به گزارش شهرآرانیوز؛ ر میان آگهیهای خرید و فروش و کاریابی سایتها، گاه مواردی منتشر میشود که تعجببرانگیز است. در میان آگهیهای خرید و فروش سایت دیوار، یک آگهی منتشر شده که توجه علاقهمندان حوزه کتاب را به خود جلب کرده است: فروش یک رمان چاپنشده برای انتشار بهصورت کتاب.
هرچند فروش یا واگذاری آثار ادبی پیش از انتشار، پیشینهای پنهان در تاریخ نشر ایران دارد، اما عرضه علنی یک رمان چاپنشده در پلتفرم عمومی خرید و فروش، نشانه تغییری بنیادین در مناسبات تولید و مالکیت تولیدات ادبی است؛ تغییری که در آن، متن پیش از آنکه خوانده شود، قیمتگذاری میشود.
خبرنگار در شیراز برای بررسی این موضوع، پس از پیگیری، موفق به صحبت با نویسنده اثر شد.
نویسنده این اثر که با نام اختصاری «ع. ق» معرفی میشود، از واگذاری کامل حقوق اثر خود خبر داد. واگذاریای که به گفته او، شامل تمامی حقوق مادی و معنوی رمان است.
در این آگهی، رمان بهصورت کامل واگذار میشود. یعنی حقوق مادی و معنوی اثر به خریدار منتقل خواهد شد و او میتواند کتاب را حتی به نام خودش منتشر کند.
وی در پاسخ به این سئوال که منظور شما از انتقال حقوق معنوی چیست، بیان کرد: یعنی بعد از فروش، اثر دیگر متعلق به من نیست؛ خریدار میتواند آن را با نام خودش چاپ کند و از نظر حقوقی و معنوی، مالک اثر محسوب میشود.
«ع. ق» عنوان کرد: اگر کتاب خوب منتشر شود، خریدار میتواند تا آخر عمر از فروش آن درآمد داشته باشد. حتی این امکان وجود دارد که فیلمسازها به داستان آن علاقهمند شوند و از روی آن فیلم ساخته شود. وی، قیمت تعیینشده برای واگذاری کامل رمان را ۱۸۰ میلیون تومان اعلام کرد و در مورد موضوع این رمان گفت: این رمان، داستان پرماجرای زندگی سه شخصیت متفاوت است که درگیر یک ماجرای تخیلی آخرالزمانی میشوند؛ ماجرایی که نهتنها بر زندگی آنها اثر میگذارد، بلکه به نابودی جهان دلالت دارد. در داستان، مقدمات ظهور فراهم میشود و کودکی پاک، ناخواسته زمینهساز ظهور ابلیس است. در ادامه، شخصیتهایی وارد روایت میشوند تا مانع رخ دادن این فاجعه و تسلط شیطان بر جهان شوند.
این نویسنده یادآور شد: تلاش کردهام تخیل را بهشکلی مستقیم و زیبا با خواننده در میان بگذارم. تأکید بر مفهوم کارما در طول داستان دیده میشود و توصیفهای عاشقانه، عنصر خیال و فضای هیجانانگیز بهگونهای بهکار رفته که مخاطبان با سنین مختلف را درگیر کند. همچنین سبک و سیاق روایت به دوران کهن، پیش از میلاد و در منطقهای موسوم به اوراتور بازمیگردد.
یک کارشناس حقوق نشر در مورد اینکه آیا حق معنوی اثر قابل فروش است یا خیر، بیان کرد: در بررسی پیشینه و امکان فروش حق مالکیت داستان یا رمان در ایران، ابتدا باید روشن شود که این عبارت از نظر حقوقی به کدام نوع از حقوق پدیدآورنده اشاره دارد؛ زیرا در نظام حقوقی ایران، مطابق قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، حقوق ناشی از پدید آوردن اثر ادبی به دو دسته حقوق مادی و حقوق معنوی تقسیم میشود و ماهیت این دو کاملاً متفاوت است.
