به گزارش شهرآرانیوز؛ با جلیقهای سرخ و سفید روبه رویم نشسته است و از سختیها و شیرینیهای حرفهای که داوطلبانه برگزیده است، میگوید. دستش را سمت قلبش میبرد، هلال قرمزی را که روی لباسش دوخته شده است، نشانم میدهد و اصرار میکند نگاهم را بدوزم به واژهای که با دوخت قرمز، زیر آن نقش بسته است: «جمعیت هلال احمر».
اصرار دارد بدانم تمام عشق و علاقهای که او و همکارانش را دور این نام جمع کرده، همین واژه «جمعیت» است؛ به معنای همه انسان ها. هنوز جوان است و گرد سپید چندانی بر موها ندارد، اما میگوید ۲۵ سال از عمرش را زیر پرچم همین جمعیت، از کوران حوادث طبیعی و غیرطبیعی کشور گرفته تا سختترین روزهای جنگ دوگانه اخیر، زیست کرده است.
استعداد ذاتی بوده است یا جوان باوری مدیران وقت که سیدعلی منیریِ بیست ودوساله، راه پیشرفت را در سازمان جوانان هلال احمر، جهشی طی میکند و از بیست وهشت سالگی وارد دنیای مدیریتی این حوزه آن هم در سطح ملی میشود. این اعتماد ادامه دارد تا اینکه رئیس سازمان، دو سال قبل حکمی در لباس مدیرعاملی جمعیت هلال احمر خراسان رضوی به نام سیدعلی چهل وهفت ساله متولد تهران، مهر میکند تا پای خدمت او را کیلومترها دورتر از محل تولد به مشهد باز کند.
حوالی نیمههای اردیبهشت و در آستانه روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، از میان گردوخاک یک پروژه بزرگ درحال ساخت آموزشی این مجموعه، او را در مرکز کنترل و هماهنگی عملیات هلال احمر استان ملاقات میکنیم تا برایمان از امدادرسانی و امدادگری بگوید؛ از سختی و تلخی اعزام تیمی از استان برای آواربرداری بیت رهبر شهید تا بغض برای آن کودک چهل روزه که با نفیر کمک بشردوستانه در آغوش درخت، آرام گرفت.
بله؛ سال گذشته برای حوزه بحران و امدادونجات، سال عجیبی بود. ما علاوه بر فعالیتهای نوروز و هفته هلال ۱۴۰۴، جنگ دوازده روزه و بعد از آن جنگ تحمیلی سوم را داشتیم. شرایط آن برای همه ما جدید بود؛ در این شرایط بود که فهمیدیم امدادونجات در جنگ با امدادرسانی در سیل و زلزله چقدر فرق میکند.
دو جنگ جدی را کشور ما تجربه کرد که یکی از آنها منتج به بزرگترین غمی بود که میشد برای ملت ما رقم بخورد؛ غم از دست دادن رهبری که مطمئنا جهان سالهای سال درباره اش حرف خواهد زد. البته در پس هر سختی، آسایشی هم هست. بعد از این تجربه ها، انسجام، توانمندی، آمادگی و تاب آوری ما بیشتر شد.
در مواجهه با جنگ، اصل ما پاسخگویی سریع، واکنش سریع و تاب آوری بود. این تجربه نشان داد که الگوی عملیاتی منطبق بر پهنه بندی چقدر مهم است. در همین روزهای جنگ، نیروهای امدادی هلال احمر، به لطف خدا توانستند فقط در تهران، ۹۶۱نفر را زنده از زیر آوار بیرون بیاورند.
شک نکنید؛ در همین مدت به ابتکار جمعیت هلال احمر، الگویی در تهران درنظر گرفته شد که متوسط حضور تیمها از ۱۲ تا ۱۴دقیقه را در جنگ دوازده روزه به ۴دقیقه در جنگ چهل روزه رساند. ازسوی دیگر مدیران ارشد، امکانات خوبی در حوزه تجهیزات انفرادی و عملیاتی فراهم کردند.
در همین استان خودمان فقط در یک سال گذشته، بیش از ۷۰خودرو به هلال احمر اضافه شد؛ ۳۰خودرو سواری صفرکیلومتر و ۴۰خودرو امدادی. تا پیش از این، آخرین به روزرسانی اقلام به ۱۹سال قبل برمی گشت و آخرین خودروهای ما مربوط به سال۲۰۰۶ بود.
