به گزارش شهرآرانیوز، علی ملاقلیپور که این روزها سریال «کارآگاهان کوچک» را روی آنتن شبکه پویا و نهال دارد، در گفتوگویی با بیان اینکه پس از سه سال ممنوعیت فعالیت، ساخت این مجموعه کودکانه را تجربه کرده، از بازخورد خوب مخاطبان کودک و نوجوان گفت و به تفاوت عمده فیلمسازی در دوران دفاع مقدس با امروز پرداخت و با اشاره به خاطراتی از پدر خود، رسول ملاقلیپور، فیلمساز فقید دفاع مقدس، علت ماندگاری آثار آن دوره را زیست هنرمند در متن جنگ و باور عمیق او به موضوع دانست و یادآور شد: پدرم در دل جنگ زندگی میکرد، به همین دلیل مردم برای دیدن آثارش صف میبستند.
علی ملاقلیپور در ابتدای این گفتوگو با اشاره به آخرین تجربه همکاری خود با تلویزیون اظهار کرد: سریال «کارآگاهان کوچک» برای شبکه پویا و نهال، یعنی همان شبکه کودک و نوجوان، تولید شده است. این پروژه با مشارکت ناجی هنر در فضایی کودکانه، طنزآمیز، ماجراجویانه و کارآگاهی طراحی شد. مجموعه در ۲۶ قسمت ساخته شده بود که قرار بود ۱۵ قسمت نخست آن به مناسبت عید نوروز پخش شود که به جنگ خوردیم، اما پخش از پنجشنبه و جمعههای اردیبهشتماه، ساعت چهار بعد از ظهر آغاز شد و تکرار آن نیز ساعت هشت از شبکه پویا و نهال پخش میشود و همچنان در حال پخش است.
وی درباره همکاری دوباره خود با تلویزیون بعد از ممنوعیت سه ساله که به گفته او چندان دلچسب نبود، توضیح داد: آخرین همکاری من با تلویزیون پس از سه سال ممنوعیت فعالیت اتفاق افتاد. پس از این دوره، این پروژه به من پیشنهاد شد. متن سریال شیرین و جذاب بود، زیرا مخاطب کودک را به تفکر وامیداشت و برای خودم جالب بود. ظاهر کار این بود که بچهها معمایی را حل کرده یا دزدی را دستگیر میکنند، اما در لایههای درونی، مراحل تفکر، جمعآوری داده، نتیجهگیری صحیح و کار گروهی را به کودکان آموزش میداد. همچنین مسائل مهمی مانند باز نکردن هر لینکی در گوشی، در خانه را به روی هر کسی باز نکردن و قدرت نه گفتن به افراد غریبه در خلال قصهها گنجانده شده بود که حاصل نگاه نویسنده بود و به نظر من این موارد، آموزشهای لازم و ضروری برای کودکان محسوب میشد.
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که در شرایط جنگی کنونی، چه اندازه تولید برنامههای شاد و آرامشبخش را وظیفه رسانه و برنامهساز میداند، اظهار کرد: در شرایط جنگی، موضوع کودک تفاوت پیدا میکند. کودک نمیتواند مدام در هجوم اخبار سخت و تلخ قرار گیرد. از سوی دیگر نمیتوان او را از جریان وقایع دور نگه داشت، اما او به ساعاتی نیاز دارد که به زندگی، شادی، رشد، آینده و امید بازگردد. به همین دلیل، تولید و پخش آثاری که فضایی شاد، فانتزی و دور از استرس و اضطراب داشته باشند، کاملاً ضروری است. مدیر شبکه پویا و نهال ایده مناسبی داشتند و پخش چنین کارهایی در زمان جنگ، اتفاق مطلوبی بود. سریال «کارآگاهان کوچک» هم در فضایی که جنگ بود اتفاق افتاد و ما در این سریال یک یا دو قسمت را به مفهوم دفاع از پرچم، میهن و خاک اختصاص دادیم، اما شاکله اصلی اثر، فضای ماجراجویی، پلیسی، تعقیب و گریز و شوخی و طنز بود که برای کودکان جذابیت زیادی داشت. خوشبختانه بازخوردها خوب بوده و بدون بازخورد منفی مواجه شدیم. میانگین سنی مخاطبان بین ۵ تا ۱۵ سال بوده و بهنظر میرسد سریال همهگیر شده است. این اتفاق برای خود ما نیز غیرمنتظره و بسیار خوشحالکننده بود.
