به گزارش شهرآرانیوز؛ دنداندرد است. یکی از چند دندان باقیماندهاش سر ناسازگاری برداشته، آن هم وقتی که دو ماه اجاره خانه عقبافتاده دارد. در دو هفته گذشته دو روزی کار گیرش آمده، اما اگر هیچ خرجی نکند، میتواند فقط یک ماه اجاره عقبافتاده را بدهد. «مگر چقدر اجاره میدهید؟» تلخ خند به همراه سری که به یکسو خم میشود، جای خالی دندانهای زیادی را نشان میدهد.
درد دارد، هم دندانش، هم روزگارش. «۴ میلیون تومان» نباید واکنشی از تعجبمان بگیرد، شاید هم چنین حسی گرفته که ادامه میدهد: «همین ۴ تومان هم سخت است، کار نیست، باشد هم نصیب جوانترها میشود. خرج زیاد است.» در صورتش دقیق میشویم. چند سال دارد؟ چروکهای عمیق پیشانی، گوشه چشمها، صورت آفتابسوخته، بدنی نحیف. شاید بیشتر از ۵۵ سال. خانه که ندارد هیچ، کار هم ندارد.
محل دیدارمان مشاوره املاک یا به قول مردمان همان محله بنگاهی در حاشیه شهر است و موضوع گزارش، افزایش اجاره بها. سرسام آور، بی رحمانه، «نجومی». هرکدام از این واژهها را میتوان در توصیف میزان افزایش اجاره خانه در این روزها نوشت. گویی امسال اجاره قصد دارد همه سبد هزینه خانوار را ببلعد. آن هم در روزهایی که گرانی فقط بر سرپناه هجوم نیاورده و سایه جنگ، معیشت خانوادهها را به تاریکی کشانده است. مردم چه میکنند؟
از آب رفتن متراژ و انتخاب خانههایی با کیفیت پایینتر بگیرید تا تغییر محله و رفتن به مناطقی ارزانتر نسبت به مکان فعلی زندگی خود. اما آنهایی که سالها قبل، وقتی مشکل بر مشکل تأمین مسکن تلنبار میشد و هیچ کس به فکر نبود به حاشیه رانده شدند، حالا با رسیدن پای گرانی افسار گسیخته اجاره بها به این مناطق و کسادی بازار کار و هجوم بیکاری، هر روز با این سؤالها روبه رو هستند؛ «اجاره یا خوراک؟ اجاره یا درمان؟ اجاره یا...؟»
معمولا تابستان را فصل جابه جایی میگویند. مدرسهها تعطیل میشود، روزها بلند است و زمان مساعد برای پروسه نفس گیر جابه جایی، اما حالا که مدرسهها چندماهی است در ظاهر غیرحضوری برگزار میشوند ولی در واقعیت فرق چندانی با تعطیلی ندارند، بازار اجاره نسبت به همین زمان در سال گذشته داغتر شده است. البته تنها دلیل آن تعطیلی مدارس نیست.
دلیل مهم تری هم وجود دارد. گرانی بر سر خانههای اجارهای آوار شده است. بسیاری از صاحب خانهها چندماهی زودتر به مستأجران خبر افزایش اجاره بها را دادهاند که اگر قصد تخلیه دارند از حالا به فکر باشند. برخی مستأجران هم در این دوراهی، راهی بازار شدهاند تا شاید سرپناهی پیدا کنند که با دخل وخرجشان جور شود. همین بازار را داغتر کرده است. البته در این بین هستند صاحب خانههایی که اگر بتوانند بار تورم تحمیلی را تحمل کنند، منصفانهتر با مستأجر کنار بیایند و خلاف جهت بازار و هجوم گرانی حرکت کنند، اما شالوده بازار بر گرانی چیده شده است.
این اولین گزارش اقتصادی از مجموعه گزارشهای شهرآرا درباره اجاره خانه در سال ۱۴۰۵ است. از حاشیه شهر و مناطق کم برخوردار شروع کردیم. از جایی که افزایش اجاره بها بر گرده مردمان این منطقه بیشتر از هر نقطه دیگری فشار میآورد.