در مشهد هم شهر به ۵پهنه تقسیم شده است و تیمهای عملیاتی بر همان اساس درحال فعالیتاند تا در صورت وقوع حوادث مشابه، بتوانیم با همراهی و همکاری دستگاههای مختلف در کمترین زمان ممکن، امدادگرانه ورود کنیم.
برای اعلام رتبه دقیق استان از این نظر باید از سازمان امداد استعلام گرفت؛ چون من آمار خراسان رضوی را دارم، ولی آمار استانهای دیگر را مستقیم ندیدهام. اما واقعیت این است که خراسان رضوی به دلیل جایگاه ویژه اش، نیاز امدادی بیشتری دارد. این استان، یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور است و به خاطر وجود حرم شریف حضرت امام رضا (ع)، حساسیت بیشتری دارد.
سالانه حدود ۳۰ میلیون زائر به مشهد مشرف میشوند و میانگین مسافت زمینی آنها حدود ۸۰۰کیلومتر است؛ یکی از تهران میآید که خودش فاصلهای حدود ۹۰۰کیلومتر است، یکی از خوزستان، یکی از سمنان، یکی از خراسان شمالی؛ همه اینها نیاز امدادی استان را متفاوت میکند. مشکل اصلی این است که جادهها در زمان ساخت، متناسب با این حجم تردد، پیش بینی نشده بودند.
الان مصوبهای صادر شده است که هر جادهای بخواهد ساخته شود، اورژانس، هلال احمر، آتش نشانی و پلیس راهور باید در آن دیده شوند. برای آزادراهها و بزرگراههای جدید هم نقشه راه مشخص شده است و در شورای ایمنی استان، ستاد ماهیانه تشکیل میشود.
خراسان رضوی با وجود نام پرعظمتش، به دلیل تمرکز نگاهها بر مشهد و حرم مطهر امام رضا (ع)، در بعضی بخشها نیاز بیشتری به کار و توجه دارد. در حوزه امدادونجات، ما از متوسط پایگاههای امدادونجات کشور، ۲۲پایگاه عقب هستیم. استاندارد دنیا میگوید هر ۳۰کیلومتر باید یک پایگاه امدادونجات وجود داشته باشد. این استاندارد هم استدلال علمی دارد؛ چون یک خودرو در شرایط عادی، اگر با سرعت ۸۰کیلومتر در ساعت حرکت کند، حدودا مسافت ۱۵کیلومتری را در ۶ تا ۷دقیقه طی میکند.
این همان «زمان طلایی» است؛ یعنی زمان طلایی برای نجات بیماری که خونریزی دارد، یا جسمی در قفسه سینه اش وارد شده، یا کبد و طحال او آسیب دیده است. اگر نیروها در بازه ۱۰دقیقه به صحنه برسند، میتوانند امدادرسانی مؤثر انجام دهند. در غیر این صورت، آسیبهایی مثل خونریزی داخلی، مسمومیت، آسیب به طحال، مشکل تنفسی یا ضربه مغزی، ممکن است رخ دهد.
وقتی وارد استان شدم، تصمیم گرفتم با کمک مردم، مدیران استان و حمایتهای تهران، عقب ماندگی این ۲۲مرکز را در یک برنامه چهارساله جبران کنم. از گنبدلی سرخس تا آب روان مشهد حدود ۱۵۰کیلومتر راه است، اما فقط دو پایگاه امدادونجات در این فاصله وجود دارد؛ یعنی فاصله ۳۰کیلومتری عملا ۵برابر شده است.
بله؛ با همکاری استاندار، معاونان ایشان، سازمان برنامه و حمایتهای تهران، یک طرح جهادی را آغاز کردهایم. با کمک خدا، میتوانیم ۱۴فقره از پایگاههای عقب افتاده مان را در ۱۴ماه سامان بدهیم. بخشی از این ها، پایگاه جدید خواهد بود و بخشی پایگاههایی هستند که وجود دارند، اما امکانات حداقلی برای زیست امدادگر ندارند.
از هفته هلال احمر امسال، میخواهیم طرحی به نام طرح جهادی۱۴ را شروع کنیم تا ظرف ۱۴ماه برپایه ضوابط ابلاغی سازمان امدادونجات، ۱۴پایگاه به استان اضافه شود. قطعا این کار بدون کمک خیران، دشوار است.
