به گزارش شهرآرانیوز، چندی قبل، مرد میانسال افغانستانی به اداره پلیس رفت و هنگامی که مقابل مأموران قرار گرفت، گفت: فرزندم که در شغل حفاری چاه و ساخت و ساز استخر فعالیت دارد، ناپدید شده است. تلفن همراهش از دسترس خارج و نگرانش هستم. لطفاً کمکم کنید.
پس از ثبت شکایت و تشکیل پرونده در دادسرای مربوطه، تیمی از کارآگاهان جنایی وارد عمل شدند و در نخستینگام از بهزیستی، سازمان پزشکی قانونی کشور و بیمارستانها استعلام گرفتند، اما سرنخی پیدا نکردند.
تیم تحقیق در ادامه متوجه شدند روزی که پسر جوان گمشده تلفن همراهش در یکی از باغهای اطراف تهران آنتن داشته و در همان موقع با ۲ مرد که آنها هم در این صنف فعالیت دارند قرار ملاقات داشتهاند.
کارآگاهان در ادامه متوجه شدند که ۲ مرد جوان با پسر گمشده تماس گرفتند و یک قرار ملاقات برای مشاهده استخر در باغ گذاشتهاند که این سرنخ مهم شک تیم جنایی را بر انگیخت.
مأموران پس از دریافت این اطلاعات مهم مخفیگاههای موردنظر را شناسایی کردند و پس از تعقیب و مراقبت نامحسوس آنها را در یک عملیات منسجم به دام انداختند.
متهمان که در جریان بازجوییها با تناقضگویی منکر هرگونه ارتباط با پسر گمشده بودند پس از مواجه حضوری با یکدیگر به ارتکاب قتل در یکی از باغهای اطراف تهران اعتراف کردند، اما جنایت را به گردن یکدیگر انداختند. همچنین یک کلت کمری با ۲ خشاب پر از مخفیگاه متهم ردیف اول پرونده کشف شد.
تیم پلیسی پس از دریافت این اطلاعات مهم، راهی باغ موردنظر شدند و جسد را زیر کف استخر کشف کردند، اما این درحالی بود که سر جسد را حیوانات درنده خورده بودند.
{$sepehr_key_211194}
پس از پایان تحقیقات تکمیلی، کشف جسد در استخر و بازسازی صحنه جنایت، صدور قرار جلب به دادرسی توسط بازپرس جنایی صادر و کیفرخواست متهمان از سوی دادسرا صادر شد تا آنها در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شوند.
بدین ترتیب متهمان در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکه شدند. در ابتدای جلسه رسیدگی، کیفرخواست صادرشده از سوی دادسرا قرائت شد.
سپس متهم ردیف اول پرونده در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: مقتول نیز مثل ما در صنف حفاری و استخر فعالیت داشت، اما قیمتها را خیلی پایین آورده بود و کاسبیام را بهم ریخته بود برای همین تصمیم گرفتم با کمک کارگرم او را از بازار کار خارج کنیم.
مرد جوان گفت: به تلفن همراهش زنگ زدیم و یک قرار سوری با او در باغ قرار گذاشتیم. زمانی که به آنجا رسید مقتول را هدف ضرب و جرح قرار دادیم و دست و پاهایش را بستیم. سپس او را در یک گودال قرار دادیم و من تنها برای ترساندش تیراندازی هوایی انجام دادم، اما کارگرم هنگامی که مقتول در گودال قرار داشت روی آن خاک ریخت که منجر به قتل شد.
سپس متهم ردیف دوم پرونده در جایگاه ایستاد و گفت: من همه ماجرا را به پلیس گفتم و آدرس باغ را دادم که منجر به کشف جسد شد. دروغی ندارم که بگویم. کارفرمای من حقیقت را عنوان نمیکند.
وی ادامه داد: زمانی که پسر گمشده در گودال بود او با شلیک گلوله توسط کارفرما به قتل رسیده بود و من تنها او را دفن کردم. اصلاً نمیخواستیم مرتکب جنایت شویم. قصدمان ترساندن بود و پشیمان هستم.
پس از پایان اعترافات متهمان، قضات دادگاه کیفری یک استان تهران، پایان جلسه را اعلام کردند و برای صدور رأی وارد شور شدند.