ماجرای درگیری مرگبار در جاغرق خراسان رضوی چه بود؟ + عکس

به گزارش شهرآرانیوز، عقربه‌های ساعت گذر عمر را در دقایق اولیه هشتم اسفند به تماشا نشسته بودند و به ۳جوانی می‌نگریستند که دود غلیظ قلیان را روی تخت یکی از تفرجگاه‌های اطراف مشهد از گلوی خود بیرون می‌دادند.

لحظاتی بعد مرد دست فروش به آن‌ها نزدیک شد واصرار کرد تا یک جفت جوراب خریداری کنند. درحالی که جوانان قلیان کش علاقه‌ای به خرید جوراب نشان نمی‌دادند بالاخره یکی از آنان در برابر اصرار‌های دست فروش کوتاه آمد و یکی ازجوراب‌ها را انتخاب کرد. مرد دست فروش با تعجب نگاهی به جوان انداخت و گفت: این جوراب زنانه است! ولی مشتری جوان کافه درحالی که لنگ جوراب را می‌کشید با غرور خاصی ادعا کرد: «من فقط همین را می‌خواهم!» مرد دست فروش نیزمدعی بود آن جوراب را به تو نمی‌دهم!

دراثنای همین کشمکش‌ها ناگهان جوراب روی زمین افتاد و به خاطر بارندگی ساعتی قبل، گل آلود شد. این ماجرا به مشاجره انجامید و در این میان کلمه‌ای «توهین آمیز» فضای تفرجگاه جاغرق درشهرستان طرقبه وشاندیز را غبارآلود کرد. اوضاع آرام آرام رنگ نزاع به خود می‌گرفت که یکی از ۳جوان قلیان کش، به سوی مرد جوراب فروش رفت تا با اوصحبت کند. دل اوکه از کلمه «توهین آمیز» به شدت رنجیده بود، ادعا کرد قصد دارد با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرد!

ماجرای درگیری مرگبار در جاغرق خراسان رضوی چه بود؟ + عکس

در این شرایط بود که یکی از آن ۳ نفر با بیان این که بگذار زنگ بزند سیلی محکمی به صورت مرد دست فروش نواخت و این گونه درگیری شدیدی آغاز شد به طوری که با دخالت دیگر مشتریان کافه‌های اطراف، صندلی و جعبه‌های خالی نوشابه به هوا پرت می‌شد.

از سوی دیگر و در فاصله ۵۰متری از محل نزاع، یکی از کافه داران محل برای دوستش از وضعیت رقابت ناسالم یکی از همکارانش درهمان محدوده نزاع، گلایه می‌کرد که گاهی مشتریانش را به نامردی به طرف کافه خودش می‌کشاند و از این موضوع بسیار ناراحت است.

درهمین هنگام «محمد» (کافه دار۳۳ساله) با شنیدن صدای درگیری، نگاهی به خیابان جاغرق انداخت و با این تصورکه نزاع مقابل کافه خودش رخ داده است به طرف محل درگیری رفت، اما خیلی زود متوجه شدکه نزاع مذکور توسط مشتریان کافه دیگری شروع شده که او از متصدی آن گلایه‌مند بود.

درحالی که کافه دار۳۳ساله قصد بازگشت به سوی کافه خودش را داشت ناگهان دوستش را مقابل خود دید که ضامن چاقویش را کشیده است و به نیت انتقام از کافه دار مذکور قصد ورود به نزاع را دارد ولی او از حرکت دوستش جلوگیری کردوبا ضربه‌ای که به سینه اش زد، گفت: این نزاع به ما ربطی ندارد و درجای دیگری رخ داده است، اما بهزاد (دوست ۳۲ساله کافه دار) که غروری حیرت انگیزسراپای وجودش را فراگرفته بود با بیان این که «بی خود می‌کنند مقابل کافه تو دعوا به راه انداخته‌اند!» اصرارداشت وارد نزاعی شود که اکنون بسیارشدت گرفته بود و عاملان نزاع هر شیئی را درتاریکی شب به سوی یکدیگر پرت می‌کردند. دراین وضعیت بود که ناگهان یکی از جعبه‌های نوشابه به سر «بهزاد» برخورد کرد و او هم درمیان خشم و درد، تیغه چاقوی ضامن دارش را در هوا به گونه‌ای چرخاند که دریک لحظه شاهرگ گردن دوستش را زد و او را نقش بر زمین کرد، اما جوان ۳۲ساله که همچنان فریاد می‌کشید ضربه‌ای هم به پای خودش فرود آورد و ...