در تمام این سالها فقط ۲۵ تا ۳۰پایگاه داشتهایم، بنابراین روشن است که این کار در یک بازه زمانی کوتاه، نیازمند تلاش جدی است. عدد۱۴ بیشتر اشاره به چهاردهمعصوم (ع) دارد، اما اصل ماجرا این است که به اندازه توان خودمان تلاش کنیم. امام شهید انقلاب به ما یاد دادهاند که هرچه هدف بزرگتر باشد، امکان رسیدن به آن بیشتر است.
{$sepehr_key_210587}
حتما؛ هلال احمر ذاتا بر کمک مردم استوار است. هرچند دولت و مجلس، بهترین حمایتها را از ما میکنند، اما زیبایی کار در هلال احمر وقتی کامل میشود که با کمک مردم همراه شود.
من متولد تهران و بزرگ شده این شهرم، با این حال اصالت پدریام به گلپایگان برمی گردد. خودم یک دوره پنج ساله هم در اصفهان دانشجو بودم و در خوابگاه زندگی میکردم. در استان اصفهان، دبیر کانون دانشجویی بودم. اصفهان در کار گروهی خیلی مشهور است، اما در خراسان رضوی هم صفا و صمیمیتی وجود دارد که سبب شده است توان اجرایی و عملیاتی استان بسیار عالی باشد.
خراسان رضوی از نظر تردد زائر و مناسبتهای مذهبی، بسیار پرحجم است؛ دهه آخر صفر، نوروز، شبهای قدر و مناسبتهای دیگر، مشهد را همیشه شلوغ نگه میدارد. من، چون ۱۷سال در سطح ملی کار کردهام، به خوبی میبینم که ظرفیت عظیم خراسان رضوی برمی گردد به یک توان افزون مدیریتی که در علم مدیریت به آن «انگیزش» میگویند. انگیزه کار در هلال احمر خراسان رضوی، به دلیل حرم شریف امام رضا (ع)، بسیار زیاد است.
معتقدم انسانها دو نوع خستگی دارند؛ خستگی جسمی و خستگی روحی. خستگی جسمی، طبیعی است و اگر بگویم وجود نداشته، اغراق کردهام؛ مثلا از ۹اسفند تا امروز، ستاد قرارگاه جنگ خراسان رضوی حدود ۸۰ جلسه در استانداری برگزار کرده است. این یک کار ویژه بود. اما درعوض، وقتی کار میکنیم، احساس میکنیم یک قدم به حضرت رضا (ع) نزدیکتر شدهایم و همین به ما آرامش میدهد.
آموزش، گستره متنوعی دارد؛ از آموزش رفتار صحیح هنگام وقوع حادثه تا آموزش امدادونجات. در این زمینه، هلال احمر نقش مهمی دارد. ما آموزش را به چند مسیر سوق دادهایم؛ آموزش کانون محور در دانشگاه ها، مدارس، خانههای هلال و مناطق حاشیه شهر و روستا و همچنین آموزش از طریق رسانه ها.
در همین چند وقت، ۳۸هزار نفر را آموزش دادهایم. در مساجد هم برنامهای داشتیم که هر شب، ۵مسجد و در استان هر شب، ۲۰مسجد را پوشش میداد. البته اگر آموزش را زیربنای همه چیز بدانیم، باید بیشتر برای آن تلاش کنیم.
کلاسهای آموزش همگانی هلال احمر نیز به صورت الکترونیک دردسترس است. بخشی از آموزشها غیرحضوری است، اما بعضی مهارتها مثل پانسمان، بانداژ و CPR باید عملی آموزش داده شود. کسانی که وقت کمی دارند، میتوانند از آموزشهای کوتاه مجازی و اینفوگرافیها استفاده کنند و کسانی که وقت بیشتری دارند، در دورههای حضوری و عملی شرکت کنند و گواهی نامه بگیرند. ساختمانی که در همین مکان در بولوارشاهد مشهد درحال ساخت است، نیز خود نشان دهنده اهتمام مجموعه هلال احمر به موضوع آموزش است.
این مرکز بعد از نزدیک ۴۰سال، به همت عزیزان دلسوز مدیریت شهری ساخته میشود و من وظیفه دارم از آنها تشکر کنم. این مرکز آموزشی قرار است تا یک سال آینده به یکی از مراکزی تبدیل شود که در امدادونجات، با استفاده از هوش مصنوعی و شبیه ساز، به نوجوانان و جوانان رفتارهای درست در سیل، زلزله، تصادف، کوهنوردی، خطرات کوهنوردی و جنگ و انفجار را آموزش بدهد.
