بی‌معنا‌بودن توافق در سایه تهدید‌های آمریکا

در روز‌های اخیر، درباره ارسال بسته پیشنهادی از سوی آمریکا موسوم به چهارده‌ماده‌ای، اخباری منتشر شده است که می‌گویند این مفاد را با هدف توافق یا تفاهم‌نامه فرستاده‌ایم، اما تاکنون اطلاع‌رسانی رسمی درباره آن نشده، ولی به‌طور‌قطع می‌دانیم به چنین‌موردی و پیشنهاد‌هایی ایران هیچ‌گونه پاسخی نداده است.

با‌این‌حال، آنچه از فضای سیاسی و مواضع اعلامی برمی‌آید، نشان می‌دهد که در شرایط فعلی و با بدعهد‌ی‌های طرف مقابل، زمینه‌ای برای بررسی یا پذیرش چنین‌تفاهم‌نامه‌ای آن‌هم در سایه تهدید و فشار، وجود ندارد. علت این امر را باید نه صرفا در مفاد احتمالی آن، بلکه در بستر بی‌اعتمادی عمیقی جست‌و‌جو کرد که درپی تحولات اخیر و اقدامات جنایتکارانه و تجاوزگرانه آمریکا شکل گرفته است. 

اتفاقات اخیر بیانگر فقدان تغییر ملموس در رفتار آمریکا از ابتدای این جنگ تحمیلی تا‌کنون است که شاهد تعدی و اقدامات نظامی اخیر در تنگه هرمز بودیم؛ بنابراین طرح پیشنهاد‌های جدید بدون پذیرش مسئولیت و اصلاح رویکرد، نمی‌تواند مبنای گفت‌وگویی پایدار قرار گیرد؛ به بیان صریح‌تر، تا‌زمانی‌که در قبال تجاوزات و جنایت‌های رخ‌داده علیه ایران، پاسخی درخور ندهیم، سخن‌گفتن از توافقی تازه بی‌معناست.

در این چارچوب، تحولات میدانی در تنگه هرمز نیز معنایی فراتر گرفته و به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، در شرایط کنونی تحت مدیریت و کنترل نیرو‌های دریایی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و هرگونه تردد، به‌ویژه در شرایط امنیتی فعلی مستلزم هماهنگی با مراجع ایرانی است. 

پس هر گونه عبور‌و‌مرور صرفا با همکاری کامل ایران انجام می‌شود و هرگونه اقدام بدون هماهنگی یا مبتنی بر فشار و تهدید، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. ازسوی‌دیگر در روز‌های گذشته تلاش‌هایی برای ممانعت از تردد برخی شناور‌ها و حتی اقداماتی نظامی در حوالی جاسک و سواحل جنوبی خلیج فارس صورت گرفت که این اقدامات مصداق رفتار‌های تحریک‌آمیز و تجاوزکارانه تلقی می‌شود و واکنش متقابل نیز در چارچوب دفاع از حاکمیت و بازدارندگی تعریف می‌گردد و ما بلافاصله پاسخ قاطع دادیم. 

اگرچه ترامپ با رویکرد ادعا‌های کذب خود همواره سعی در وارونه‌جلوه‌دادن حقایق دارد، اما ایران هیچ‌گاه از حقانیت مواضع خود کوتاه نیامده و نخواهد آمد. از‌این‌رو تأکید بر این نکته که جمهوری اسلامی هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبوده، بلکه جنگ به آن تحمیل شده و پاسخ نیز به‌گونه‌ای داده شده که طرف مقابل انتظار آن را نداشته است، همواره باید گوشزد شود.

در سطحی کلان‌تر، ناکارآمدی نهاد‌های بین‌المللی در جلوگیری از تشدید تنش‌ها نیز محل انتقاد است. هنگامی که سازمان‌های مسئول در حفظ صلح و امنیت جهانی واکنش مؤثر و بازدارنده‌ای نشان نمی‌دهند، این برداشت تقویت می‌شود که در نظام بین‌الملل کنونی، موازنه قدرت بر قواعد حقوقی غلبه یافته و قانون جنگل حکم‌فرماست که متأسفانه در چنین‌فضایی، کشور‌ها ناگزیرند برای صیانت از منافع و امنیت خود، بیش‌از‌پیش بر توان بازدارندگی تکیه کنند.

{$sepehr_key_211632}

افزون‌بر‌این، در فضای داخلی کشور با شهادت رهبر شهید فرماندهان ارشد و جنایات روزافزون رژیم صهیونیستی و آمریکا پس از هفتاد روز همچنان احساسات عمومی برانگیخته و مطالباتی برای پاسخ قاطع و پرهیز از هرگونه سازش شتاب‌زده شکل گرفته و مردم همچنان در میدان حاضر و آماده هستند. 

در چنین بستری، طبیعی است که باید به هر پیشنهاد خارجی ـ حتی اگر در قالب چندین ماده تنظیم شده باشدـ با تردید جدی نگریسته شود؛ بنابراین مسئله اصلی نه شمار مواد یک پیشنهاد، بلکه میزان صداقت، تغییر رفتار و پذیرش مسئولیت از سوی طرف مقابل است. تا‌زمانی‌که این مؤلفه‌ها محقق نشود، تنگه هرمز همچنان نماد تقابل اراده‌ها باقی خواهد ماند؛ جایی که امنیت آن، در نگاه ایران، با اقتدار و مدیریت ملی تعریف می‌شود و نه با تهدید و فشار بیرونی.