به گزارش شهرآرانیوز؛ ۱۷ دی برای زنان تاریخ معاصر ایران یک تاریخ دوگانه و پرمعناست. در ۱۷ دی ۱۳۱۴، رضاشاه قانون کشف حجاب را تصویب کرد؛ سیاستی تحمیلی و آمیخته با خشونت دولتی که «آزادی زن» را با کشیدن چادر از سر زنان معنا میکرد. اما تاریخ، همیشه آنگونه که در تقویمها خلاصه میشود پیش نمیرود. ۴۲ سال بعد، درست در همان روز و در همان شهر، زنان محجبه مشهد به خیابانها آمدند تا هم اعتراض خود را نشان دهند و هم بر حق پوشش و باورهای دینی خود پای بفشارند.
{$sepehr_key_212676}
جرقه گسترش این خیزش عمومی را دستنشاندههای حکومتی زدند که در مقالهای توهینآمیز به امامخمینی (ره) در روزنامه اطلاعات، خشم علما و مردم را برانگیخته بودند. در شرایطی که همه منتظر عکسالعمل مردان و روحانیون بودند، این زنان پیشدستی کرده و به خیابانها ریختند. آنها این حرکت را در روزی آغاز کردند که همزمان، گروهی از زنان بیحجاب برای نکوداشت سالگرد کشف حجاب، تاج گل نثار مجسمه رضاشاه میکردند.
در شرایطی که فضای سیاسی کشور زیر سایه خفقان و کنترل امنیتی قرار داشت، گروهی متشکل از حدود ۱۲۰ نفر از زنان مشهد، که بیشترشان دانشجویان مدارس علمیه بودند، با برگزاری راهپیمایی آرام، سکوت حاکم بر فضای عمومی را شکستند. آنها با در دست داشتن قرآن و پلاکارد، خیابانهای خسروینو، شاهرضا و نادری را پیمودند و خود را به میدانشاه رساندند. شعارشان روی پارچهای سفید نوشته شده بود: «ما زنان مسلمان خراسان، آزادی خواهران دربند را خواهانیم.»
یکی از زنان حاضر در آن روز چنین روایت میکند: «در سرمای دیماه، هنگامی که انگشتانمان از سرما سیاه شده بود، با چادر از کوچهها بیرون آمدیم... مسیر راهپیمایی از فلکه آب آغاز شد و با حدود ۱۵ نفر آهسته و پیوسته حرکت کردیم و کمکم بر تعدادمان افزوده میشد. پرچمی را باز کردند با نوشته: ما زنان ایران، این روز را روز خود میدانیم.»
فاطمه فکور یحیایی، یکی دیگر از شرکتکنندگان، نیز از آن روز اینطور یاد میکند: «تظاهرات را از حسینیه نخودبریزها آغاز کردیم. گروهی هم پوشیه زده بودیم تا شناسایی نشویم. به چهارراه نادری که رسیدیم، ساواک یورش آورد و چند نفر را دستگیر کرد. یورش که آغاز شد، به داخل کوچهای پیچیدم و چادر سیاهم را با یک چادر رنگی که همیشه برای همین مواقع همراهم بود، عوض کردم».
فاطمه اعتمادی، از شاهدان عینی این قیام هم روایت میکند: «من و یکی از خانمها صبح زود پرچم برداشتیم و رفتیم جلو کوچه چهارباغ ایستادیم. ۱۵ نفر که شدیم، آهستهآهسته حرکت کردیم... نزدیک بازار سرپوشیده بودیم که از دور دیدم خودروهای ارتشی به سمت ما میآیند. به آن خانمهایی که قرار بود در میدان مجسمه گل نثار مجسمه کنند، خبر رسانده بودند که خانمهای محجبه دارند با چوبوچماق نزدیک میشوند.»
پاسخ رژیم پهلوی به این حرکت مسالمتآمیز، اما چه بود؟ حمله نیروهای امنیتی، ضربوشتم و بازداشت ۱۷ زن در کوچه نو، جنب اداره ثبت. اعتمادی ادامه میدهد: «آنها داد میزدند "مردم! دست از استقامت برندارید! "... همین سبب شد که مأموران بهسمت تظاهرکنندگان حمله کنند و زنها را با باتوم بزنند.»
این سرکوب، اما نتیجه معکوس داد. کارشناسان معتقدند پس از این رخداد، جو خفقانی که از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در مشهد حاکم بود، ناگهان شکست. آتش انقلاب در دل مردان روشن شد و افرادی که تا پیش از این از مبارزه آشکار با رژیم تردید یا ترس داشتند، جسارت پیدا کردند. به تعبیر رهبر شهید انقلاب، این یک «حرکت عمومی بانوان» بود که «مردان را به میدان کشاند» و جرقههای اعتراضات سراسری را شعلهور ساخت. دو روز بعد، ۱۹ دی ۱۳۵۶، مردم قم ـ زن و مرد ـ به خیابان آمدند و مسیر انقلاب شتاب گرفت.
کتاب «روز آزادی زن»، تاریخ شفاهی این قیام، در ۸ فصل خاطرات بازماندگان و شاهدان عینی را ثبت کرده است. قیام ۱۷ دی ۱۳۵۶ مشهد اثبات کرد که زنان این شهر، از همان شیرزنان نوغان تا دختران محجبه معاصر، همواره در صف مقدم پاسداری از هویت دینی و ملی خود ایستادهاند.
برای مطالعه بیشتر به کتاب «روز آزادی زن: تاریخ شفاهی قیام ۱۷ دی زنان مشهد»، تحقیق ملیحه بخشینژاد، سمیه ذوقی و ندا ترکمنچه، انتشارات راه یار، ۱۳۹۸؛ مراجعه نمایید.
شهربانو در یک مجموعه گزارش هفتقسمتی، کنشگری زنان را در تاریخ و هویت مشهد، از روز شهادت امام رضا(ع) تا امروز مرور میکند؛ روایتی ۱۲۰۰ ساله از پاسداری زنانه که اینک در حضور حماسی دختران و بانوان در خیابانها، دوباره جان گرفته است؛ بخش سوم این گزارش فردا منتشر خواهد شد.
{$sepehr_key_212675}