به گزارش شهرآرانیوز؛ سرتیپ اکرمینیا درباره درسهای جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه برای کشور و اینکه آیا دشمن به اهدافش رسید؟ گفت: چه در جنگ ۱۲ روزه که در خردادماه سال گذشته به وقوع پیوست و چه در جنگ تحمیلی سوم که در نهم اسفند ۱۴۰۴ به کشور تحمیل شد، دشمن اهدافی را دنبال میکرد که در واقع از اهداف تاکتیکی با یک عملیات رزمی و نظامی، با ترور و شهادت مسئولان عالیرتبه از جمله رهبر معظم انقلاب، فرماندهان عالیرتبه نظامی آغاز شد؛ هدف آن بود با وارد کردن شوک و برهم زدن تعادل سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، زمینههای اغتشاش و هرج و مرج در کشور فراهم شود تا بتواند نظام جمهوری اسلامی ایران را ساقط کند.
سخنگوی ارتش افزود:، اما سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران قطعاً تنها هدف دشمن نبود آنچه از سوی دشمن به عنوان هدف نهایی دنبال میشد، تجزیه ایران بود که در چهارچوب سیاستهای کلان صهیونیسم بینالملل تحت عنوان «اسرائیل بزرگ» قرار داشت. مفهوم اسرائیل بزرگ یعنی تجزیه کشورهای منطقه، اشغال این کشورها توسط رژیم صهیونیستی و همسایگی این رژیم با ایران و البته تجزیه ایران به چند کشور و نهایتاً تفوق، برتری و هژمونی رژیم صهیونیستی بر این بخش از جهان اسلام و منطقه جنوب غرب آسیا.
سرتیپ اکرمی نیا درباره وضعیت میدان جنگ، اظهار کرد: اگر یک تحلیل کوتاه و سریع از شرایط جنگ داشته باشیم، مشاهده میکنیم که هیچکدام از اهداف دشمن محقق نشد؛ تعادل سیاسی نظام به هم نخورد، بلکه وحدت و انسجام در داخل تقویت شد، که این موضوع را همچنان با حضور مردم در خیابانها شاهد هستیم. عِرق ملی و توجه به خواستههای ملی چه از سوی مردم و چه از سوی دولتمردان بیشتر شد و از نظر داخلی، نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به گذشته تقویت شده است.
وی تاکید کرد: اگر بخواهیم یک ارزیابی داشته باشیم، باید بگوییم دشمن به هیچکدام از اهداف از پیش تعیینشده خود دست پیدا نکرد و در این جنگ شکست خورد. بدلیل اینکه اساساً جنگهای امروزی بر اساس میزان تحقق اهداف تحلیل میشوند، بنابراین با توجه به اینکه دشمن به اهداف تعیینشده خود نرسید، با شکست و ناکامی قاطع مواجه شده است.
سخنگوی ارتش درباره محاسبات اشتباه دشمن و غافلگیری آنها در جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: ما از قبل هشدار داده بودیم که اگر دشمن دچار خطای محاسباتی شود، بلافاصله به حملات دشمن پاسخ خواهیم داد. هشدار داده بودیم که جنگ، منطقهای خواهد شد. همانطور که رهبر شهید ما فرموده بودند که اگر جنگی رخ دهد، آن جنگ منطقهای خواهد بود. اما دشمن دچار همان خطای محاسباتی شد. ما بلافاصله پاسخ دادیم و امروز اگر پس از ۴۰ روز تحلیلی از شرایط داشته باشیم، باید گفت که دشمن با غافلگیریهایی که نتیجه همان خطای محاسباتی بوده، مواجه شده است.