ملاقلیپور با تأکید بر نقش تلویزیون و رسانهها در بازگرداندن آرامش به جامعه گفت: رسانه ملی باید همه مردم را در نظر بگیرد. برنامههایی که روحیه خودباوری، دفاع و مقاومت را تقویت میکنند، لازم هستند، اما در کنار آنها به آثاری نیاز داریم که امید به آینده، کار، تلاش و زندگی را افزایش دهند. در شرایط جنگی، دیدن خبر ازدواج دو نفر، بهدنیا آمدن یک نوزاد، ساخته شدن یک مدرسه یا پل، حس امیدواری ایجاد میکند. ما به اخبار مثبت و همچنین بازنمایی زیست پویا، پیشرونده و سازنده در فیلمها و سریالها نیاز داریم. حتی نشان دادن خانوادهای که با همدلی موفق به حل مشکلات اقتصادی خود میشود، جامعه را امیدوار میکند.
وی افزود: افزایش این دست آثار تأثیر مستقیمی بر کاهش مهاجرت، کاهش خودکشی و ایجاد نگاه مثبت دارد و در مقابل، رسانههایی مانند اینترنشنال قرار میگیرد که تلاش میکنند فضای ایران را فراتر از آنچه هست، سخت و غیرقابل تحمل نشان دهند. پادزهر چنین رسانههایی، تولید آثاری است که خانوادههای توانمند در همزیستی مسالمتآمیز، روستاییانی که با هم زندگی میکنند، آپارتماننشینانی که مسائل خود را حل میکنند و ادارات و کارخانههایی که فساد را پالایش میکنند، به تصویر بکشد و همه اینها امیدوارکننده است و متأسفانه مدیران ما اسیر بیلان کاری میشوند.
ملاقلیپور در بخش دیگری از این گفتوگو با انتقاد از نحوه تولید آثار دفاع مقدس در سالهای اخیر بیان کرد: متأسفانه برخی مدیران بهجای تولید آثار امیدوارکننده، به سراغ مستقیمگویی میروند و فکر میکنند ساخت سریالهای صرفاً جنگی مثلا در جنگ اخیر بدون درونمایه زندگی، کافی است. این رویه شکست خورده است. اگر علاج را در وطن میبینیم، باید شاهد توبیخ مدیرانی باشیم که آثار ضعیف دفاع مقدس تولید میکنند. تولید انبوه و زودگذر آثار جنگی به سبک چای کیسهای فاجعه است. طبیعی است وقتی نویسنده و فیلمساز با داستان عجین نشده و در ذهن او شکل نگرفته، قصهای سطحی نوشته میشود که بازخورد مطلوبی ندارد.
{$sepehr_key_211169}
وی در مقایسه با دوران طلایی آثار دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در دهه ۶۰ و پس از جنگ، فیلمسازانی مانند مرحوم پدرم، احمدرضا درویش، حاتمیکیا یا حتی آثار متأخر محسن مخملباف، آثار ماندگاری خلق کردند. علت این بود که آنان خود را در متن جنگ قرار داده بودند که هشت سال زمان برد و پروسه زمانی برای هنرمند بود که با جان اتفاقات مواجه میشود. بسیاری از آنها اغلب بهعنوان عکاس یا فیلمبردار جنگ حضور داشتند، با رزمندگان در ارتباط بودند و شرایط را خوب درک میکردند. حتی خودشان آسیب میدیدند و تیر میخوردند و بهطور ملموس شرایط را درک میکردند. در همان دوران، فیلمهای جنگی پرفروشترین آثار بودند. بهعنوان مثال سومین فیلم بلند پدرم رسول ملاقلیپور با نام «افق»، پرفروشترین فیلم سال شد و مردم برای دیدن آن چنان ازدحام کردند که شیشههای سینما بهمن شکست، این اتفاق عجیبی بود که نشان میدهد در شرایط جنگی نیز مردم به تماشای فیلم جنگی میرفتند، اما شرط آن، باورپذیری و واقعی بودن اثر بود که فیلمساز خودش درگیر جنگ بود.
علی ملاقلیپور با اشاره به تأثیرپذیری خود از پدرش، خاطرهای از او روایت کرد و گفت: پدر من با عکاسی مستند از دوران دفاع مقدس شروع کرد، فیلمبردار هم بود یکسری عملیاتها را هم فیلم گرفته بود، از عملیات فتحالمبین، سقوط خرمشهر و منطقه بوستان. فیلم و عکس زیادی داشت. اینها منجر به نمایشگاه میشد یا مستند میشد و همچنین تصاویر را میدادند به تلویزیون که پخش بشود. خیلیها میگفتند چطور صحنههای موج انفجارها را تا این اندازه خوب بازسازی کرده است؛ به این دلیل بود که خودش بارها در درگیریها بود و حتی تیر خورده و مجروح شده بود و پرده گوشش در موج انفجار پاره شده بود. او رفقای زیادی در جنگ داشت که بسیاری از آنها هم هنرمند بودند و هم مدافع کشور بودند شهید شدند و همین عکسها و مستندها پایه فیلمهای داستانیاش شدند و فیلمهایش را به آنان تقدیم کرد. به همین دلیل این زیست در دل جنگ، باعث میشد قصههایی که روایت میکرد برای مردم ملموس و تأثیرگذار باشد. از طرفی زمان هم داشتند که بنشینند بر روی قصه کار کنند و طراحی کنند. جالب است که مردم هم بازخورد مناسبی نشان میدهند و همین حالا هم میبینید که مردم و جامعه چه احترامی به شهدای شهت سال دفاع مقدس دارند و این نشان میدهد نویسندگان و فیلمسازان و نقاشان آن دوره کارشان را به درستی انجام دادند و نگذاشتند آن جانفشانیها هدر برود.
