دلنوشته متین ستوده از زبان معلم شهید باردار میناب | کاش پیش ما بودید، مرگ می‌فهمیدید و کمک‌های بهتری می‌خواستید + فیلم

به گزارش شهرآرانیوز، همزمان با روز‌هایی که صدا‌هایی بیگانه از دوردست‌های جهان، ایستاده دشمن را برای بروز خوی وحشیگرانه‌شان و حمله به وطن عزیزمان ایران، تشویق می‌کنند، برخی هنرمندان همپای هموطنانشان، در سوگ ظلم و جنایات دشمن غرق شده‌اند؛ موقعیتی که برای مشتی ضدوطن که درکی از جنگ و از دست دادن ندارند، بی‌معناست.

متین ستوده که اخیرا در برنامه «رک» با اجرای مجید واشقانی حاضر شده بود، دلنوشته‌ای از زبان یکی از معلمان شهید میناب که با قلم خود نوشته بود را در این برنامه خواند. او با انتقاد از کسانی که نه تنها در دل این جنگ مهر سکوت به لبانشان زده بودند، بلکه در آتش خصم دشمن دمیدند و آنها را برای حمله به ایران جاودان تشویق کردند، یادداشت خود را با بغض خواند.

{$sepehr_media_2697072_640_360}

متن این دلنوشته به شرح زیر است:

«یک مدرسه‌ام پر از خالی

یه معلم باردارم که توان حضور و غیاب ندارد

یک صدای وحشتناک بلندم در یک جزیره خاکی کوچک

آرزوی محال دختری که ساده به نظر می‌رسید

خواسته ساده پسری که محال شد

توهم و رویایی که تو کوله من جا نمی‌شد

من عاشق زندگی سادم بودم

اشتباه و شوق و آرزوم بعد از مدرسه در راه خانه برایم آغاز می‌شد و در آغوش مامان و بابا تحقق پیدا می‌کرد

ولی حیف!

من ساده ادامه می‌دادم تکرار و بودن را

تنوع دور بود از خیالم

مثل آزادی که هر آدمی معنای متفاوتی از آن دارد چرا آزادی برای شما باید به قیمت مردن ما تمام می‌شد؟

کاش همه ما بلد بودیم قدر هم را بدانیم و خوشبختی را وارداتی معنی نکنیم

کاش اینجا بودید، پیش ما

با هم موشک می‌شنیدیم و مرگ می‌فهمیدیم

شاید دلخوری نداشته‌های شما با حسرت‌های ما یکی می‌شد و آن وقت آرزوی کمک بهتری از آدم‌های درست‌تری می‌کردید

من یاد شدم در تمام تکرار‌های به چشم آمده پدر و مادرم

من خواب شدم خوب و بد برای خانواده‌ام

من صدا شدم که امیدوارم خاموش نماند

من میناب شدم، معصوم و مات شده در بازی کثیف سیاست‌ای کاش جان ما مهم‌تر از صندلی قدرت آدم‌ها بود»

{$sepehr_key_211387}