به گزارش شهرآرانیوز؛ آیت الله محمدرضا عابدینی در کتاب «روایت الهی» بهعنوان یک طرح جامع به دنبال بازسازی جامعه و طرای ساختارهای پیروزی در برابر دشمن است تا راهبردهای بنیادین را بهصورت کاربردی تبیین کند. این کتاب که در دو بخش تبیین روایت الهی و اقامه روایت الهی تنظیم شده، توسط انتشارات سوره مهر در ۳۷۰ صفحه منتشر شده است.
فصل اول این کتاب به چیستی روایت الهی و معرفی ماهیت نبردهای شناختی و آموزش هنر تعبیر حوادث در نبرد روایتها اختصاص دارد و نویسنده در فصل دوم با عنوان فتح در روایت الهی به بازتعریف مفهوم فتح بر اساس نگاه قرآنی و تأکید بر اولویت در غلبه ارادهها می پردازد. فصل سوم به تبیین جنگ به عنوان سنت الهی و بستری برای رشد و بلوغ جامعه اختصاص دارد و فصل چهارم شامل اصول قرآنی روایتگری است.
فصل پنجم با عنوان سلاح راهبردی اسلام به معرفی «حب و بغض» و اخوت و ولایت، به عنوان زیرساختهای قدرت نرم اشاره دارد؛ فصل ششم به موضوع ظرفیت نهفته در بغض مشترک می پردازد و به نکاتی همچون تبیین نقش «نفرت از ظالم» به عنوان سوخت پیشبرنده جبهه حق اشاره دارد؛ در فصل هفتم از زیارت عاشورا به عنوان منشور مبارزه یاد شده و نویسنده به کالبدشکافی زیارت عاشورا به عنوان نقشه جامع دشمنشناسی، آرایش جنگی و شبکهسازی مومنان می پردازد و فصل هشتم با عنوان ساختار اقامه روایت الهی به طراحی ساختار هستههای مقاومت بر اساس الگوی قرآنی ربیّون اشاره دارد.
حسین علیزاده که کار تدوین این اثر را به عهده داشته در پیشگفتار کتاب نوشت: در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، هنگامی که آسمان میهن مورد تعرض هواپیماها و موشکهای اسرائیلی قرار گرفت و تهاجم دشمن، پایههای آرامش ظاهری را در هم کوبید، جامعه ایرانی به یکی از حساسترین مقاطع تار یخ انقلاب اسلامی وارد شد. شبیخون رژیم صهیونیستی، نه تنها مرزهای جغرافیایی، که مرزهای روانی و ارادهای یک ملت را نشانه رفته بود. در آن فضای غبارآلود و پرهیاهو، موجی از بهت، تحیر و انفعال، بسیاری از مردم و حتی دلسوزان و کنشگران عرصه انقلاب را فرا گرفت. انبوه اخبار و تحلیلهای معطوف به گذشته و حال، رسانهها و گروههای مختلف را انباشته کرده بود اما غالب این تحلیلها در دایره توصیف وضعیت موجود و با چهارچوبهای زمینی محدود مانده بودند. خلائی عمیق احساس میشد؛ خلا یک روایت فعال و پیش برنده. پرسش اصلی این نبود که کدام تحلیل سیاسی دقیقتر است؛ بلکه پرسش اساسی این بود «قرآن ناظر به صحنه امروز چه میگوید و وظیفه از منظر الهی چیست؟»
در این میان، معدودی از خواص، خود را به قلب میدان رساندند. آیتالله عابدینی، آگاهانه از صرف توصیف صحنه گذر کرد و برای «تبیین وظیفه» و سامانبخشی کنشگری فعالان بر اساس «منظومه وحیانی»، پرچم پاسخ به این پرسش را برافراشت. خاستگاه این حرکت، ریشه در سالها انس، تدر یس و تعمق مجتهدانه ایشان در قرآن کریم داشت که ا کنون در شرایط جنگی به بار نشسته و ثمرهدهی روزافزون داشت.