وقتی عاملان این نزاع خونبار، متوجه حال وخیم جوان کافه دارشدند، بلافاصله ازمحل گریختند و بدین ترتیب با تماس تلفنی دیگران، امدادگران اورژانس از راه رسیدند و جوان مجروح را به بیمارستان دکتر شریعتی انتقال دادند، اما او به دلیل عوارض ناشی ازخونریزی شدید جان خود را ازدست داد و بدین ترتیب پرونده‌ای جنایی روی میز قاضی رضا احمدی (قاضی ویژه قتل عمد طرقبه وشاندیز) گشوده شد.

{$sepehr_key_213938}

طولی نکشید که مقام قضایی درهمان ساعات اولیه بامداد برای بررسی‌های میدانی عازم محل نزاع مرگبار شد و تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرد. همزمان با بازبینی دوربین‌های مداربسته، عاملان اصلی نزاع درحالی شناسایی شدندکه مشخص شدآن‌ها ازمشهد به تفرجگاه جاغرق رفته‌اند؛ بنابراین با دستور مقام قضایی گروه زبده‌ای از افسران پلیس آگاهی به سرپرستی سرگرد اسماعیل عظیمی مقدم (رئیس آگاهی طرقبه وشاندیز)، وارد عمل شدند و به رد زنی‌های اطلاعاتی پرداختند.

با راهنمایی‌های تخصصی قاضی «رضااحمدی» خیلی زود عاملان اصلی نزاع درحالی در مناطق طبرسی شمالی وقلعه ساختمان مشهد دستگیر شدند که برررسی‌های فنی نشان داد «محمد-الف» (مقتول) با چاقوی  ضامن داریکی ازدوستان صمیمی خودش به نام «بهزاد» به قتل رسیده است؛ بنابراین وی با دستور قاضی شعبه سوم دادسرای عمومی وانقلاب طرقبه و شاندیز مورد بازجویی‌های تخصصی قرارگرفت، اما تلاش کرد تا بسیاری از وقایع تلخ را پنهان کند به همین دلیل او با صدور قرار بازداشت موقت راهی زندان شد تا این که بالاخره دراواخر اردیبهشت تصمیم گرفت حقیقت ماجرا را در حضور مقام قضایی بازگو کند؛ بنابراین وی با دستورقاضی پرونده به محل وقوع جنایت هدایت شد و مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفت تا صحنه قتل را بازسازی کند. در همین حال ابتدا سروان قاسم فیاضی (افسرپرونده) خلاصه‌ای از محتویات پرونده و چگونگی دستگیری متهم به قتل را بازگوکرد و سپس با دستور قاضی ویژه قتل عمد با معرفی کامل خود به تشریح این جنایت هولناک پرداخت.

او درحالی که فریاد می‌زد: «من درعمرم فقط مهارت «نه» گفتن را  نیاموختم!» به مقام قضایی گفت:آن روز فقط برای غروری که داشتم وارد نزاع شدم تا با دفاع از دوستم، خودم را به او ثابت کنم! چرا که هیچ وقت نمی‌توانستم به خواسته کسی «نه» بگویم!

قبل از وقوع نزاع «محمد» برایم از رقابت ناسالم یکی از کافه داران همان محل گلایه می‌کرد و خیلی ناراحت بود تا حدی که دوست داشت با آن‌ها درگیر شود! من هم که وقتی اوضاع نزاع را دیدم، فرصت را مناسب دانستم که به خاطر دوستم درگیر شوم. اگر نمی‌رفتم خیلی بد می‌شد و دیگران می‌گفتند که «تو کم آوردی!» این بود که چاقوی ضامن دارم را بیرون کشیدم و تا فاصله کوتاهی با آن مشغول بودم چراکه چاقویم قلق خاصی دارد و به راحتی بازنمی شود! وقتی «محمد» مقابلم ایستاد و گفت:نزاع ربطی به ما ندارد! بازهم غرورجوانی رهایم نکرد، اما زمانی که جعبه نوشابه به سرم خورد چشمانم سیاه تاریکی رفت و درحالی که گیج بودم نفهمیدم چاقو را درقسمت بالاتنه و به صورت افقی تکان می‌دهم که متاسفانه به شاهرگ دوست خودم برخورد کرد و این گونه زندگی‌ام تباه شد...

بررسی‌های بیشتر دراین باره با دستور تخصصی قاضی علیزاده (دادستان عمومی وانقلاب طرقبه وشاندیز) همچنان ادامه دارد.

منبع: خراسان