به گزارش شهرآرانیوز؛ کتاب «صد مانیفست»، مانیسفتهای هنرمندان از فوتوریستها تا استاکیستها، اثر الکس دنچف یک منبع پژوهشی مهم در مطالعات هنر مدرن و معاصر است که بهجای تمرکز بر آثار هنری، تاریخ هنر را از زاویه متون نظری و برنامهمحور هنرمندان روایت میکند.
دنچف در این کتاب صد مانیفست هنری را که در طول حدود یک قرن نوشته شدهاند گردآوری و آنها را در چارچوب تاریخی، اجتماعی و زیباییشناختیشان تحلیل کرده است. این مانیفستها به طیف گستردهای از جنبشها و جریانهای هنری از فوتوریسم، دادائیسم و سوررئالیسم تا جریانهای کمتر شناختهشدهتر در هنر قرن بیستم و بیستویکم تعلق دارند.
اهمیت کتاب در این است که نشان میدهد مانیفستها چگونه بهعنوان ابزار نظری و گفتمانی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری و تحول جنبشهای هنری داشتهاند. دنچف با ارائه مقدمههای دقیق و مستند برای هر مانیفست، زمینههای فکری و تاریخی تولید آنها را توضیح داده و نشان میدهد که این متون اغلب در واکنش به بحرانهای سیاسی، تحولات فناورانه، تغییرات اجتماعی یا دگرگونیهای درونی هنر نوشته شدهاند. از این منظر، کتاب نهفقط مجموعهای از متون، بلکه نوعی تاریخنگاری مبتنی بر اسناد اولیه است که امکان مطالعه مستقیم اندیشههای هنرمندان را فراهم میکند.
کتاب «صد مانیفست» به خواننده امکان میدهد رابطه میان نظریه و عمل هنر را در زمینههای مختلف بررسی کند. بسیاری از مانیفستها در این مجموعه تنها از ایدههای زیباییشناختی سخن نمیگوید، بلکه مواضع سیاسی، اجتماعی و فلسفی هنرمندان را نیز بیان میکنند.
دنچف با انتخاب متونی از فرهنگها، زبانها و جنبشهای متفاوت، تصویری چندصدایی از هنر مدرن ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه مانیفستها بهعنوان ژانری مستقل، در تولید و تثبیت هویت جنبشهای هنری نقش داشتهاند.
از نظر روششناختی، کتاب برای پژوهشگران هنر، مطالعات فرهنگی، تاریخ اندیشه و نظریهپردازی هنری ارزشمند است، زیرا مجموعهای از منابع اولیه را در کنار تحلیلهای مختصر، اما دقیق فراهم میکند. این کتاب همچنین برای دانشجویان و هنرمندان معاصر اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد که چگونه هنرمندان در دورههای مختلف تلاش کردهاند با تدوین مانیفست، جایگاه خود را در میدان هنر تعریف کنند و به شرایط زمانه واکنش نشان دهند.
کتاب «صد مانیفست» در ۸۰۸ صفحه با ترجمه مهدی امیرخانلو، در مجموعه هنر- نقد و نظر از نشر هنوز به چاپ رسیده است. این کتاب در سال ۱۴۰۴ به صورت تک نسخه (POD) قابل سفارش است
بخشی از کتاب
«مانیفست ۵۰»، آندره برتون، مانیفست سوررئالیسم منتشر شده در ۱۹۲۴، «ای تخیل دردانه آنچه در تو بیش از همه دوست میدارم سرشت بیرحم توست.
تک لغت «آزادی» تنها لغتی است که هنوز مرا بر سر شوق میآورد. در نظر من تنها آن است که میتواند در برابر تعصب کهنه بشر تاب آورد. آن است؛ که میتوانند یگانه آرزوی بر حق مرا برآورده سازد. در میان این همه مصیبت و شوربختی که ما وارث آنهاییم دست کم باید منصف بود و اعتراف کرد که بالاترین حد آزادی اندیشه به ما داده شده است.
دیگر با ماست که از این امکان درست استفاده کنیم تنزل مقام تخیل به حالتی از بردگی - حتی اگر به معنای امحاء چیزی باشد که عموماً خوشبختی نامیده میشود برابر است. با خیانت به هر شکلی از عدالت کامل که در درون ماست. تنها تخیل است؛ که به من نشانهای از آنچه میتواند باشد عرضه میدارد و همین برای اندک آسایشی از آن حکم هولناک کافی است؛ باز همین برایم کافی است تا من بتوانم بدون ترس از اشتباه خود را وقف آن تخیل سازم چنانکه گویی ممکن بود اشتباهی بزرگتر مرتکب شد کجا این تخیل به چیزی بد مبدل میشود و کجا ثبات ذهن از بین میرود؟ در مورد ذهن آیا امکان خطا همان امکان وقوع امری خیر نیست؟
{$sepehr_key_210648}
میماند جنون یا چنانکه معمولاً وصفش کردهاند «جنونی که آدمی آن را حبس میکند.» همان جنون یا جنونی دیگر همه میدانیم که دیوانگان حبس خود را مرهون معدودی عملاند که از منظر قانون در خور ملامت و توبیخ است و اگر پای این اعمال در میان نبود آزادی شأن (یا آنچه در نظر ما آزادی شان مینماید تهدید نمیشد من میخواهم اذعان کنم که آنها تا اندازهای قربانی تخیل خود هستند و همین تخیل است که وا میداردشان از توجه به بعضی از قوانین که فرض است همه ما آنها را میدانیم و بدانها احترام میگذاریم غفلت کنند - قوانینی که بیرون از حدودشان نوع بشر خود را در معرض تهدید میبیند، اما بیاعتنایی کامل آنها به شیوهای که ما قضاوتشان میکنیم و حتی به مجازاتهایی که برایشان مقرر کردهایم ما را به این نتیجه میرساند که آنها از تخیل خود آسودگی و تسلای خاطر بسیار میگیرند و لذتی که از جنون خود میبرند به آن اندازه هست که به ایشان تاب تحمل این فکر را بدهد که اعتبار این جنون تنها محدود به خودشان است و واقعیت هم این است که اوهام یا توهمات و مانند آنها منشأ لذتی پیش پا افتاده نیستند، بهترین نوع لذتجویی مهار شده بهرهای از آن دارد.» (صفحات ۲۱۸-۲۱۹)
منبع: ایلنا