او گفت: یک روز از پدرم این سوال را پرسیدم که چرا کار اجتماعی هم که میسازی آثاری از جنگ در آن همچنان به چشم میخورد، مثل فیلم «میم مثل مادر»؛ در پاسخ به من گفت، من هشت سال از جوانیام را در جنگ گذراندهام. شالوده زندگی من با آدمهایی شکل گرفته که نمیتوانم از آنها عبور کنم. سالهای جوانی هر کسی در هر شرایطی که بسته شود، تأثیر عمیقی بر تمام زندگی او میگذارد. به همین دلیل زیست پدرم در جنگ ارتباط عمیق با آثارش را بالا برد. متأسفانه بسیاری از سازندگان اثر امروز این زیست را ندارند و برای پول، بیلان کاری یا حیات هنری خود کاری را میسازند، بدون آنکه توانایی یا تعهدی به تأثیرگذاری اثر داشته باشند. در تلویزیون و حتی در پلتفرمهای نمایش خانگی نیز سالهاست که کیفیت آثار به شدت کاهش یافته و تولیدات به صورت شتابزده و بدون تأمل کافی انجام میشود.
ملاقلیپور در پاسخ به این سؤال ایسنا که آیا تمایلی به ساخت اثر در فضای نمایش خانگی دارد یا خیر، گفت: در دوره ممنوعیت کاری به من پیشنهاد ساخت اثر در نمایش خانگی داده شد، اما اجازه ندادند که آن را انجام دهم.
او در پاسخ به اینکه آیا او هم به ساخت کاری با موضوع جنگ اخیر فکر میکند؟ توضیح داد: اولویت من این است که دوربین در اجتماع باشد، دوربین نباید فقط به جنگ برود، این جنگ بود که به متن زندگی مردم آمد و موشکها وارد اجتماع مردم شدند؛ مردم که علاقهای به جنگ ندارند و دوست دارند در صلح زندگی کنند. دفاع، مسئله دوم است؛ اینکه وقتی تجاوز اتفاق میافتد روحیه دفاع هم گسترش پیدا میکند. نگاه هنرمند هر چقدر از دل مردم باشد، اثر تأثیرگذارتر میشود. باید بدانیم فیلم را برای چه کسی میسازیم؟ برای مدیر یا برای مردم؟ اگر برای مردم باشد، دوربین هم در میان مردم است و اگر برای مدیران باشد حجم تیر و تفنگ زیاد میشود و مدیرپسند میشود، ولی اگر سمت مردم باشد تیر و تفنگ هم اگر هست ولی کم است، برای دفاع است و حجم اندکی از آن در مقابل حجم زندگی دیده میشود.
وی در ادامه با اشاره به آثار زندهیاد رسول ملاقلیپور در دوران دفاع مقدس یادآور شد: در آثار پدر من میبینید که حتی در میان خاکریزها هم به زندگی مردم توجه داشت، به عشق، به خانواده، به کشاورزی، به مزرعه پدری. در آثار او دفاع هرگز از زندگی جدا نبود. شخصیتهای فیلمهای او عاشق بودند، به فکر مادر و خانواده خود بودند، دغدغه اقتصادی داشتند و زندگی برایشان اولویت بود. اما امروزه فیلمسازان فقط جنگیدن را نشان میدهند. در یکی دو صحنه یاد خانواده را گنجاندهاند، بیآنکه آدمهای قصه واقعاً به مسائل زندگی گرفتار شوند.
ملاقلیپور درباره اینکه آیا پروژه جدیدی برای تلویزیون در دست ساخت دارد؟ توضیح داد: در حال حاضر پروژه جدیدی برای تلویزیون در دست ساخت ندارم. پس از «کارآگاهان کوچک» فعلاً کار جدیدی آغاز نکردهام.
منبع: ایسنا
{$sepehr_key_211170}