به گزارش شهرآرانیوز؛ «کوبیسم» از کلمه «Cube» به معنی «مکعب» گرفته شد. نقاشیهای نمادین کوبیستی، در همان نیم اول قرن بیستم، یک انقلاب تمام و کمال در تاریخ هنر غرب به پا کردند. در ادامه به منتخبی از آثاری از پیکاسو، براک و سایر پییشگامان این جنبش میپردازیم تا ببینیم این نقاشها چطور رئالیسم کسلکننده را با ابعاد هندسی جسورانه دگرگون کردند.

«ژرژ براک» نقاشی «درختان در L’Estaque» را در سال ۱۹۰۸ با الهام از منظرههای «سزان» خلق کرد. این اثر در نهایت به یکی از ماندگارترین نقاشیهای کوبیسم تاریخ هنر بدل شد. وقتی «لوئی وکسل»، منتقد هنری، فرمهای انتزاعیشده در این نقاشی را دید، آنها را صرفاً «مکُعب» خواند. این اظهارنظر باعث شد که «گیوم آپولینر» اصطلاح «کوبیسم» را برگزیند و کاوش هنری «پیکاسو» و «براک» نیز یک جنبش منسجم را شکل داد؛ چیزی که ما امروزه به نام «کوبیسم» میشناسیم. تابلوهای نقاشی آنها، این ذهنیت را که هنر باید از طبیعت کپی شود رد کرد. آنها پرسپکتیو را کنار گذاشتند، زاویهها را شکستند، و صورتها و میزها و ویولنها را به تکههای هندسی تبدیل کردند.

این شاهکار «براک» در سال ۱۹۰۹ خلق شد. او با تکهتکه کردن ویولن و نت موسیقی به لایههای متعدد، سوژههایش را با محیط اطرافشان درآمیخت.
مشخص است که «براک» در این نقاشی تلاش کرده است که بر دوبعدی بودن فیزیکی خود بوم تاکید کند. یک میخ که به طرز شگفتآوری واقعگرایانه در بالای تابلو، نقاشی شده است با فرمهای تکهتکه و هندسی، تضادی چشمگیر ایجاد کرده است. این اثر یکی از ماندگارترین نقاشیهای کوبیسم است.

پابلو پیکاسو تا سال ۱۹۱۰، کوبیسم تحلیلی را به حد نهایت و پیچیدهترین حالت خود رساند. پیکاسو در این پرتره، آمبرواز والار، فروشنده مشهور آثار هنری را کاملا در قالب یک شبکه از صفحههای ریز در همتنیده به تصویر کشیده است. این نقاشی مدلسازی سنتی را کنار گذاشت تا با فضا، پیکره و پسزمینه بهعنوان یک موجودیت واحد و منسجم برخورد کند. با وجود این تکهتکه شدن شدید، مخاطب هنوز هم میتواند پیشانی بزرگ و چشمان رو به پایین «والار» را تشخیص دهد.
{$sepehr_key_210631}

پیکاسو در سال ۱۹۱۲ میلادی مسیر هنر مدرن را با «طبیعت بیجان با صندلی حصیری» که به عنوان نخستین کلاژ کوبیسمی شناخته میشود، بهطور بنیادین تغییر داد. این اثر نشانگر تغییر از «تحلیل» اشیاء به فاز ساختوسازِ کوبیسم ترکیبی بود. پیکاسو به جای اینکه بافت صندلی را با قلممو به تصویر بکشد، یک تکه پارچه روغنی (oilcloth) را که از قبل با نقش حصیر صندلی چاپ شده بود، مستقیما روی بوم چسباند.

«خوان گریس» که اغلب «سومین تفنگدار» جنبش نامیده میشود، دقتی ریاضیگونه را به این جنبش آورد که در تضاد با رویکرد شهودیتر همتایانش بود. پرترهای که او از پابلو پیکاسو در سال ۱۹۱۲ خلق کرد بهعنوان یک نمونه صریح از کوبیسم تحلیلی عمل میکند. «گریس» ترکیببندی را در قالب یک شبکه اریب از رنگهای آبی سرد، خاکستری و کهربایی نقاشی کرد و ویژگیهای پیکاسو را به یکسری صفحههای هندسی موزون بخشبندی کرد.

فرنان لژه با شاهکارش به نام «شهر» یک ضربان مکانیکی به بوم تزریق کرد. بسیاری از محققان این اثر را در فهرست ماندگارترین نقاشیهای کوبیسم قرار میدهند. در این نقاشی اجسام هندسی غولپیکر بر روی هم همپوشانی دارند تا ارتفاع سر به فلککشیدهٔ آسمانخراشهای مدرن را نشان دهند. استفاده از رنگهای جسورانه نیز تابلوهای نئون خیابانی را تداعی میکنند.

روبر دولونه، پالت دلمرده کوبیسم ابتدایی را در نقاشی «پنجرههای همزمان شهر» درهم شکست. این اثر به طور رسمی اصطلاح «ارفیسم» را به دنیای هنر معرفی کرد. او ویژگی شبکهای از اشکال تکهتکه سنتی را اقتباس کرد، اما بداهه را نیز به این سبک اضافه کرد. این نقاش از رنگهای متضاد استفاده کرد تا ویژگی چشمکزن نور از میان شیشه را برجسته کند.
با اینکه جنبش رسمی کوبیسم کمتر از یک دهه طول کشید، تاثیر آن مسیر هنر غرب را برای همیشه دگرگون کرد. این فهرست فقط تعداد اندکی از تولیدات پربار آن دوران را نشان میدهد.
منبع: ایسنا