به گزارش شهرآرانیوز؛ نهمین امام شیعیان، حضرت امام محمد بن علی الجواد (ع)، در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری در مدینه متولد شدند. ایشان پس از شهادت پدر بزرگوارشان، امام رضا (ع) در سال ۲۰۳ هجری، در حالی به مقام امامت نائل آمدند که تنها حدود ۸ سال سن داشتند. این رویداد برای اولین بار در تاریخ امامت شیعه رخ میداد و چالشهای متعددی را در میان پیروان اهل بیت (ع) ایجاد کرد.
با شهادت امام رضا (ع)، برخی از شیعیان به دلیل سن کم حضرت جواد (ع) دچار تردید شدند و به دنبال فرد دیگری برای امامت گشتند. با این حال، اکثریت شیعیان به واسطه برتری علمی و پاسخهای قاطع ایشان به مسائل دشوار، امامت آن حضرت را پذیرفتند.
در منابع روایی، پاسخ روشن امام رضا (ع) به کسانی که سن کم فرزندشان را نشانه ناتوانی میپنداشتند، به وضوح ثبت شده است. بر اساس نقل «إثبات الوصیة»، علی بن اسباط روایت میکند که امام جواد (ع) به او فرمود: «أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَمَا جَعَلَ فِی الْأَنْبِیَاءِ مِنَ الدَّلَائِلِ فَکَذَلِکَ جَعَلَ فِی الْأَئِمَّةِ وَ قَالَ: وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا؛ آیا ندانستهای که خداوند همان گونه که در پیامبران نشانههایی قرار داد، در امامان نیز چنین کرده و فرموده: «و ما به او در کودکی فرمان دادیم» (سوره مریم، آیه ۱۲) و نیز فرموده: «و، چون به رشد کامل خود رسید، او را حکمت و دانش عطا کردیم» (سوره یوسف، آیه ۲۲). پس ممکن است برخی در کودکی به مقام داوری و حکمت برسند و برخی پس از چهل سالگی.»
امام رضا (ع) نیز پیش از شهادت، در پاسخ به معمر بن خلاد که درباره فرزندش پرسیده بود، به داستانهای قرآنی حضرت یحیی (ع) که در کودکی به مقام نبوت رسید و حضرت عیسی (ع) که در گهواره سخن گفت، استناد میکردند.
یکی از مهمترین رویدادهای دوران امامت حضرت جواد (ع)، مناظره با یحیی بن اکثم، قاضیالقضات عباسی، در مجلس مأمون بود. بر اساس نقل شیخ طبرسی در کتاب «الاحتجاج»، سبب برگزاری این مناظره، پیشنهاد ازدواج مأمون با دخترش «امالفضل» و مخالفت درباریان بود. مأمون برای اثبات شایستگی امام (ع)، پیشنهاد آزمون علمی ایشان را داد.
امام (ع) در حالی که تنها ۱۲ سال داشتند، در این مجلس شرکت کردند. یحیی بن اکثم ابتدا سوالی پیچیده درباره حکم محرمی که شکار میکند مطرح ساخت. حضرت به جای پاسخ مستقیم، با طرح شروط متعدد (محل شکار، آگاه یا نادان بودن، عمدی یا سهوی بودن، نوع شکار و...) نشان دادند که سوال به صورت مطلق قابل پاسخ نیست. سپس ایشان پاسخ حکم هر حالت را به تفصیل بیان فرمودند.
شیخ مفید در کتاب «الارشاد» این واقعه را چنین نقل میکند که پس از شنیدن پاسخهای کامل امام (ع)، یحیی بن اکثم به عجز خود اعتراف کرد و مأمون خطاب به حاضران گفت: «آیا در میان شما کسی هست که بتواند مسائل دینی را همچون این جوان پاسخ گوید؟» همگی گفتند: «نه، هیچکس جز او توانایی ندارد».
{$sepehr_key_213311}
در بخش دیگری از مناظره، یحیی بن اکثم به احادیثی درباره فضیلت خلفا استناد کرد. امام جواد (ع) با تکیه بر اصول محکم دینی و عقلی، این احادیث را در پنج محور نقد فرمودند:
نخست: با استناد به آیات قرآن (مانند آیه ۱۶ سوره ق: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ»)، تعارض این روایات با قرآن را نشان دادند.
دوم: با استناد به سنت صحیح نبوی که میفرماید: «هرگاه حدیثی از من به شما رسید، آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید؛ اگر موافق بود بپذیرید و اگر مخالف بود رد کنید.»
سوم: با استناد به ضروریات دینی و قطعیات اعتقادی.
این مناظره به روشنی نشان میدهد که چگونه امام جواد (ع) با وجود سن کم، بر تمام علما و فقیهان برتری یافت و حقانیت امامت خود را به اثبات رساند.
منابع روایی معتبر مانند «الاحتجاج» طبرسی، «الارشاد» شیخ مفید و «إثبات الوصیة» مسعودی، به وضوح نشان میدهند که چالش جانشینی امام جواد (ع) نه با استدلالهای صرفاً نقلی، بلکه با بروز علم لدنی و کرامات الهی در سنین کودکی حل شد. ایشان با الهام از داستانهای قرآنی پیامبرانی مانند یحیی و عیسی (ع) و با ارائه پاسخهای علمی در مناظره با یحیی بن اکثم، همگان را متقاعد ساختند که امامت، مقامی الهی و فراتر از معیارهای معمول سنی است.