به گزارش شهرآرانیوز؛ در کمتر از یک هفته، پکن به مهمترین ایستگاه دیپلماسی جهان تبدیل شده است؛ ابتدا سفر غیرمنتظره و پر سر و صدای دونالد ترامپ به چین و حالا خبر سفر قریبالوقوع ولادیمیر پوتین در ۳۰ اردیبهشت به پکن برای دیدار با شی جین پینگ. این همزمانی، صرفاً یک اتفاق تقویمی نیست؛ بلکه نشانهای روشن از انتقال تدریجی مرکز ثقل سیاست جهانی از واشنگتن به پکن است. در شرایطی که جنگ ایران، بحران انرژی، جنگ اوکراین، رقابت تکنولوژیک و بازآرایی نظم اقتصادی جهان همزمان جریان دارد، چین حالا به بازیگری تبدیل شده که هم آمریکا به آن نیاز دارد، هم روسیه، و هم بازیگران منطقهای مانند ایران نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.
سفر سه روزه دونالد ترامپ به پکن، در ظاهر با محور تجارت، تعرفهها و تنشهای فناوری میان آمریکا و چین تعریف شده بود، اما رسانههای بینالمللی خیلی سریع نشان دادند که پرونده اصلی، جای دیگری است: ایران.
روزنامه گاردین نوشت ترامپ در سفر به چین نتوانست در سه پرونده اصلی یعنی ایران، تایوان و رقابت هوش مصنوعی به دستاورد ملموسی برسد. این رسانه تاکید کرد که واشنگتن امیدوار بود پکن از نفوذ اقتصادی خود بر تهران برای کاهش تنشهای منطقهای و باز شدن تنگه هرمز استفاده کند، اما نتیجه ملموسی حاصل نشد.
رویترز نیز گزارش داد که ترامپ با هیأتی سنگین از مدیران اقتصادی از جمله مدیران شرکتهای فناوری وارد پکن شد؛ نشانهای از اینکه کاخ سفید در بحبوحه فشارهای داخلی اقتصادی، به دنبال امتیازهای سریع اقتصادی بود.
اما مسئله مهمتر این بود که واشنگتن برای نخستین بار با واقعیتی جدید مواجه شد:
آمریکا دیگر در همه بحرانهای جهانی، بازیگر تعیینکننده بلامنازع نیست.
ترامپ به پکن رفت، چون میداند: چین بزرگترین خریدار انرژی خاورمیانه است، چین نفوذ اقتصادی قابل توجهی بر ایران دارد، چین در بحران اوکراین نیز به بازیگری اجتنابناپذیر تبدیل شده و اقتصاد آمریکا همچنان از شوکهای انرژی آسیبپذیر است.
مارکت واچ نیز نوشت شکست نسبی این سفر، بازارهای جهانی را نگران کرد و قیمت نفت دوباره صعودی شد؛ زیرا معاملهگران فهمیدند بحران هرمز هنوز حل نشده است.
پیام اصلی سفر ترامپ می تواند چنین باشد که آمریکا به چین رفت، چون دیگر نمیتواند چین را صرفاً رقیب ببیند؛ حالا به آن نیاز هم دارد.
حالا تنها چند روز بعد از خروج ترامپ از پکن، نوبت ولادیمیر پوتین است.
روزنامه صبح جنوبی چین گزارش داده سفر پوتین در ۲۰ می (۳۰ اردیبهشت) انجام خواهد شد؛ سفری که شاید کوتاه باشد، اما از نظر ژئوپلیتیکی بسیار سنگین است.
این سفر چند سناریوی مهم دارد:
سناریوی اول: هماهنگی درباره جنگ اوکراین
روسیه به شدت به بازار چین نیاز دارد؛ چه در فروش انرژی، چه در دور زنی تحریمها و چه در تامین برخی فناوریها.
سناریوی دوم: هماهنگی درباره ایران
مسکو میداند بحران ایران میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید.
افزایش قیمت نفت به سود روسیه است، اما جنگ گسترده در خاورمیانه میتواند مسیرهای تجاری و انرژی روسیه را نیز مختل کند.
سناریوی سوم: پاسخ غیرمستقیم به سفر ترامپ
این سفر میتواند پیام واضحی به واشنگتن باشد:
«اگر آمریکا میخواهد چین را از روسیه جدا کند، موفق نشده است.»
سناریوی چهارم: بلوک اقتصادی ضدغرب
احتمال دارد مذاکرات دربارهشی و پوتین بر مواردی چون: یوان در تجارت دوجانبه، توسعه بریکس، مسیرهای حملونقل جدید و مقابله با دلار در دستور کار باشد.
بزرگترین برنده این تحولات، بدون تردید چین است.
پکن در حال ساخت تصویری جدید از خود است. تصویری که: نه صرفاً یک قدرت اقتصادی، بلکه مدیر بحرانهای جهانی خواهد شد.
چین اکنون همزمان آماده است تا با آمریکا مذاکره کند، با روسیه همکاری استراتژیک دارد، با ایران روابط انرژی دارد، با اروپا روابط تجاری را حفظ کرده و در خاورمیانه نقش میانجیگر را تقویت کرده است.
بعد از توافق تاریخی ایران و عربستان با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳، حالا پکن میخواهد نشان دهد که میتواند در پروندههای بزرگتر نیز نقش ایفا کند.
این همان چیزی است که بسیاری از تحلیلگران غربی از آن با عنوان ظهور نظم پسا آمریکایی یاد میکنند.
و اما مهمترین بخش ماجرا برای تهران. در سفر ترامپ، ایران یکی از محورهای اصلی گفتوگو بود. در سفر پوتین نیز احتمالاً ایران یکی از پروندههای مهم خواهد بود.
این یعنی:
ایران از یک بازیگر منطقهای، به متغیری تعیینکننده در معادلات قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. این وضعیت هم فرصت است و هم تهدید.
فرصتها:
افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران
نقش حیاتی در انرژی جهانی
اهمیت کریدورهای منطقهای
افزایش نیاز قدرتها به تعامل با تهران
تهدیدها:
تبدیل شدن به موضوع معامله قدرتهای بزرگ
افزایش فشارهای دیپلماتیک
احتمال شکلگیری توافقات بدون حضور فعال ایران
اگر تهران نتواند دیپلماسی فعالی را همزمان با مسکو، پکن، کشورهای عربی و حتی اروپا پیش ببرد، ممکن است دیگران درباره آینده منطقه تصمیم بگیرند.
شاید مهمترین تصویر این روزهای جهان این باشد:
دونالد ترامپ از واشنگتن به پکن میرود.
چند روز بعد ولادیمیر پوتین نیز راهی همان مقصد میشود؛ و در میانه این رفتوآمدها، شی جین پینگ آرام، کمحرف و محاسبهگر نشسته و نظاره میکند که جهان چگونه برای حل بحرانهایش به در خانه چین آمده است.
حال،سؤال بزرگ این است:
در نظمی که در پکن در حال بازتعریف است، ایران میخواهد صرفاً موضوع گفتوگو باشد یا یکی از معماران معادله جدید؟
{$sepehr_key_213024}
{$sepehr_key_213025}
{$sepehr_key_213026}
{$sepehr_key_213027}