در تقویم ولایت و شهادت، نامی میدرخشد که نهتنها با غم شهادت که با نور دانش و کمال اخلاقی، قرون متمادی است که مسیر زندگی مؤمنان را روشن کرده است. نهمین شهادت در سلسله شهادتهای ائمه اطهار (ع)، شهادت نهمین پیشوای شیعیان، حضرت محمدبنعلی، ملقب به «جوادالائمه» (بخشندهترین امام) است.
ایشان درحالی مزارشان در کاظمین بر زمین نشسته است که میراثی از جنس «علم»، «اخلاق» و «انصاف» را به جهانیان هدیه دادهاند. لقب «جواد» که به سخاوت و بخشش ایشان اشاره دارد، تنها به معنای بخشش مال نیست، بلکه نماد بخشندگی روح، دانش و بخشش قلب دربرابر خطاهای دیگران است.
این نوشتار با رویکردی اخلاقی و تربیتی، به تشریح و تفصیل دو محور کلیدی از سیره آن امام همام میپردازد که میتواند نقشه راهی برای اصلاح فردی و اجتماعی در دنیای امروز باشد.
امام جواد (ع) در حدیثی شریف به سه رکن اساسی برای جلب محبت الهی و انسانی اشاره میفرمایند: «ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّه: الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَه، وَ الْمُواساه فِى الشِّدِّه، وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْبٍ سَلیم». ترجمه دقیق و کاربردی این سه خصلت این است: «انصاف در معاشرت، همدردی و مشارکت در سختیها، و روی آوردن و بازگشت بهسوی دلهای پاک و سالم.» (کشفالغمه، ج۲، ص۳۴۹)
در جامعه امروزی که پدیده «انزوا» و «تنهایی اجتماعی» رواج یافته است، این حدیث مانند نسخهای شفابخش عمل میکند. انصاف یعنی رعایت حقوق دیگران حتی وقتی که میتوان از ضعف آنها سوءاستفاده کرد. در خانواده، محیط کار و شبکههای اجتماعی، انصاف یعنی قضاوت کردن براساس واقعیت، نه براساس شایعه یا احساسات لحظهای. انصاف، پایه «اعتماد» است و بدون اعتماد، هیچ رابطه اجتماعی پایدار نخواهد ماند. وقتی فردی احساس کند که با او منصفانه رفتار شده است، گارد دفاعی خود را میبندد و قلبش گشوده میشود.
همدلی واقعی در روزهای خوشی، آسان است، اما ارزش انسان در روزهای سخت مشخص میشود. امامجواد (ع) تأکید میکنند که محبت با «حضور در بحران» خریداری میشود. این یعنی در غمهای دوستان، همدم بودن؛ در مشکلات مالی، یاری رساندن (هرچند اندک)؛ و در تنهایی، تسلی بخشیدن. این کار، پیوند عاطفی را از سطح به عمیقترین لایههای روحی ارتقا میدهد.
در ادامه امام فرمودهاند که باید بهسوی «قلب سالم» رجوع کرد. این یعنی در جامعهای که آلودگیهای اخلاقی زیاد است، ما باید کسانی را انتخاب کنیم که پاکی درون دارند و با آنها ارتباط برقرار کنیم. این کار مانند تصفیه هوای شهر با کاشت درختان پاککننده هواست. معاشرت با افراد سالم، باعث سرایت آرامش و اخلاق نیک به خودمان میشود و از ورود زبالههای روحی به زندگیمان جلوگیری میکند.
{$sepehr_key_212993}
یکی از عمیقترین تحلیلهای اجتماعی امامجواد (ع) درباره ماهیت ظلم است. ایشان ظلم را یک فعل فردی نمیدانند، بلکه آن را زنجیرهای از مشارکت میشمارند: «العامِلُ بِالظُّلْمِ، وَ الْمُعینُ لَهُ، وَ الرّاضی بِهِ شُرَکاء: کسی که ظلم میکند، کسی که به او یاری میرساند و کسی که به ظلم رضایت دارد، همگی شرکای جرم هستند.» (کشفالغمه، ج۲، ص۳۴۸)
این حکمت علمی و اخلاقی، هشدار بزرگی است به جامعهای که در آن، سکوت دربرابر بدی، همپیمانی با بدی محسوب میشود. با این روایت، سقوط «توهم بیطرفی» حاصل میشود؛ زیرا بسیاری از افراد فکر میکنند اگر خودشان ظلم نکنند، کافی است. اما امامجواد (ع) نشان میدهند که «رضایت» به ظلم، نوعی تأیید و تقویتکننده آن است.
وقتی ما دربرابر فساد، تبعیض یا بیعدالتی سکوت میکنیم، به ظالم میفهمانیم که جامعه، اجازه ادامه این مسیر را به او میدهد. این سکوت، نوعی «همدستی منفعلانه» است. این حدیث، ساختار سلسلهمراتب فساد را آشکار میکند. یک ظالم بهتنهایی نمیتواند نظام فساد را حفظ کند؛ او نیاز به کسانی دارد که به او کمک کنند (کمککننده مستقیم) و کسانی که از آن سود ببرند یا آن را تأیید کنند (راضی به آن).
بنابراین، مبارزه با ظلم، تنها وظیفه قوهقضاییه نیست، بلکه وظیفه هر شهروند است. این آموزه به ما میآموزد که باید دائما نیتها و اعمال خود را رصد کنیم. آیا ما با خرید محصولات تولیدشده توسط کارگران استثمارشده یا با تأیید اخبار کذب در فضای مجازی، به زنجیره ظلم، اضافه میکنیم؟ جوادالائمه (ع) به ما میآموزند که «مسئولیتپذیری» یعنی پذیرش تقصیر در هر نقطه از زنجیره فساد که ممکن است در آن نقش داشته باشیم.