به گزارش شهرآرانیوز؛ چند روز پیش دختری جوان وارد کلانتری سناباد شد. او مستقیم به دایره تجسس رفت و با ورود به این بخش از مقر پلیس، گفت که میداند به دلیل محل وقوع جرم، رسیدگی به پرونده اش مربوط به این کلانتری نیست، اما به خواست مادرش آمده است تا کارآگاه جمال رحیمی پرونده دزدیده شدن لپ تاپ و تبلتش را پیگیری کند. دقایقی پس از طرح موضوع توسط این مال باخته، هماهنگیهای قانونی برای رسیدگی به این پرونده انجام شد.
دختر جوان درباره چگونگی سرقت اموالش توضیح داد: من در حوزه شبکه و با لپ تاپ کار میکنم. چند روز پیش، پس از پایان زودهنگام کارم، به پارکی رفتم تا حال وهوایم عوض شود. در بوستان وقتی وسایل ورزشی را دیدم، کولهام را روی یک نیمکت گذاشتم و مشغول حرکات ورزشی شدم. فقط پنج دقیقه تمرین کردم که دیدم کولهام نیست. همه جا را گشتم، ولی اثری از کوله پیدا نکردم. حتی به پلیس اطلاع دادم، اما تحقیقات میدانی هم نتیجهای نداشت.
جدا از ارزش مالی لپ تاپ و تبلت، اطلاعات مهمی در آنها داشتم. من همیشه اطلاعاتم را روی فضای ابری اینترنت و ایمیلم ذخیره میکردم، اما به دلیل اختلالات پیش آمده در اینترنت، از چند ماه قبل نتوانستم از اطلاعاتم در فضای ابری پشتیبانی بگیرم و درعمل دسترنج چندین ماه کار شبانه روزیام را با دزدی لپ تاپ و تبلتم از دست دادم.
علاوه بر این، بعد از سرقت، برای خرید تجهیزات موردنیاز کارم به بازار رفتم و دیدم قیمت آنها چندین برابر شده است. از همان روز اول، مادرم نام شما را به من گفت و صفحات حوادث روزنامه شهرآرا را نشانم میداد و معتقد بود که شما میتوانید کمکم کنید. امیدی نداشتم، ولی به اینجا آمدم تا شاید بتوانید کمکم کنید.
پس از ثبت اظهارات زن جوان، تحقیقات پلیس به صورت گسترده آغاز شد. با توجه به اینکه بسیاری از سارقان از سایتهای واسطه گر برای فروش اموال سرقتی استفاده میکنند، تیم تحقیق به رصد این سایتها پرداخت؛ تلاشی که در خلال آن مأموران با آگهی فروش لپ تاپی روبه رو شدند که با تصویر و برند سیستم مال باخته مطابقت داشت و قیمتش یک دهم قیمت واقعی اش بود.
مأموران با اعلام این موضوع به مال باخته، با آگهی دهنده تماس گرفتند. شخصی که این آگهی را درج کرده بود، به مأموران پاسخ داد. او ابتدا حاضر به ملاقات نشد، تا جایی که رئیس دایره تجسس کلانتری سناباد به عنوان خریداری دیگر، شخصا در بستر سایت واسطه گر به گفت وگوی متنی با سارق پرداخت. پس از حدود یک ساعت، متهم در تله افتاد و خودش با کارآگاه رحیمی تماس گرفت.
متهم در گفت وگوی تلفنی کوتاهی که با رئیس دایره تجسس این مقر پلیس داشت، مدعی شد که مادرش در بیمارستان قائم (عج) بستری است و نمیتواند او را تنها بگذارد. متهم که دلش نمیآمد از این مشتری بگذرد، این را هم اضافه کرد که اگر خریدار هستید، باید به این مرکز درمانی بیایید.
در ادامه بلافاصله تیم تحقیق با هماهنگی مقام قضایی، مقدمات انجام عملیات را انجام داد و شبانه راهی محل قرار شد. دقایقی پس از حضور مأموران در محل، متهم با یک کوله بیرون از بیمارستان حاضر شد. او نگاهی به اطراف انداخت و لپ تاپ را از کولهاش بیرون آورد.
کارآگاه از او خواست لپ تاپ را روشن کند، اما هنگام واردکردن رمز ویندوز، متهم ادعا کرد رمز را دخترش گذاشته است و باید از او بپرسد. در همین حین، مأموران متهم را محاصره و دستگیر کردند. با دستگیری متهم، دختر جوان لپ تاپش را از متهم گرفت و با واردکردن رمز عبورش، به نوعی مهر تأیید بر مالکیتش به این سیستم زد؛ موضوعی که سبب انتقال متهم به کلانتری سناباد شد.
{$sepehr_key_210374}
متهم پس از مواجهه با شاکی، با التماس به دختر جوان گفت: من آشپز حرفهای هستم، اما چندماه پیش به علت وضعیت جنگی، محل کارم در یک هتل تعطیل شد و من بیکار شدم. روزی که شما به پارک آمده بودید، من برای پیداکردن کار رفته بودم، اما ناامید از پیداکردن کار، به پارک پناه آوردم.
اول تصمیمی برای سرقت نداشتم، اما وقتی دیدم شما کوله را روی نیمکت گذاشتهاید، آن را برداشتم و فرار کردم. پس از سرقت هم جرئت نکردم به آنها دست بزنم. فکر میکردم ردزنی و شناسایی میشوم، اما تبلت را به یکی از دوستانم که آرایشگر است، فروختم و لپ تاپ هم که اینجاست.
پس از ثبت اظهارات متهم، مأموران با هماهنگی مقام قضایی به سراغ آرایشگر رفتند و تبلت را پس گرفتند. دختر جوان پس از دریافت اموالش، به خاطر مادر متهم، از شکایتش صرف نظر کرد و به این ترتیب متهم را بخشید. این دختر جوان از شکایتش گذشت، اما با توجه به اینکه متهم پیش از این هم به اتهام سرقت دستگیر شده بود، برای سیر مراحل قانونی و کشف جرائم احتمالی دیگرش به دادسرا منتقل شد.