جمشید رضایی ادامه داد: از یک زاویه، اگر منظور از «فروش حق مالکیت» واگذاری حق بهرهبرداری مادی از اثر باشد، پاسخ مثبت است. حقوق مادی اثر ادبی -از جمله حق نشر، تکثیر، توزیع، ترجمه، اقتباس سینمایی یا نمایشی، کتاب صوتی و سایر اشکال بهرهبرداری اقتصادی- بر اساس قانون ایران قابل انتقال، واگذاری یا فروش از طریق قرارداد هستند. این نوع واگذاری در ایران پیشینهای چند دههای دارد و بهویژه در قالب قراردادهای نشر کتاب، قراردادهای اقتباس سینمایی و تلویزیونی، و در سالهای اخیر قراردادهای مرتبط با پلتفرمهای نمایش خانگی و رسانههای دیجیتال انجام شده است. در این حالت، پدیدآورنده میتواند تمام یا بخشی از حقوق مادی اثر خود را برای مدت معین یا حتی بهصورت دائمی به شخص حقیقی یا حقوقی دیگر منتقل کند، بدون آنکه از نظر قانونی منعی وجود داشته باشد. بنابراین، اگر مقصود از «فروش حق مالکیت» فروش یا انتقال حق بهرهبرداری اقتصادی از داستان یا رمان باشد، هم مبنای قانونی دارد و هم سابقه عملی در فضای فرهنگی و هنری ایران.
وی عنوان کرد:، اما از زاویهی دوم، اگر منظور از «فروش حق مالکیت» واگذاری حقوق معنوی اثر باشد، پاسخ منفی است. مطابق ماده ۴ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، حقوق معنوی پدیدآورنده، از جمله حق انتساب اثر به نام او، حق حفظ تمامیت اثر و حق اعتراض به هرگونه تحریف یا تغییر مخدوشکننده، محدود به زمان و مکان نیست و غیرقابل انتقال است. این حقوق حتی با فروش حقوق مادی اثر، یا حتی پس از فوت پدیدآورنده، همچنان باقی میمانند و قابل اسقاط یا واگذاری به دیگری نیستند. به بیان دیگر، نویسنده میتواند حق چاپ، نشر یا اقتباس اثر خود را بفروشد، اما نمیتواند نام خود را از اثر حذف کند، اثر را به نام دیگری منتقل کند یا اختیار کامل تغییر ماهیت معنوی اثر را به شخص دیگر بسپارد.
رضایی بیان کرد: در نتیجه، در پاسخ نهایی میتوان گفت که در ایران فروش حق مالکیت داستان یا رمان تنها در معنای اقتصادی و بهرهبردارانه آن دارای وجاهت حقوقی و پیشینه اجرایی است؛ اما اگر این تعبیر به معنای انتقال هویت، نام، شأن مؤلف یا مالکیت معنوی اثر در نظر گرفته شود، چنین فروشی نهتنها سابقهای ندارد، بلکه بر اساس قانون، اساساً امکانپذیر نیست.
وی در پاسخ به این سئوال که از نظر حقوقی این اثر متعلق به چه کسی است، افزود: بر اساس ماده ۴ قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، حقوق معنوی پدیدآورنده محدود به زمان و مکان نیست و غیرقابل انتقال است. به همین دلیل، حتی اگر پدیدآورنده تمامی حقوق مادی و بهرهبرداری اقتصادی اثر را به شخص یا نهاد دیگری واگذار کرده باشد، مالکیت معنوی اثر همچنان و بدون هیچ استثنایی متعلق به پدیدآورنده اثر باقی میماند.
رضایی ادامه داد: در این چارچوب، «اثر» از نظر حقوقی و هویتی به کسی تعلق دارد که آن را خلق کرده است؛ یعنی نویسنده یا پدیدآورنده اولیه. هیچ قرارداد، توافق یا پرداخت مالی نمیتواند موجب انتقال نام، هویت خالق، یا حق انتساب اثر به شخص دیگر شود. بنابراین، حتی اگر اثر در اختیار ناشر، تهیهکننده یا هر نهاد دیگری قرار گیرد و آنان حق چاپ، نشر، اقتباس یا بهرهبرداری را در اختیار داشته باشند، اثر همچنان از حیث حقوق معنوی متعلق به مؤلف است و باید به نام او شناخته شود. به بیان دقیقتر، در حقوق ایران، شخص یا نهادی که حقوق مادی را خریده است، صرفاً دارنده حق بهرهبرداری از اثر محسوب میشود؛ اما صاحب اثر به معنای حقوقی و معنوی، همچنان پدیدآورنده است.
این کارشناس حقوق نشر عنوان کرد: اگر کسی ادعا کند که با «فروش حق مالکیت» حقوق معنوی اثر منتقل شده است، چنین ادعایی فاقد اعتبار حقوقی است و از منظر قانون ایران، مالکیت معنوی اثر همچنان و همیشگی در اختیار خالق آن باقی میماند؛ حتی پس از فوت پدیدآورنده و حتی پس از واگذاری کامل حقوق مادی اثر. این تفکیک، یکی از ارکان بنیادین نظام حقوق مالکیت ادبی در ایران است و مانع از آن میشود که اثر ادبی از هویت و نام پدیدآورندهاش جدا شود.
