به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزهایی که منطقه غرب آسیا همچنان تحت تأثیر تبعات جنگ اخیر، تنشهای امنیتی و بازتعریف موازنههای سیاسی قرار دارد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مسیری متفاوت از فضای صرفاً واکنشی را در پیش گرفته و تلاش کرده است همزمان با مدیریت میدان، دیپلماسی را نیز در چند جبهه فعال نگه دارد.
در همین چارچوب، عباس عراقچی طی کمتر از دو هفته گذشته، مجموعهای از سفرهای معنادار را در دستور کار قرار داده است؛ سفری به پاکستان با محوریت رایزنی درباره تحولات امنیتی منطقه و مناسبات دوجانبه، سفر به عمان با هدف حفظ کانالهای سنتی میانجیگرانه مسقط در پروندههای حساس منطقهای و بینالمللی و سپس رایزنی با مقامات روسیه؛ کشوری که در ماههای اخیر به یکی از اضلاع مهم تعاملات راهبردی تهران در حوزههای سیاسی، دفاعی و اقتصادی تبدیل شده است.
اکنون اضافه شدن چین به این مسیر دیپلماتیک، نشان میدهد تهران در حال تکمیل پازل رایزنی با مهمترین بازیگران پیرامونی و فرامنطقهای خود است؛ بازیگرانی که هر کدام در معادلات پیشروی ایران، نقش متفاوت اما تعیینکننده دارند.
الگوی سفرهای اخیر عراقچی نشان میدهد تهران صرفاً به دنبال واکنش به تحولات جاری نیست، بلکه در حال طراحی نوعی دیپلماسی چندسطحی است.
در سطح نخست، همسایگان قرار دارند؛ پاکستان و عمان به عنوان دو بازیگر مهم در محیط پیرامونی ایران که هر کدام کارکردهای متفاوتی دارند. اسلامآباد در معادلات امنیتی شرق ایران و تحولات مرتبط با افغانستان اهمیت دارد و عمان نیز همواره یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی غیرمستقیم تهران با غرب بوده است.
در سطح دوم، روسیه و چین قرار دارند؛ دو عضو دائم شورای امنیت و دو شریک مهم تهران در ساختارهای نوظهوری چون بریکس و سازمان همکاری شانگهای که نقش آنها در موازنهسازی در برابر فشارهای غرب برای ایران اهمیت مضاعف پیدا کرده است.
سفر به پکن را باید در همین چارچوب فهم کرد؛ تلاشی برای تثبیت هماهنگی با یکی از مهمترین شرکای راهبردی ایران در شرایطی که محیط بینالمللی در حال ورود به مرحلهای جدید از رقابت قدرتهاست.

روابط تهران و پکن طی سالهای اخیر از سطح همکاریهای متعارف عبور کرده و وارد مرحلهای راهبردیتر شده است.
سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین، توسعه همکاریهای انرژی، نقش پکن به عنوان یکی از اصلیترین خریداران نفت ایران، همکاری در پروژههای زیرساختی و همچنین همراهی سیاسی چین با تهران در برخی پروندههای بینالمللی، بخشی از این مناسبات است.
در شرایط تحریمی، چین یکی از مهمترین روزنههای اقتصادی ایران باقی مانده و از منظر تهران، حفظ این مسیر اهمیت بالایی دارد.
در مقابل، پکن نیز ایران را صرفاً یک شریک انرژی نمیبیند؛ موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در اتصال شرق به غرب، نقش آن در پروژه کمربند و جاده و جایگاه تهران در معادلات امنیتی خاورمیانه، باعث شده چین نگاه بلندمدتتری به روابط با ایران داشته باشد.
یکی از مهمترین ابعاد این سفر، زمانبندی آن است. قرار است در روزهای آینده دیدار مهمی میان دونالد ترامپ و شی جینپینگ برگزار شود؛ دیداری که با توجه به بازگشت ترامپ به کاخ سفید، میتواند آغازگر فصل تازهای از رقابت، معامله یا بازتعریف روابط واشنگتن و پکن باشد.
پرونده ایران، مسئله انرژی، امنیت تنگه هرمز، تحولات خاورمیانه و حتی موضوع تحریمها میتواند بخشی از گفتوگوهای غیرمستقیم مرتبط با این دیدار باشد.
از این منظر، تهران تلاش دارد پیش از هرگونه گفتوگوی احتمالی میان واشنگتن و پکن درباره مسائل منطقهای، مواضع خود را بهطور مستقیم با مقامهای چینی هماهنگ کند.
ایران به خوبی میداند که در دوران رقابت قدرتهای بزرگ، غیبت از میز رایزنیها میتواند هزینهزا باشد؛ بنابراین فعالسازی مستقیم کانال پکن، اقدامی پیشدستانه تلقی میشود.

سفر عراقچی به چین حامل چند پیام روشن است:
نخست اینکه ایران نشان میدهد باوجود فشارهای سیاسی و امنیتی، همچنان دارای تحرک فعال دیپلماتیک است.
دوم اینکه تهران قصد ندارد معادلات آینده منطقه بدون نقشآفرینی مستقیم آن شکل بگیرد.
سوم اینکه جمهوری اسلامی در حال تقویت همزمان روابط با همسایگان، شرکای شرقی و بازیگران اثرگذار جهانی است.
و نهایتاً اینکه دستگاه دیپلماسی ایران تلاش دارد نشان دهد در کنار مدیریت بحرانهای جاری، برای سناریوهای آینده نیز برنامه دارد.
سفر پکن در ظاهر یک دیدار دیپلماتیک دوجانبه است، اما در واقع بخشی از یک آرایش بزرگتر در سیاست خارجی ایران محسوب میشود؛ آرایشی که مقصد نهایی آن، افزایش قدرت مانور تهران در میانه تحولات پرشتاب منطقهای و جهانی است.
{$sepehr_key_210356}
{$sepehr_key_210357}