برمی گردیم به بنگاهها در خیابانهای انتهایی پنجتن. «۲ تومان میدادم، امسال گفت ۴ تومان، نه اینکه فکر کنید از خانههایی که شما مینشینید.» تپش قلب، تعریق کف دست و هجوم احساس غم، واکنش بدن به این جمله بی قصد و غرض است. دنبال حرفش را مشاور املاک میگیرد. «۴۰ متر آخر کوچه یک متری. هر روز میآید اینجا مینشیند، بیکار. میگوید کار بود خبرش کنیم. نیست. اگر میخواهید برویم خانه را ببینید.»
مرد صاحب خانه با سر تأیید میکند، اما نگاهش نگران میشود. شاید دارد به چهارگوشه خانه ساده اش فکر میکند و اینکه آیا همسر و دو فرزندش آمادگی مهمان دارند یا نه. پیشنهاد بنگاه دار را رد میکنیم، اما میخواهیم چند خانه که قصد دارند اجاره بدهند را بازدید کنیم تا تصویر دقیق تری از وضعیت افزایش اجاره بها در مناطق کم برخوردار به دست آوریم.
خانه اولی که در آن قدم میگذاریم، مستأجر از خیر خانه گذشته است. چهاردیواری حدود ۵۰ متر. ورودی خانه حدود یک در یک ونیم متر است برای عبور از آن باید نوبت را رعایت کنیم. یک آشپزخانه کوچک که با نیم دیواری گچی و شاید ۴ کابینت از نشیمن جدا شده است.
در ادامه این نشیمن که حضور ۳ نفری ما به همراه خانم و آقای مستأجر آن را پر کرده است، اتاقی بسیار کوچک قرار دارد که دو پسربچه بازیگوش با ورود ما در آن پنهان شدند و درنهایت یک حیاط خلوت با ابعاد ورودی خانه که در آن دست شویی و حمام به سختی جا شدهاند. قیمتی که صاحب خانه برای این خانه در پنجتن ۵۴ در نظر گرفته ۲۰۰ میلیون تومان رهن و ۴ میلیون تومان اجاره است.
از بنگاه می خواهیم خانهای ارزانتر نشانمان دهد. کمی در کوچه پس کوچههای این خیابان میچرخیم. شاخ وبرگ درخت توت از حیاط خانه و از بالای دیوارهای کوتاه آن به کوچه رسیده است. زیباست، اما تنه همین درخت نه چندان بزرگ تقریبا یک گوشه حیاط را پر کرده است. پیرزن صاحب خانه با روسری بزرگ سفید و گلهای قرمز با گرهی به رسم کردها به استقبالمان میآید.
تنهاست و یک اتاق در گوشه دیگر حیاط کوچک، خوابگاه او. حمام و سرویس بهداشتی برای مستأجر و صاحب خانه اشتراکی است و آن هم گوشه دیگر حیاط را گرفته است. اینجا مستأجر یک اتاق دارد به همراه چند کابینت رنگ و رو رفته در کنار نشیمن. برای اجاره این خانه ۵۰ میلیون تومان رهن به همراه ۴ میلیون تومان اجاره پیشنهاد میشود.
از خیابان پنجتن بگذریم. به بلال و انتهای خیابان خواجه ربیع برویم. اینجا هم اجارهها سر به فلک گذاشته است. بگذارید چند نمونه بدون توصیف مفصل بگوییم. آپارتمان ۶۰ متری، ۹ سال ساخت با یک اتاق خواب در خیابان بلال ۴۰۰ میلیون تومان رهن با یک میلیون تومان اجاره. اگر از خیر آپارتمان بگذریم و از بنگاهی یک مورد ارزانتر بخواهیم، به ما پیشنهاد یک سوئیت ۵۰ متری، ۲۵ سال ساخت و همکف را میدهد. ۵۰ میلیون تومان رهن، ۳ میلیون تومان اجاره.
اجاره بها برای خانههایی که سن کمتری داشته باشند با ویژگیهای معمول یک خانه مانند سرویس بهداشتی و حمام شخصی در محیط خانه به همراه حداقل یک اتاقخواب قیمتهای بیشتری دارد. تقریبا همه مشاوران املاک در این مناطق میگویند که اینجا صاحب خانهها به دنبال رهن بیشتر هستند، چون معمولا اقشار ضعیف بعد از چند ماه توان پرداخت همان اندک اجاره را هم ندارند.