رضایی عنوان کرد: عرضه آثار ادبی در پلتفرمهای عمومی خرید و فروش، بدون وجود قراردادهای روشن، تخصصی و متناسب با حقوق مؤلف، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است به دیدهشدن اثر یا دسترسی سریعتر به بازار منجر شود، اما در میانمدت و بلندمدت آسیبهای حقوقی، حرفهای و فرهنگی جدی به همراه دارد.
وی ادامه داد: نخستین و مهمترین آسیب، تضعیف حقوق مؤلف است. در نبود قرارداد دقیق، مرز میان حقوق مادی و حقوق معنوی اثر مشخص نمیشود و این ابهام میتواند به تفسیرهای نادرست یا حتی سوءاستفاده منجر شود. نویسنده ممکن است ناخواسته اجازه استفادههایی را بدهد که فراتر از قصد اولیه اوست؛ از جمله بازنشر، اقتباس، ترجمه یا بهرهبرداری تجاری در قالبهای دیگر. در چنین وضعیتی، امکان پیگیری حقوقی نیز بهشدت محدود میشود.
رضایی بیان کرد: آسیب دوم، از دست رفتن کنترل بر سرنوشت اثر است. بسیاری از پلتفرمهای عمومی دارای «شرایط استفاده» کلی هستند که به نفع پلتفرم تنظیم شدهاند، نه پدیدآورنده. وقتی اثر بدون قرارداد اختصاصی بارگذاری میشود، همین شرایط عمومی میتواند بهعنوان مجوز استفاده گسترده از اثر تلقی شود؛ استفادهای که ممکن است شامل تکثیر، آرشیو دائمی، یا حتی تغییر در محتوا باشد، بیآنکه اختیار یا نظارت مؤلف در آن لحاظ شده باشد.
وی افزود: سومین آسیب، کاهش ارزش اقتصادی و حرفهای اثر ادبی است. عرضه آثار بدون چارچوب قراردادی و قیمتگذاری تخصصی، به تدریج جایگاه اثر را از یک دارایی فرهنگی به یک محتوای مصرفی ارزان تنزل میدهد. این روند نهتنها به زیان نویسنده است، بلکه به کل زیستبوم ادبی لطمه میزند و باعث میشود بازار، آثار ادبی را فاقد ارزش حرفهای تلقی کند.
این کارشناس حقوق نشر گفت: چهارمین پیامد، تضعیف موقعیت حرفهای نویسنده است. نویسندهای که آثارش بدون قرارداد مشخص در پلتفرمهای عمومی عرضه میشود، در مذاکرات آینده با ناشران، تهیهکنندگان یا سرمایهگذاران فرهنگی، قدرت چانهزنی کمتری خواهد داشت. زیرا اثر او پیشتر بدون ضابطه و سند حقوقی وارد گردش عمومی شده است. در نهایت، این روند به آسیب فرهنگی گستردهتر منجر میشود؛ یعنی عادیسازی بیقراردادی در حوزه فرهنگ. وقتی آثار ادبی بدون قواعد حقوقی عرضه میشوند، این تصور نادرست شکل میگیرد که تولید ادبی نیازمند حمایت حقوقی و اقتصادی نیست. چنین نگاهی، در بلندمدت به تضعیف شأن نویسندگی، کاهش انگیزه خلاقیت و افت کیفیت تولیدات فرهنگی منجر خواهد شد.
وی ادامه داد: عرضه آثار ادبی در پلتفرمهای عمومی بدون قراردادهای شفاف و تخصصی، نهتنها به حقوق مؤلف لطمه میزند، بلکه کنترل اثر، ارزش اقتصادی، اعتبار حرفهای نویسنده و سلامت بازار فرهنگ را بهطور همزمان تهدید میکند. در حوزه ادبیات، قرارداد نه یک تشریفات اداری، بلکه ابزار صیانت از خلاقیت و هویت فرهنگی است.
رضایی در پاسخ به این سئوال که آیا انتشار اثر به نام فردی غیر از مؤلف واقعی، حتی با رضایت نویسنده، میتواند مصداق نقض حقوق معنوی باشد و در نظامهای حقوقی مختلف -از جمله ایران- قابل پیگیری تلقی شود، افزود: بله؛ انتشار یک اثر به نام فردی غیر از مؤلف واقعی، حتی اگر با رضایت خود نویسنده انجام شود، میتواند مصداق نقض حقوق معنوی تلقی شود و در نظام حقوقی ایران و بسیاری از نظامهای حقوقی دیگر قابل ایراد و در مواردی قابل پیگیری است.
