فرایند جاری مذاکرات، امیدواری چندانی برای دستیابی به نتایج قطعی و مشخص بههمراه ندارد. این ارزیابی، با توجه به سوابق رفتاری طرف آمریکایی در روند مذاکرات، صورت میگیرد. تجارب گذشته نشان داده که عمده مذاکرات پیشین، بهجای آنکه زمینهساز توافقات پایدار و راهحلهای بنیادین باشند، بیشتر به بستری برای آمادهسازی مقدمات فشارهای جدید یا حتی در مقاطعی، زمینهچینی برای تحمیل درگیریهای نظامی (مانند تجربه جنگ تحمیلی) بدل شدهاند.
برایناساس، انتظار فعلی مبنی بر اینکه مذاکرات پیشرو بتواند به نتایجی منهای جنگ یا عاری از ریسکهای امنیتی نظامی منجر شود، با تردیدهای جدی مواجه است و چشمانداز روشنی برای حلوفصل مسالمتآمیز و پایدار مسائل، حداقل در چارچوب رویکردهای کنونی، متصور نیست. در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران بر عزم تزلزلناپذیر خود در دفاع از منافع ملی و اصول بنیادین تأکید میورزد.
در مقابل مفاد مطرحشده نیز ایران پیشنهادهای برحقش را داشته و از هیچکدام از حقوق مسلم خود کوتاه نخواهد آمد و عقب نخواهد نشست؛ بنابراین فشارهای دشمن که گاه با تهدید مستقیم نظامی نیز همراه است، نهتنها اراده ملت ایران را درهم نمیشکند، بلکه بر اقتدار و آمادگی دفاعی کشور افزوده است.
دراینمیان، رویکرد آمریکا که گاهی از گزینه جنگ بهعنوان اهرمی برای فشار در فرایندهای دیپلماتیک استفاده میکند، با هوشیاری و آمادگی کامل از سوی ایران مواجه است. از سویی تجربه تاریخی نشان میدهد که قدرتهای سلطه جو و آمریکاییها گاهی در مواجهه با مقاومت اصولی، از «تهدید جنگ» به عنوان یک تاکتیک فشار روانی و سیاسی بهره میبرند.
این رویکرد، با هدف القای وحشت، تضعیف روحیه مقاومت و واداشتن طرف مقابل به پذیرش خواستههای نامشروع، به کار گرفته میشود. در چنین شرایطی، ایالاتمتحده ممکن است در صورت عدم دستیابی به توافق دلخواه خود و با اتکا به توان نظامی برتر، ایده استفاده از جنگ را به عنوان بخشی از استراتژی فشار خود مدنظر قرار دهد؛ اما پاسخ ایران به چنینرویکردی، بر پایه بازدارندگی فعال و آمادگی همهجانبه استوار است.
ایران نهتنها دربرابر هرگونه تجاوز نظامی، از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود با قاطعیت دفاع خواهد کرد، بلکه توانایی ایجاد هزینههای بسیار سنگین برای متجاوز را نیز داراست. این آمادگی، شامل توسعه ظرفیتهای موشکی، پهپادی، دفاع هوایی و دریایی و همچنین آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع در هر نقطه از قلمرو کشور و حتی فراتر از آن میشود. ایران هیچگاه آغازگر جنگ نبوده، اما در دفاع از خود، تردیدی به خود راه نخواهد داد.
مواجهه با تهدید جنگ، تنها به توانمندیهای نظامی محدود نمیشود. ایران با اتکا به اقتدار منطقهای خود، در قالب همکاریهای دفاعی و سیاسی با متحدان و همچنین با حفظ امنیت خطوط ارتباطی حیاتی مانند تنگه هرمز، یک جبهه مقاومت منطقهای را شکل داده است. این اقتدار، قدرت مانور آمریکا را محدود کرده و هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را بهشدت افزایش میدهد.
ازسویدیگر، مقاومت اقتصادی ایران که در سالهای اخیر با تکیه بر خودکفایی و نوآوری حاصل شده، توانایی کشور را برای تحمل فشارهای احتمالی ناشی از درگیری نظامی یا تشدید تحریمها، تقویت کرده است. ایران با اتکا به ظرفیتهای داخلی، کمتر تحتتأثیر فشارهای اقتصادی خارجی قرار میگیرد و این امر، گزینههای آمریکا را برای استفاده از جنگ به عنوان اهرم فشار، محدود میسازد. ایران در کنار آمادگی دفاعی، همواره بر دیپلماسی فعال و مبتنی بر احترام متقابل تأکید دارد.
{$sepehr_key_211949}
رویکرد تهران در قبال مذاکرات، شفافیت استراتژیک و پایبندی به اصول است. ایران از مذاکره ابایی ندارد، اما هرگز بر سر اصول حقه خود معامله نخواهد کرد و کوتاه نخواهد آمد؛ جمهوری اسلامی ایران، با اتکا به قدرت درونی ملت، توانمندیهای دفاعی روزافزون و دیپلماسی مبتنی بر اصول، خود را برای مقابله با هرگونه سناریویی، از جمله استفاده احتمالی از گزینه جنگ به عنوان ابزار فشار از سوی آمریکا، آماده ساخته است.
این آمادگی، نه برای آغاز درگیری، بلکه برای بازدارندگی مؤثر و حفظ صلح و ثبات در چارچوب منافع ملی و منطقهای است. اقتدار ایران که از دل مقاومت و خودباوری برآمده، تضمینکننده استقلال، امنیت و سربلندی این کشور در برابر تمامی تهدیدها خواهد بود و دراین راستا بمباران توئیتی تهدیدآمیز و حتی گزینه تهاجم مستقیم نظامی نیز برای ایران ایجاد رعب نخواهد کرد.