به گزارش شهرآرانیوز، ذیالحجه، موسم حج است؛ از ماه ذیالقعده، کاروانهای بیشمار از دورترین نقطههای هر کشور و از گوشه و کنار جهان، آهنگ سرزمین وحی میکنند.
مردمی با زبانها، رنگها و فرهنگهای گوناگون، جامههای دنیا را از تن بیرون میآورند و با یکسانترین پوشش یعنی همان پوشش سپید احرام به سوی خانهای واحد میشتابند. این حرکت عظیم، پیش از آنکه یک مناسک عبادی صرف باشد، جلوهای از یک فلسفه عمیق انسانی و الهی است. حج، نه سفری زمینی به مکه، بلکه سفری آسمانی به عمق وجود خویشتن است؛ سفری که در آن انسان از تعلقات پوچ میبرد و به مبدأ پاک خویش میپیوندد.فلسفه حج را میتوان در چند محور اساسی جستجو کرد.
لباس احرام، نماد رها کردن تعلقات دنیوی، قومیتها، طبقات و منصبهاست. حاجی در سرزمین وحی خود را تنها بندهای مییابد که به سوی خالق خویش بازگشته است. این همان فطرت استت جایی که نه پول و نه مقام، که تقوا و پاکی معیار برتری است. در واقع، حج نوعی جراحی روح است که لایههای خودبزرگبینی را کنار میزند و انسان را به اصل نخستین خود بازمیگرداند.
میلیونها انسان از نژادها و ملیتهای مختلف، هماهنگ و یکصدا «لبیک اللهم لبیک» میگویند. این بزرگترین کلاس برابری است، هیچ کس بر دیگری برتری ندارد، مگر به تقوا. حج، مرزهای ساختگی جغرافیا و سیاست را در برابر وحدت روح انسانی فرو میریزد. در این میدان، پادشاه و گدا، سیاه و سفید، عرب و عجم، همگی در کنار هم و بدون هیچ امتیازی، یکسان به درگاه خدا لبیک میگویند.
توقف در عرفات، رمیدن در مشعر، سنگ زدن به جمرات که نماد شیطان درون و برون است، قربانی کردن و کشتن هوسهای نفسانی و سر تراشیدن، همگی آیینهایی هستند برای مردن پیش از مرگ؛ مردن نفس شیطانی. حاجی میآموزد که برای رسیدن به خدا باید از منیتها، کبر و خودخواهی گذشت. هر یک از این مناسک، گامی است در جهت تخلیه نفس از تعلقات دنیوی و پر کردن آن از نور معنویت.
{$sepehr_key_210350}
از سعی بین صفا و مروه که هاجر و اسماعیل این مسیر را پیمودند تا طواف به دور کعبه. حج انسان را به عمق تاریخ توحید میبرد. حاجی خود را در صحنه تلاش هاجر برای یافتن آب و قربانگاه ابراهیم مییابد. این آیینها، حافظه تاریخی دین را زنده و تازه میکنند. حاجی تنها یک زائر نیست، او بازیگر زنده یک نمایش مقدس است که در آن، ایمان و ایثار پیامبران دوباره تکرار میشود.
تجمع عظیم مسلمانان در یک مکان و زمان، نشاندهنده ظرفیت عظیم این امت برای اتحاد، همدلی و همکاری است. حج، تابلوی امت واحده است که اگر درست درک شود، میتواند مبدا تحولات بزرگ اجتماعی و سیاسی در جهان اسلام شود. در دنیایی که استکبار همواره در صدد تفرقه افکنی میان مسلمانان است، حج بزرگترین اردوگاه وحدت و بیداری اسلامی به شمار میرود.
پس، حج تنها چند روز حرکت فیزیکی میان صفا و عرفات و منا نیست. حج، سفر درونی از خود واقعی به سوی حقیقت است. فلسفه نهایی آن، ساختن انسانی متخلق به صفات الهی است. کسی که پس از بازگشت، بینیاز از تکبر نژاد، پول و قدرت، مظهر وحدت، صلح و بندگی شود.
حج واقعی آن است که روح را از قیدها آزاد کند و زمین را برای ظهور مهربانی و عدالت آماده سازد. حج مقبول، حجی است که انسان را از قالب تنگ خودخواهی بیرون آورد و به وسعت افق توحید برساند؛ حجی که پس از آن، حاجی با دلی پاکتر و نگاهی ژرفتر به زندگی بازگردد و «لبیک» خود را نه فقط در سرزمین وحی، که در هر لحظه از عمرش عملی سازد.