحریمهای نظامی، بتواند در برابر پیچیدهترین شبکههای راداری، چنین حماسهای را خلق کند و به مواضع آمریکایی هجوم ببرد که خودش در زمان رژیم قبلی آنها را به ایران داده بود.
هواپیماهای F-5 در دهه ۴۰ شمسی وارد ایران شدند. در آن زمان، این جنگنده سبک آمریکایی یکی از مدرنترین گزینههای نیروی هوایی ایران به حساب میآمد؛ جنگندهای چابک، سریع و مناسب عملیاتهای تهاجمی و پشتیبانی. F-5ها در کنار تعداد قابل توجهی فانتوم، لایه میانی نیروی هوایی ایران را تشکیل میدادند. جنگندههایی که قابلیت پشتیبانی و عملیات در عمق را داشتند. در مقابل، لایه برتر آسمان ایران در اختیار F-14 بود که مأموریت رهگیری و دفاع هوایی را بر عهده داشت.
پس از انقلاب اسلامی و با آغاز تحریمهای نظامی، تصور غالب این بود که عمر عملیاتی جنگندههای آمریکایی ایران به پایان رسیده است. نه قطعهای وجود داشت، نه پشتیبانی فنی و نه امکان نوسازی رسمی، اما دقیقا از همین نقطه، یکی از مهمترین پروژههای مهندسی نظامی ایران آغاز شد. ایران به جای کنار گذاشتن F-5، تصمیم گرفت آن را بازسازی کند؛ نه صرفا در حد تعمیر و سرپا نگه داشتن، بلکه در سطح ارتقا و بازتعریف یک پلتفرم رزمی قدیمی. مهندسان ایرانی طی سالها توانستند بخش مهمی از قطعات، سامانهها و تجهیزات این جنگنده را بومی سازی کنند؛ کاری که بسیاری از تحلیلگران نظامی آن را فراتر از نگهداری میدانند. در واقع، ماجرا فقط روشن کردن دوباره یک جنگنده خاک خورده نبود؛ بلکه تبدیل یک هواپیمای متعلق به نیم قرن قبل به جنگندهای قابل استفاده در نبردهای امروزی بود.
در سالهای پایانی جنگ سرد، بسیاری از کشورهای هم پیمان آمریکا و حتی شوروی، برنامه نوسازی ناوگان F-5 را متوقف کردند. هزینه بالا و ورود جنگندههای نسل جدید باعث شد این پروژهها عملا کنار گذاشته شوند. اما ایران مسیر متفاوتی را در پیش گرفت.
در شرایطی که شدیدترین تحریمهای نظامی اعمال میشد، پروژه ارتقای F-5 در داخل کشور ادامه پیدا کرد؛ پروژهای بزرگ که الگویی برای تولید جنگندههایی مانند صاعقه و کوثر هم واقع شد و به نتیجه رسید. جنگندههایی که نشان میدهند ایران به مرحلهای از دانش فنی رسیده که میتواند یک پلتفرم قدیمی را به ساختاری تازه تبدیل کند.
جنگ تحمیلی سوم شاید یکی از مهمترین لحظاتی بود که دوباره نام F-5 را سر زبانها انداخت. در شرایطی که بسیاری تصور میکردند جنگندهای متعلق به حدود ۵۰ سال پیش دیگر شانسی در میدان نبرد مدرن ندارد، گزارشها از عملیاتهای موفق این جنگندهها توجه تحلیلگران را جلب کرد. حتی برخی رسانههای بین المللی، به عبور جنگندههای F-5 ایرانی از لایههای پدافندی و بمباران اهداف اشاره کردند؛ موضوعی که برای بسیاری غیرمنتظره بود.
{$sepehr_key_210266}
در کنار مهندسان، نقش خلبانهای ایرانی هم در این ماجرا انکارناپذیر است. پرواز با جنگندهای قدیمی در فضایی که دشمن از پیشرفتهترین سامانههای راداری و تجهیزات مدرن استفاده میکند، فقط مهارت نمیخواهد؛ شجاعت و ریسک پذیری بالایی هم میطلبد. در روزهای ابتدایی جنگ، همین خلبانها با عملیاتهای جسورانه خود توانستند بخشی از معادلات نبرد را تغییر دهند؛ عملیاتی که نشان داد هنوز هم عامل انسانی میتواند در کنار فناوری، تعیین کننده باشد.
نکته قابل توجه این بود که در روزهای ابتدایی جنگ، نیروهای مسلح ایران تقریبا هیچ اطلاع رسانی رسمی و مفصلی درباره این عملیاتها انجام ندادند. همین سکوت که تبعا دلایل امنیتی دارد، باعث شد بعدها وقتی رسانههای معتبر خارجی از جزئیات برخی مأموریتها نوشتند، توجهها بیشتر به سمت تواناییهای پنهان و کمتر دیده شده ایران جلب شود.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این اتفاق نشان داد ایران در نبردهای نابرابر، صرفا روی تجهیزات متعارف حساب باز نمیکند؛ بلکه ترکیبی از بومی سازی، تجربه عملیاتی و تاکتیکهای غیرمنتظره را وارد میدان میکند.