سرتیپ اکرمینیا تصریح کرد: نخستین غافلگیری، حضور مردم بود. مردم عاشقانه و بهصورت حماسی در خیابانها حضور پیدا کردند، از نظام، کشور و سرزمین خود دفاع کردند و دشمن را غافلگیر کردند. این موضوع در محاسبات دشمن هرگز پیشبینی نشده بود. دشمن گمان میکرد با یک عملیات شوک و بهت، مردم به خیابانها خواهند ریخت و نظام را ساقط میکنند، در حالی که مردم به خیابانها آمدند اما برای پشتیبانی و حمایت از نظام و تقویت انسجام ملی.
وی افزود: غافلگیری بعدی دشمن در حوزه نیروهای مسلح بود. تصور دشمن این بود که نیروهای مسلح در جنگ توان مقابله و انجام عملیات رزمی ندارند، اما تا روز ۴۰ جنگ، ما توان نظامی خود را حفظ کردیم، جنگ را بهگونهای هنرمندانه مدیریت کردیم و توانستیم مقاومت کنیم، عملیات تهاجمی و تدافعی انجام دهیم و دشمن مشاهده کرد که واقعاً نمیتواند این مقاومت را بشکند و در نهایت مجبور به آتشبس شد.
سرتیپ اکرمینیا با بیان اینکه در حوزه ژئوپولیتیکی، ما تاکنون از ظرفیت تنگه هرمز استفاده نکرده بودیم و اجازه میدادیم دوست و دشمن از این تنگه عبور کنند، تاکید کرد: این عبورها در گذشته برای کشور ما گاهی بیضرر و گاهی همراه با ضرر بوده است و در این مسیر، دشمن پایگاههای نظامی را تاسیس کرده بود که تهدیداتی علیه امنیت ملی ما محسوب میشد و عبورهایی از این تنگه صورت میگرفت که برای ما زیانآور بود.
وی اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران که در راهبردهای کلان خود همکاری و همراهی با کشورهای منطقه را تعریف کرده بود و اساساً خواهان آرامش در منطقه بود، این ظرفیت ژئوپولیتیکی را به گونهای تعریف کرده بود که همه کشورها بتوانند از آن بهرهمند شوند. با این حال، این جنگ باعث شد ما از ظرفیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز استفاده کنیم و امروز اعمال حاکمیت بر این تنگه انجام شده است. بر اساس حقوق بینالملل و قوانین دریاها و آبراهها، این حق برای ما وجود دارد و امروز این اعمال حاکمیت صورت گرفته است.
سخنگوی ارتش تصریح کرد: یک نظام جدید حقوقی و امنیتی در تنگه هرمز اعمال کردیم که به حول و قوه الهی تثبیت شده و از اینپس هر شناوری که بخواهد از تنگه عبور کند، به دلیل اینکه تنگه هرمز در قلمرو سرزمینی ایران قرار میگیرد، باید با ما هماهنگ کند. این یک ظرفیت ژئوپولیتیکی بزرگ است که میتواند آوردههای زیادی برای ما داشته باشد.
سرتیپ اکرمینیا یادآور شد: در جایی نقل قولی از رئیسجمهور امریکا دیدم که نوشته بود «من نمیدانستم ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد و آنجا اعمال مدیریت کند» که البته این موضوع نیز به دلیل کمبود دانش بینالمللی او بوده است؛ اما اکنون این نظام حاکم شده و ما در آن منطقه یک مدیریت و کنترل اساسی و راهبردی داریم که این نیز یکی از آوردههای این جنگ برای مردم ایران محسوب میشود. این امر میتواند دستاوردهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی داشته باشد و شاید یکی از مهمترین دستاوردهای آن این باشد که در خنثیسازی تحریمهای ثانویه آمریکا و حتی تحریمهای اولیه نیز تأثیرگذار باشد. یعنی از این پس کشورهایی که از آمریکا در اعمال تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران تبعیت کنند، حتماً در عبور از تنگه هرمز با مشکل مواجه میشوند.
