شکیبا افخمی راد | شهرآرانیوز؛ در روزگاری که جنگها تنها در میدان نبرد تعریف نمیشوند و هر تصویر، روایت و ویدئو میتواند به اندازه یک موشک اثرگذار باشد، نقش رسانه بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. درواقع تصاویر ثبت شده، روایتهای ساخته شده و داستانهای مخابره شده به جهان، میتوانند آن چنان تأثیرگذار باشند که حتی معادلات جنگها را تغییر دهند. در چنین شرایطی، مستندسازان به عنوان راویان خط مقدم رسانهای، نقشی تعیین کننده دارند.
محسن اسلام زاده، مستندساز مشهدی، از جمله چهرههایی است که در این میدان حضور فعال داشته و در جریان جنگ اخیر، همراه با گروهی از مستندسازان، تصویربرداران و تدوینگران، به تولید دهها اثر پرداخته است. او در گفتوگو با ما از تجربه حضور در قرارگاه رسانهای سازمان اوج، تولید آثار کوتاه و زودبازده، چالشهای پیش روی مستندسازان، ضعفها و قوتهای عملکرد رسانهای و همچنین ضرورت ثبت تاریخی وقایع جنگ سخن میگوید.
اسلام زاده در ابتدای این گفتوگو با اشاره به فعالیتهای خود در قرارگاه رسانهای سازمان اوج میگوید: من در ایام جنگ رمضان به همراه حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از مستندسازان، تدوینگران و تصویربرداران در کنار هم در قرارگاه رسانهای سازمان اوج مشغول به فعالیت بودیم و توانستیم نزدیک به ۲۰۰ اثر با محوریت موضوعات مختلف تولید کنیم.
به گفته او این آثار در قالبهای متنوع و با رویکردهای متفاوت ساخته شدهاند؛ از مستندهای کوتاه چند دقیقهای گرفته تا آثار مفصل تر.
این مستندساز با اشاره به بخشهای مختلف تولیدی این مجموعه توضیح میدهد: یکی از این برنامهها «از قلب ایران» بود که به کارگردانی وحید فرجی در ۲۵ قسمت تولید شد و به روایت وقایع جنگ پرداخت. این مجموعه به زبانهای مختلف هم ترجمه شد. برنامه دیگری با عنوان «ما هستیم» نیز شکل گرفت که در آن فعالیتهای اجتماعی مردم و نهادهای خدمت رسان در دوران جنگ به تصویر کشیده شد.
اسلام زاده تأکید میکند که بخشی از تولیدات نیز مبتنی بر تصاویر آرشیوی بوده و موضوعهایی مانند تنگه هرمز یا اقتصاد جهانی را در بر میگرفته است.
او یادآور میشود: کار ما همچنان ادامه دارد، اما با توجه به اینکه جنگ متوقف شده و کنداکتور شبکههای تلویزیونی به حالت عادی برگشته، به نظر میرسد در تهران دیگر آن ضرورت قبلی برای تولید اثر وجود ندارد. از همین رو برای انتقال قرارگاه به هرمزگان مذاکراتی انجام شده است تا در خط مقدم که اکنون جنوب کشور و تنگه هرمز است، حضور داشته باشیم.
این مستندساز باور دارد در شرایط جنگی، رسانه به اندازه تجهیزات نظامی اهمیت دارد. او همچنین بیان میکند: در جنگ رمضان ما به این نتیجه رسیدیم که باید آثار زودبازده تولید کنیم، چون بخشی از این جنگ، جنگ رسانهای است. البته سوژههای زیادی وجود دارد که میتوان در آینده به صورت مفصلتر و تحلیلیتر به آنها پرداخت. برای مثال، موضوع یهودیان ایرانی یکی از همین سوژه هاست که البته یک کار کوتاه درباره آن ساخته شده است.
اسلام زاده به نمونههای دیگری از تولیدات رسانهای در این نبرد اشاره میکند؛ از جمله تولید پویانماییهای لگویی که در فضای مجازی بازتاب گستردهای پیدا کردند و حتی توجه کاربران و اینفلوئنسرهای خارجی را به خود جلب کردند.
به گفته او، برخی از آثار تولید شده در بخش بین الملل قرارگاه رسانهای اوج نیز به کشورهای دیگر ارسال شده و بازخوردهایی دریافت کرده که نشان میدهد ایران در حوزه رسانه توانسته است، اثرگذار ظاهر شود.
یکی از نکات مهمی که اسلام زاده بر آن تأکید دارد، ضرورت ثبت وقایع جنگ برای آیندگان است. او میگوید: اتفاقات زیادی رخ داده که باید درباره آنها مستندهای بلند و عمیق ساخته شود؛ ماجرای میناب یکی از مهمترین آن هاست. همچنین ماجرای ناو دنا، آسیب به بناهای تاریخی و اتفاقات تلخ دیگری که رخ داده است، برای نمونه، حادثهای داشتیم که چند زن هنگام آماده سازی افطار در یک مکان جمع شده بودند و بر اثر بمباران به شهادت رسیدند.
او معتقد است که نباید اجازه داد این وقایع به فراموشی سپرده شوند و باید با نگاههای مختلف و برای مخاطبان داخلی و خارجی، روایتهای متنوعی از آنها تولید شود.
اسلام زاده با اشاره به تنوع دیدگاههای مستندسازان میگوید: هر مستندساز باید از زاویه دید خود جنگ را روایت کند. برخی نگاه حماسی دارند، برخی بر مظلومیت تأکید میکنند و برخی به ابعاد اجتماعی یا سیاسی میپردازند.