... بر این اساس، محتوای این کتاب صرفا گزارش یک سری سخنرانی نیست؛ بلکه در حکم نقشه راهی برای عبور از بحرانهای هویتی و شناختی و منشوری برای کنشگری مبتنی بر معرفت و سلاحی برای نبرد در عرصه روایتسازی است. مطالعه این اثر، خواننده را به زاویه دید الهی از صحنه منتقل کرده و نشان میدهد چگونه یک نگاه اصیل قرآنی میتواند در اوج طوفان، کشتی جامعه را به ساحل امن بصیرت و اقدام به هنگام رهنمون سازد. در شرایط کنونی جهان اسلام و تشدید جنگهای ترکیبی و شناختی دشمنان -که هر روز در شکلی نو ظاهر میشوند- بازخوانی و درک عمیق «روایت الهی» نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی انکارناپذیر است. (صفحه۱۳)
روایت الهی در برابر روایت زمینی
آیت الله عابدینی در مقدمه کتاب نوشت: اکنون در آستانه تحولاتی شگرف و در پیچیدهترین دوران تاریخ بشر حضور داریم. هراندازه به آخرالزمان نزدیکتر میشویم بر عمق، شدت و سرعت حوادث افزوده میگردد و جنگها، ماهیتی پیچیدهتر مییابند و از عرصه درگیری فیزیکی، به ساحت تقابل «عقل» و «وهم» کشیده میشوند؛ میدانی که وسعت آن نسبت به عالم مادی، همچون بیابانی بیکران در برابر انگشتری است. نبرد با آمریکا و اسرائیل، مصداق بارز این نوع رویارویی جبهه حق و باطل است. در این جنگ، دشمن با تمام توان خود به میدان میآید تا ملت ایران را مرعوب و متفرق سازد اما این ابتلا، خود به بزرگترین نعمت و سرمایه، یعنی یک «وحدت ملی بیسابقه» منجر میشود.
این سرمایه آنچنان عظیم است که حتی اگر دشمن صدها موشک بزند و ما پاسخی ندهیم، باز هم ما پیروز میدانیم. اینجاست که ضرورت تمایز میان دو نوع نگاه به وقایع آشکار میشود: «روایت الهی» در برابر «روایت زمینی». روایت زمینی، روایت مبتنی بر آمار و ارقام است؛ تعداد موشکها، میزان خرابیها و شمار شهدا و تلفات. این روایت گرچه لازم است اما همۀ ماجرا نیست. توقف در این روایت، همان خواسته دشمن در جنگ روانی و شناختی است اما روایت الهی، منطق پیروزی و شکست را نه با معیارهای مادی، بلکه آن را با سنتهای حاکم بر هستی میسنجد. در این روایت، پیروزی حقیقی، شکستن ابهت پوشالی دشمن و غلبه در نبرد ارادههاست. (۱۸)
{$sepehr_key_211325}
این استاد حوزه افزود: نبرد امروز ما نیز دقیقا در همین عرصه است. تمام تحرکات نظامی، مقدمهای برای جنگ اصلی یعنی جنگ روایتهاست. بنابراین ما در این مصاف نباید با خبرخوانی به نظارهگران این صحنه تبدیل شویم. نتیجه چنین انفعال و بیارادگی، چیزی جز مرعوب شدن در برابر نقشه دشمن در این نبرد شناختی نخواهد بود. برای ورود به این میدان، نخست باید میان سه نوع روایت تمایز قائل شد؛ روایت زمینی که بر آمار و ارقام مادی تکیه دارد؛ روایت شیطانی که بر وهم و فریب استوار است و روایت الهی که حقیقت وقایع را در بستر سنتهای ثابت و تغییرناپذیر خداوند تبیین میکند.
این اثر، تلاشی است نظاممند برای ارائۀ چهارچوبی منسجم از چیستی «روایت الهی» و همچنین تبیین بسترها و زمینههای اقامه آن در بافت جامعه. در این منظومه فکری، «روایت الهی» صرفًا یک تحلیل نظری و انتزاعی نیست، بلکه بهعنوان یک طرح جامع، هم برای بازسازی جامعه، ساختارهای پیروزی در برابر دشمن متناسب طراحی میکند و هم راهبردهای بنیادیِن را ناظر بر میدان عمل و صحنه واقعیت، و بهصورت کاملا کاربردی تبیین مینماید. (۲۱)
منبع: ایرنا