وی درباره اینکه آیا آتشبس کنونی ناشی از ناتوانی دشمن در ادامه جنگ است و یا فرصتی برای بازیابی توان دفاعی آنها به شمار می رود؟ گفت: پاسخ به این پرسش، در برگیرنده تمامی این احتمالات است. دشمن در محاسبات اولیه خود، بازه زمانی ۳ تا ۵ روزه را برای رسیدن به اهدافش در نظر گرفته بود، چرا که عملیات شوک و بهت، معمولاً عملیاتهای کوتاهمدتی هستند که آمریکاییها این روش را در کشورهای دیگر نیز آزمایش کرده بودند و گاه به نتایج مثبتی دست یافته بودند. به عنوان مثال، در عراق در سال ۲۰۰۳، با همین روش توانستند ظرف ۲۱ روز به بغداد برسند و عملیات زمینی و هوایی را انجام دهند یا در ونزوئلا با یک عملیات برقآسا به موفقیتهایی دست یافتند و در افغانستان نیز همینطور عمل کرده بودند.
سخنگوی ارتش اضافه کرد: بنابراین، تصور اولیه دشمن این بود که با انجام عملیات شوکآور میتواند به اهداف خود برسد، اما در عمل موفق نشدند. پس از ۴۰ روز مقاومت جمهوری اسلامی ایران که مقاومتی فعالانه و کنشگرانه بود یعنی صرفاً به دفاع اکتفا نکردیم، بلکه تهاجم نیز داشتیم و این تهاجمها آسیبهای جدی به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه و همینطور رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی وارد کرد. دشمن با مشاهده این مقاومت و کنشگری تهاجمی، به آتشبس روی آورد. دشمن دریافت که ادامه این وضعیت، با توجه به شرایط سیاسی، نظامی و اجتماعی داخلی خود، دیگر به صلاحش نیست و اقدام به اعلام آتشبس کرد.
سرتیپ اکرمینیا با بیان اینکه اعلام آتشبس نیز در یک اقدام ریاکارانه از سوی آمریکا صورت گرفت، تصریح کرد: آنها اعلام کردند که طرح ایران را به عنوان مبنای مذاکره میپذیرند و حاضرند مذاکرات را در پاکستان بر اساس آن طرح آغاز کنند. اما در آنجا هم حرفهایی خلاف اظهارات اولیه خود زدند که منجر به توقف مذاکرات شد. در هر صورت، روی آوردن دشمن به آتشبس، خود نشاندهنده عدم توفیق دشمن در دستیابی به اهدافش بوده است.
وی گفت: ما در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران وضعیت آتشبس را همچنان وضعیت جنگی تلقی میکنیم. ابداً به دشمن اعتماد نداریم و در این شرایط، سعی کردیم قوا و توان خود را تقویت کنیم، بانک اهدافمان را بهروز کنیم، در صورت لزوم آموزشهایمان را بهروز کرده و تغییر دهیم، مواضع پدافندی و آفندی خود را اصلاح کنیم یا در حال انجام این اصلاحات هستیم، و اقدامات لازم را انجام دادهایم.
سخنگوی ارتش تاکید کرد: رصد تحولات نظامی و تغییر و تحولات منطقه نشان میدهد که دشمن همچنان در حال جابجایی تجهیزات و امکانات نظامی است. اما اینکه مدعی هستند ما خواهان صلح و مذاکره هستند، این یک بعد اعلامی است؛ در سیاستهای کلان خود، آنها به تقویت نظامیشان در منطقه میپردازند. اگرچه شاید شدت این تقویت به اندازه گذشته نباشد، اما ما برای هر گزینه و هر سناریویی آمادگی داریم. وضعیت آتشبس برای ما وضعیت جنگی است؛ فقط تبادل آتش صورت نمیگیرد، وگرنه همان هوشیاری و رصد دشمن از سوی نیروهای ما وجود دارد و ما در معادلات نظامی، قطعاً این تغییر و تحولات را در نظر داریم.
{$sepehr_key_211358}
منبع: ایرنا