به گزارش شهرآرانیوز؛ «تاکسیدرمی» نخستین فیلم بلند محمد پایدار در مقام کارگردان است؛ فیلم سازی که تلاش کرده با ترکیب کمدی سیاه، فانتزی و تاریخ معاصر، اثری متفاوت بسازد. فیلم نامه فیلم را خود پایدار با همراهی محسن ملکی نوشته و محمدجواد موحد نیز تهیه کنندگی این فیلم را بر عهده داشته است.
در این فیلم بازیگرانی، چون مجید صالحی، حسن معجونی، هادی کاظمی، بیژن بنفشه خواه، علی مسعودی، جواد خواجوی و آناهیتا درگاهی حضور دارند؛ ترکیبی از چهرههای آشنای کمدی که معمولا حضورشان برای جذب مخاطب کافی به نظر میرسد، اما این بار نتیجه چندان موفق از آب درنیامده است.
قصه فیلم «تاکسیدرمی» بر اساس پیرنگ خلاقانه تلاش برادر ناتنی شاه مخلوع، پس از وقوع انقلاب اسلامی، برای فرار از کشور شکل گرفته؛ ایدهای که روی کاغذ ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک کمدی سیاسی متفاوت دارد. بهترین سکانسهای فیلم، به ویژه سکانس فرار از دست مردم و تلاش برای پرواز با هواپیمای ملخی، دقیقا از همین ایده سرچشمه میگیرند و نشان میدهند «تاکسیدرمی» در لحظاتی کوتاه، قابلیت خلق موقعیتهای کمیک و کنایه آمیز را دارد.
اما مشکل اصلی اینجاست که ایده فقط در همین حد باقی میماند و در کل مدت زمان فیلم، بیشتر از چند دقیقه کار نمیکند. بدین ترتیب، قصه «تاکسیدرمی»، به جای گسترش موقعیت مرکزی و تبدیل آن به روایتی منسجم، مدام از شاخهای به شاخه دیگر میپرد و در نهایت، مخاطب را با مجموعهای از موقعیتهای پراکنده و ناتمام تنها میگذارد.
«تاکسیدرمی» میخواهد هم هجو سیاسی باشد، هم کمدی سیاه، هم فانتزی و هم روایتی تاریخی؛ اما در نهایت، هیچ کدام از اینها از کار درنمی آید.
به نظر میرسد خالق «تاکسیدرمی» درک دقیقی از کمدی فانتزی و کمدی سیاه نداشته و صرفا با ترکیب مؤلفههای نامنسجم، آش درهم جوشی که البته پوسته ظاهری جذابی دارد برای مخاطبش تدارک دیده است. نتیجه این تلاش، اثری است که بیشتر از آنکه سینما باشد، به یک شهربازی شلوغ شباهت دارد و میتوان آن را «عبدالرضا در سرزمین عجایب» نامید؛ یعنی جهانی شلوغ و بی قاعده که در آن هر اتفاق جنون آمیزی ممکن است رخ دهد، بدون آنکه ضرورت یا منطق دراماتیکی پشت آن وجود داشته باشد.
هم نشینی عجیب و نامتجانس برادر ناتنی شاه، شکار گوزن زرد ایرانی، انقلاب اسلامی، خلبان بازنشسته و مأموران موساد، بیش از آنکه جهان فیلم را گسترش دهد، آن را به اثری آشفته و مغشوش تبدیل کرده است. از این منظر، «تاکسیدرمی» نه منطق کمدی دارد، نه کاملا وارد فضای فانتزی میشود و نه حتی موفق میشود از آشفتگی اش نوعی سبک شخصی و تجربه گرایانه را استخراج کند.
با اینکه در مواجهه اول با «تاکسیدرمی» ممکن است تصور کنیم که با یک کمدی تاریخی طرف هستیم که صرفا از خنداندن مخاطب عاجز مانده، اما واقعیت این است که در اولین فیلم سینمایی بلند محمد پایدار اساسا چیزی به نام روایت وجود ندارد.
بسیار دشوار است که با حضور بازیگرانی مثل مجید صالحی، حسن معجونی، هادی کاظمی و بیژن بنفشه خواه، یعنی شماری از بازیگران برجسته عرصه کمدی که معمولا با حضورشان حتی در آثار متوسط هم میتوانند لحظاتی سرگرم کننده خلق کنند، فیلمی تا این اندازه سرد و ناتوان از جذب مخاطب ساخته شود.
مجید صالحی در «تاکسیدرمی» تلاش میکند با بازی پرانرژی همیشگی اش، شخصیت اصلی را سرپا نگه دارد؛ اما فیلم نامه چیز چندانی برای ارائه به او ندارد. حسن معجونی و هادی کاظمی هم در میان آشفتگی فیلم گم میشوند و بیژن بنفشه خواه نیز همچنان مشغول بازی کردن در هر پیشنهادی است که به او داده شود. در کنار این چهره ها، فیلم محمد پایدار از حضور دو بازیگر کمدی مشهدی، یعنی علی مسعودی و جواد خواجوی، هم برخوردار است که هیچ کدامشان نمیتوانند بازی درخورتوجهی را مقابل دوربین ببرند.
{$sepehr_key_210584}
با وجود نقاط ضعف پرتعداد، «تاکسیدرمی» در طراحی صحنه و جلوههای ویژه بصری، وضعیت خوبی دارد. بازسازی برخی فضاهای تاریخی، طراحی لباس و گریم نیز نشان میدهد که عوامل فنی فیلم تلاش زیادی برای خلق جهان اثر کردهاند. اما این کیفیت فنی به فرم هنری منجر نمیشود و صرفا در حد توان اجرایی باقی میماند.
به عبارت دقیق تر، تکنیک در «تاکسیدرمی» در خدمت روایت قرار نمیگیرد و نمیتواند به فیلم هویت ببخشد. به همین دلیل، فیلم با وجود ظاهر جذابش، در نهایت اثری پریشان و فراموش شدنی از کار درمی آید؛ تجربهای که میخواهد متفاوت باشد، اما در نهایت راهش را گم میکند.