او تأکید میکند که هیچ محدودیتی در انتخاب موضوع وجود ندارد و میتوان درباره جنبههای مختلف جنگ، از شهدا گرفته تا زنان، کودکان، امدادگران و حتی مسائل سیاسی، آثار متنوعی تولید کرد.
به گفته اسلام زاده، یکی از مهمترین نکات در تولید آثار مستند، توجه به مخاطب بین المللی است. او میگوید: اگر میخواهیم در خارج از کشور تأثیرگذار باشیم، باید با ادبیات جهانی کار کنیم و نیازها و دغدغههای مخاطب خارجی را بشناسیم.
این مستندساز به تجربه همکاری با رسانههایی در چین و کره جنوبی در جریان جنگ اخیر اشاره میکند و توضیح میدهد که مخاطبان خارجی علاقهمند بودند بدانند زندگی روزمره مردم در شرایط جنگی چگونه است؛ از وضعیت فروشگاهها و پمپ بنزینها گرفته تا تعامل ادیان و اقوام مختلف.
او درباره بازخوردهایی که از مخاطبان خارجی دریافت کردهاند نیز بیان میکند: بازخوردها جالب بود. مثلا درباره مستند یهودیان ایرانی، برخی کاربران عرب در فضای مجازی نوشته بودند که یهودیان ایران از برخی مسلمانان کشورهای دیگر مواضع بهتری دارند. همچنین موضوع مهاجران افغانستانی و فعالیت نیروهای امدادی هم برای مخاطبان خارجی بسیار جذاب بود.
اسلام زاده عملکرد رسانهای در این جنگ را مثبت ارزیابی میکند و در این باره میگوید: به نظر من به یک بلوغ رسانهای رسیدیم. کارهای خوبی انجام شد، هرچند میتوانست بهتر هم باشد. یکی از مشکلات، کمبود حمایت از برخی گروهها بود. برای مثال، در مشهد یک قرارگاه بیش از ۱۰۰ اثر تولید کرد، اما به دلیل حمایت نشدن، تعطیل شد.
این در حالی است که بسیاری از فعالان رسانهای بدون دستمزد و هیچ چشم داشتی با تحمل فشارهای زیاد در ایام جنگ کار میکردند. او نبود یک سازوکار مشخص برای شناسایی خبرنگاران و مستندسازان در میدان نبرد را یکی از مشکلات جدی در جنگ رمضان میداند و بیان میکند: در صحنههای بحرانی، نیروهای مختلف امدادی، آتش نشانی و پلیس لباس و نشانه مخصوص دارند، اما مستندسازان و اهالی رسانه قابل تشخیص نیستند و این میتواند خطرساز باشد.
این مستندساز با اشاره به وجود مشکلاتی در روند صدور مجوز نیز ادامه میدهد: با وجود اینکه نسبت به گذشته و جنگ ۱۲ روزه وضعیت بهتر شده بود و سازمانهای دولتی و نهادی امنیتی همکاری خوبی داشتند، اما همچنان یکپارچگی لازم میان آنها وجود نداشت و برخی افراد با سختی زیادی برای فعالیت روبه رو بودند.
{$sepehr_key_210583}
اسلام زاده درباره محدودیت و ملاحظاتی که در پخش آثار وجود داشته نیز بیان میکند: ملاحظاتی در زمان جنگ برای حفظ روحیه مردم وجود داشت، از همین رو برخی آثار منتشر نمیشدند. اما با این حال ما ضبطمان را برای آینده انجام دادیم تا روزی که به روایت تاریخی و روایت جنگ نیاز داشتیم، از آنها استفاده کنیم.
او همچنین با اشاره به تولیدات بالای رسانهای در ایام جنگ رمضان یادآور میشود: ظرفیت آنتن تلویزیون پاسخگوی حجم بالای تولیدات در این مدت نبود، ولی در مجموع آثاری که با نگاه خوبی ساخته شده بودند، بارها و بارها از شبکههای مختلف پخش شدند.
این مستندساز ادامه میدهد: در مجموع من تولیدات زیاد را اتفاق مثبتی میدانم، چون امکان انتخاب آثار بهتر برای پخش کننده فراهم میشود.
به گفته اسلام زاده در این جنگ، بسیاری از مستندسازان به سمت تولید آثار کوتاه و زودبازده حرکت کردند، اما این به معنای کنار گذاشتن مستندهای عمیق نبوده است.
او که باور دارد باید هم زمان هم کار رسانهای سریع انجام داد و هم مستندهای عمیق ساخت بیان میکند: این نکته را نباید از یاد برد که تولید مستند عمیق به ایده نیاز دارد و این کار سادهای نیست. درواقع مستندساز باید بتواند زاویهای جدید پیدا کند و چیزی به دانستههای مخاطب اضافه کند تا تأثیرگذار باشد.
اسلام زاده همچنین برای فعالیت رسانهای در این روزها نیز پیشنهاد میدهد: با توجه به آتش بس صورت گرفته، دیگر تولید کارهایی با ساختارهای گزارشی کمتر جواب میدهد، از همین رو باید به سمت روایت قصههای جنگ و تولید آثار داستان محور حرکت کنیم.
او باور دارد که ایران ظرفیت و امکانات لازم برای حضور در عرصه بین المللی را دارد و باید با استفاده از این ظرفیت ها، روایت خود را به جهان منتقل کند.