وی گفت: در حقوق ایران، مطابق قانون حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸، حقوق معنوی پدیدآورنده ماهیتی دائمی، غیرقابل انتقال و غیرقابل اسقاط دارد. مهمترین جلوه این حقوق، حق انتساب اثر به نام پدیدآورنده واقعی است. به همین دلیل، نویسنده از نظر حقوقی اختیار ندارد نام خود را از اثر حذف کند یا اجازه دهد اثر به نام شخص دیگری منتشر شود، بهگونهای که هویت خالق واقعی پنهان یا تحریف شود. حتی اگر چنین رضایتی در قالب قرارداد یا توافق خصوصی ابراز شده باشد، این رضایت نمیتواند قانون آمره را بیاثر کند و از نظر حقوقی، معتبر تلقی نمیشود.
رضایی اظهار کرد: علت این رویکرد آن است که حقوق معنوی صرفاً یک حق شخصی قابل معامله نیست، بلکه به نظم عمومی فرهنگی و حقیقت تاریخی اثر مربوط میشود. نظام حقوقی از این اصل حفاظت میکند که هر اثر فکری باید به نام خالق واقعیاش شناخته شود، زیرا نام مؤلف بخشی از هویت اثر و حافظه فرهنگی جامعه است. از این منظر، توافق خصوصی نمیتواند واقعیت پدیدآورندگی را تغییر دهد.
وی بیان کرد: از حیث آثار حقوقی، انتشار اثر به نام غیر، حتی با رضایت مؤلف، میتواند موجب بیاعتباری شرط قراردادی مربوط به حذف یا تغییر نام نویسنده شود و این امکان را فراهم آورد که خود مؤلف، ورثه او یا حتی نهادهای ذینفع فرهنگی در آینده نسبت به این اقدام اعتراض کنند. در چنین وضعیتی، مسئولیت حقوقی متوجه منتشرکننده یا بهرهبردار اثر خواهد بود، زیرا اصل انتساب صحیح رعایت نشده است.
رضایی عنوان کرد: در بسیاری از نظامهای حقوقی دیگر، بهویژه نظامهای مبتنی بر حقوق فرانسه، نیز حق انتساب اثر به مؤلف حقی بنیادین و غیرقابل واگذاری شناخته میشود. حتی در مواردی که نویسنده بنا به ملاحظات حرفهای یا شخصی نخواهد نامش ذکر شود، این امر به معنای انتقال حقوق معنوی یا تغییر هویت واقعی خالق اثر نیست، بلکه صرفاً نوعی سکوت یا عدم اعلام عمومی نام است، نه جعل یا جایگزینی نام مؤلف.
وی یادآور شد: اثر ممکن است از نظر مادی فروخته شود، واگذار شود یا مورد بهرهبرداری اقتصادی قرار گیرد، اما «نویسندگی» و هویت خالق اثر قابل انتقال نیست. بنابراین، انتشار یک اثر به نام فردی غیر از مؤلف واقعی، حتی با رضایت نویسنده، با اصول حقوق معنوی در تعارض است و در حقوق ایران اقدامی معتبر و بیچالش تلقی نمیشود.
{$sepehr_key_211341}
این کارشناس حقوق نشر افزود: در جایگاه کارشناسی حوزه کتاب و نشر، با مواردی از این دست مواجه بودهام؛ اما این پدیده محدود به یک فرد یا یک مورد خاص نیست و متأسفانه در برخی بخشهای زیستبوم نشر، بهدلیل نبود قراردادهای شفاف، ضعف آگاهی حقوقی یا برداشتهای نادرست از حقوق مؤلف دیده میشود. طبیعتاً به دلایل حقوقی و اخلاق حرفهای، امکان اشاره به مصادیق یا نام افراد وجود ندارد، اما همین تجربهها نشان میدهد که ضرورت ارتقای سواد حقوقی در حوزه نشر و پایبندی جدیتر به حقوق معنوی پدیدآورندگان یک نیاز واقعی و فوری است.
رضایی بیا اشاره به روند اخذ مجوز چنین کتابی، عنوان کرد: روند اخذ مجوز کتاب، بر اساس ضوابط و مقررات جاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام میشود و مسئولیت صحت حقوقی اثر، از جمله مالکیت معنوی و مادی آن، بر عهده متقاضی مجوز و ناشر است. ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در فرایند صدور مجوز، اثر را از منظر ضوابط محتوایی بررسی میکند و ورود به اختلافات حقوقی میان اشخاص یا احراز پدیدآورنده واقعی، خارج از چارچوب بررسی محتوایی است؛ مگر آنکه شکایت یا مستند حقوقی رسمی ارائه شده باشد.
منبع: ایبنا