نقدی که مطرح است، فقط مربوط به هلال احمر استان نیست و کل کشور را شامل میشود؛ البته به همت رزمندگان و نیروهای مسلح، ضرباتی که به دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود، اما در حوزه زیرساخت، هنوز کارهایی باید انجام شود. اکنون در مدیریت شهری، همکاران در نقاط مختلف شهر روی این موضوع کار میکنند.
البته پناهگاه فقط برای زمانی نیست که یک موشک از مرز عبور کند و آژیر به صدا درآید. بخشی از تهدیدها مربوط به پهپادها، هواپیماهای رادارگریز و تهدیدهای نزدیک برد است. درکنار این، مردم هم باید نقاط امن منازل خود را بشناسند. خیلی از خسارتهای این حوادث، ناشی از شکستن شیشه ها، افتادن تابلوهای سنگین یا سقوط لوسترهای سنگین است. بخشی از کاهش آسیب، به آموزش اجتماعی برمی گردد و بخشی هم به نظام مهندسی و ساخت وساز.
اگر قبل از جنگ از من میپرسیدید، میگفتم تا نقطه آرمانی فاصله بسیار زیادی داریم. اما الان میگویم که در دوران جنگ، مدیران مرتبط با بحران، از صبح تا شب برنامه ریزی و هماهنگی کردهاند و بسیاری از عیوب برطرف شده است. در حوزه پدافند غیرعامل هم الان آمادگی عملیاتی، مسیری طولانی را طی کرده است. شاید دو سال پیش، کسی فکر نمیکرد چنین شرایطی پیش بیاید، اما الان میتوانم بااطمینان بگویم که سطح آمادگی عملیاتی، خیلی بهتر شده است.
البته شرایط ساخت وسازها، اقلیم و گسلها هم باید درنظر گرفته شود. آنچه من در شورای اداری استان میبینم، این است که تدابیر و قوانین بازدارنده خوبی وجود دارد. در ستاد بحران هم دادستانی و نهادهای امنیتی نقش داشتهاند. بافت پیرامون حرم امام هشتم (ع) هم موضوع مهمی است که باید برای آن تدبیری اندیشید.
ما یک هلی کوپتر داریم که به صورت بیست وچهارساعته در استان مستقر است. در موضوع امداد هوایی، معین اورژانس هستیم. هلی کوپترهای هلال احمر کار درمانی نمیکنند؛ وظیفه آن ها، تأمین لجستیک و کمک به نجات در مناطق صعب العبور، کوهستانی و شرایط خاص است.
{$sepehr_key_210586}
این هلی کوپتر زیرمجموعه شرکت خدمات هلی کوپتری نوید است که زیرنظر سازمان امدادونجات هلال احمر تهران کار میکند. رئیس جمعیت هلال احمر هم بخشنامهای صادر کرده است که این فروند فقط باید در خدمت امدادونجات باشد. هلی کوپتر گفته شده باید روشن و فعال باشد؛ چون اگر مدت زیادی خاموش بماند، قطعاتش آسیب میبیند، اما مطمئن باشید که تمام فعالیت آن ذیل وظایف محوله برای خدمت رسانی در هلال احمر انجام میشود.
برای ما، مثل شما، تلخترین حادثه، از دست دادن رهبر حکیم و مهربانمان بود. در حوزه امدادونجات خراسان رضوی، هم بچههای ما در بیت رهبری عملیات انجام میدادند. برای خود من، خیلی سخت بود تیمی را سازمان دهی کنم تا در جایی که این حادثه تلخ برایمان رقم خورده است، فعالیت کند، اما این بچهها آن قدر خوب عمل کردند که رئیس هلال احمر، دبیرکل و همه مسئولان عملیاتی، از عملکرد خراسان رضوی و تیم اعزامی رضایت کامل داشتند.
آنها در تفحص شهدا هم حضور داشتند. اما یکی از صحنههایی که برای من خیلی تلخ بود، نوزاد چهل روزهای بود که از خانه پرت شده و در آغوش یک درخت افتاده بود. درخت از انسانها معرفت بیشتری نشان داد و نگذاشت پیکر این نوزاد روی زمین بیفتد. این صحنه برای من بسیار سنگین بود.