{$sepehr_key_213288}
سهم اجاره در سبد خانوار چقدر است؟ هر کس عددی میگوید و گاهی اعداد و ارقام آماری با واقعیت فاصله پیدا میکند، اما درمجموع برخی دادههای آماری نشان میدهند که سهم مسکن در سبد هزینه خانوار در کلان شهرهایی مانند مشهد به بیش از ۵۰ تا ۷۰درصد رسیده است.
موضوع نگران کننده اینجاست که در دهکهای ۱ تا ۳ که عمدتا شامل کارگران روزمزد، نیروهای خدماتی و قشر آسیب پذیر جامعه میشوند، سهم اجاره از کل مخارج نسبت به دهکهای دیگر بالاتر است. بگذارید معادله را از آخر به اول برویم. اگر حداقل اجاره یک خانه معمولی با امکانات اولیه در مناطق کم برخوردار مشهد، خوش بینانه حدود ۱۵ میلیون تومان (بدون پول پیش به سختی پیدا میشود) باشد، چقدر از درآمد یک کارگر را خواهد بلعید؟
حداقل حقوق یک کارگر ساده حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. اگر دو فرزند داشته باشد با کمی سابقه کار و کارفرما همه حق و حقوق را به او بدهد، شاید تا حدود ۳۰ میلیون تومان بالا برود، این یعنی ۵۰ درصد درآمد. باقی مانده مبلغ باید هزینههای حیاتی دیگری مانند خوراک، پوشاک، درمان و حمل ونقل را پوشش دهد که عملا با وجود این تورم بعید به نظر میرسد.
درمجموع از منظر اقتصادی، وقتی که بیش از نیمی از درآمد صرف مسکن شود، امکان پس انداز از بین میرود. در چنین شرایطی، این خانوارها تنها با یک شوک ناگهانی مانند بیماری، تصادف یا تعمیرات اساسی، از مرز فقر عبور کرده و به زیر خط فقر سقوط میکنند.
صادق عابدزاده سعیدی، کارشناس حوزه مسکن، درباره عوامل افزایش اجاره بها به ویژه در حاشیه شهر مشهد میگوید: مسکن، تابعی از بازار و اجاره نیز تابعی از قیمت در بازار خرید وفروش است. وقتی در بازار شاهد تورمهای بالا هستیم، تأثیر آن در بازار مسکن و اجاره هم بدیهی است. براساس گزارش مرکز آمار در فروردین، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور ۷۵ درصد بود و تورم نقطه به نقطه خوراکیها ۱۱۵ درصد است. این تورمها تأثیرش را در بازار ملک هم میگذارد.
او ادامه میدهد: عدهای دریافت اجاره، منبع درآمدشان است. آنها معمولا میخواهند که تورم وارد شده بر سفره خود را با اجاره جبران کنند، یعنی بخشی از تأمین هزینه هایشان را از این طریق انجام دهند.
این کارشناس بازار مسکن با اشاره به افزایش تقاضای اجاره در مناطق کم برخوردار، میافزاید: باتوجه به افزایش اجاره در همه مناطق، بسیاری از مستأجران به دلیل ناترازی درآمد با هزینههای زندگی به سمت مناطق کم برخوردار و حاشیه میروند، چون قدرت پرداخت اجاره خیلی از افراد در این مناطق است. به همین دلیل تقاضا برای این نقاط افزایش یافته است.
عابدزاده سعیدی با تأکید براینکه افزایش تقاضا ازجمله دلایل مهمی است که شاهد افزایش قیمت اجاره در حاشیه شهر هستیم، میگوید: شاید ۳ سال پیش در این مناطق هر ۱۰ ملک ۵ متقاضی داشت، اما اکنون هر ۱۰ ملک ۲۰ متقاضی دارد، به ویژه خانههایی که کمی شرایط بهتری دارند.
او میافزاید: این یک سوی ماجراست، همان طور که اشاره کردیم دلیل دیگر، تأثیر تورم در بازار است که روی اجاره هم اثرگذار است. توجه به نوسانات به ویژه در چند ماه گذشته که قیمتها افزایش یافت و تورم زیادی تجربه کردیم، اجاره هم به تبع آن بالا رفت به ویژه که به فصل اجاره هم نزدیک میشویم.
{$sepehr_key_213289}