به گزارش شهرآرانیوز؛ اینکه میگوییم سیره امامرضا (ع) در زمان، محصور و محدود نشده بلکه چه کلام و چه عمل و رفتار حضرت در تاریخ، حیات داشته است و همیشه حرف برای گفتن دارد، ادعا نیست؛ مثل نامهای که امام رئوف (ع) بهظاهر برای حضرت عبدالعظیم (ع)، اما در باطن برای پیروان و محبان خود در همه دورانها به یادگار گذاشتهاند و این روزها که درگیر جنگ و بحران هستیم، گرههای فراوان از ما باز میکند. در اینباره با حجتالاسلاموالمسلمین علی نظریمنفرد، استاد سطوح عالی حوزه علمیه و کارشناس برنامه سمت خدا، گفتوگو کردهایم.
یکی از متونی که کارآمدی خود را در طول تاریخ حفظ کرده است و بهویژه امروز به ما کمک میکند تا از شرایط بحران عبور کنیم، نامه آقا علیبنموسیالرضا (ع) به عبدالعظیم حسنی (ع) است؛ نامهای که مرحوم شیخمفید در «اختصاص»، آن را از عبدالعظیم حسنی (ع) نقل کرده و در قسمت رجال «وسائل» هم آمده و در جلد ۷۱ بحارالانوار نیز به نقل از «اختصاص»، آن را آورده و حاوی مضامین عمیق و نیز بهنوعی انتظارات امام هشتم (ع) است. این پیام حضرت برای ما هم هست نهفقط برای کسانی که زمان حیات ایشان را درک کردند.
امام رضا (ع) با تبیین این انتظارات، راه را به ما نشان دادهاند تا هرکه میخواهد به ایشان نزدیک شود، این مسیر را طی کند. ما نیز اگر میخواهیم به ایشان نزدیک و با حضرت صمیمی شویم، باید این انتظارات امام (ع) را عملی کنیم. مخاطب حضرت ثامنالحجج (ع) در این نامه، پیروان و موالیان هستند و ایشان به آنها تأکید میکنند که برای شیطان راه باز نکنند. باید توجه داشت انسان در زندگی دو روش دارد: یکی عقلانی و دینی تا براساس حکمت و مصلحت، امور را انجام دهد نه برپایه مصلحت شخصی و دیگری، راهی که هواوهوس پیشپای ما میگذارد که هم عقل و هم عرف، آن را نهی میکند.
قرآن مجید تصریح میکند که شیطان دشمن شماست: «لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ» (ممتحنه/۱)، «لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِین» (یس/۶۰) یعنی انسان با دشمن نباید طرح دوستی بریزد و نگذارد شیطان وارد محیط زندگیاش شده، بر او مسلط شود. قطعا او خیرخواه انسان نیست و میخواهد انسان را ساقط کند.
خودش گفته و خداوند متعال در قرآن، از قول او بیان کرده است که «من سر راه بندگان تو مینشینم و آنها را گمراه و از راه خارج میکنم.» باید حواسمان جمع باشد و دشمنشناس باشیم که مبادا دشمن به ما نزدیک شود که قطعا درصدد آسیب رساندن به ماست. این توصیه امام (ع) بهعنوان پدر خیرخواه امت، به دوستداران خود در همه تاریخ است و آنها را از مصائب و سقوط نجات میدهد.
عمده نگاه حضرت علیبنموسیالرضا (ع) در این نامه، بر اتحاد و وحدت و رعایت حقوق دیگران است. تعبیر «تمزیق» که ایشان در این نامه بهکار بردهاند یعنی پارهپاره کردن و حضرت، ما را بهشدت از آن نهی میکنند. یعنی اینطور نباشد که به اسم نقد، همدیگر را تخریب کنیم یا، چون در برخی زمینهها اختلافنظر داریم، به دشمنی علیه هم بپردازیم. اگرچه نقد عقلایی، مطلوب آموزههای دینی است، اگر به اسم نقد درپی توهین و تخریب افراد باشیم، نهتنها مطلوب نیست، بلکه به تعبیر حضرت، راه برای شیطان باز میکنیم.
{$sepehr_key_210430}
یکی از مهمترین فرازهای نامه امامرضا (ع) به عبدالعظیم حسنی (ع)، آنجاست که میفرمایند: «دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کردهام هرکه مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستان و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند، از خدا بخواهم که او را به سختترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.» این تأکید حضرت، اهمیت وحدت و پرهیز از تفرقه و انشقاق را نشان میدهد.
امامرضا (ع) در این نامه همچنین بر دیدار برادران دینی با یکدیگر و صلهرحم تأکید میکنند و آن را عامل تقرب به خود میدانند. این همه تأکید بر ارتباط با یکدیگر، سرکشی از هم و مشغول نشدن به دشمنی باهم و تخریب دیگران، برای وحدت و ید واحده بودن بهویژه درمقابل دشمن است. این نامه به ما یادآوری میکند که مشترکات ملی و دینیای داریم که باید محور وحدت ما باشند تا راه نفوذ شیطان و نیز دشمن بر ما بسته شود. تفرقه نه مورد رضای خداست نه مطلوب امام معصوم (ع).