به گزارش شهرآرانیوز؛ قاتلان و مجرمان سریالی همیشه با گذشته تاریک و پیشینه روانی خود در تقلا بودهاند؛ در واقع گذشته مبهمشان، آنها را هل داده که دست به ارتکاب جرم و جنایت بزنند. اکثر آثار تصویری، چه آنها که مبتنی بر واقعیت و در ژانر بیوگرافی عمل کردهاند (مانند Monster:The Jeffrey Dahmer Story نتفلیکس که تنهایی مطلق نوجوانی را ریشه قساوت معرفی میکند، یا Mindhunter دیوید فینچر که در آن ادموند کمپر از حبس شدن در زیرزمین توسط مادری سلطهگر میگوید) و چه آنها که زائیده تخیل فیلمنامهنویس بودهاند، تقریباً آثار خوشساختی از آب درآمدهاند و وجه مشترک همه آنها، زیستِ تجربه تلخ قاتل در دوران کودکی است.
این روزها با سریال «بیست و یک» ساخته بهنام بهزادی به نویسندگی مسعود خاکباز که از ۳۱ فروردین از پلتفرم فیلمنت پخش میشود، متوجه میشویم که سعی این اثر این است ماهیت و هویت قاتلهای روانی را نشان دهد با این تفاوت که «بیست و یک» برخلاف بسیاری از همتایان خارجیاش، به جایِ اتکا به کلیشههای تکراری، سعی کرده با شخصیتپردازیِ روانکاوانه و معمای چراییِ جنایت، در عمق تاریکیِ یک قاتلِ خونسرد ریشه بدود، بدون آنکه بیننده را با توجیههای آسانِ روانشناختی از مسئولیت شرارت مبرا کند.
مخاطب با یک سریالِ ترکیبی از ژانرهای پلیسی، معمایی، جنایی و سایکودرام روبهروست که اثر به خوبی توانسته به تفکیک ژانرها بپردازد. «بیست و یک»، مجموعهای است که قواعد کلاسیک ژانر پلیسی و نوآر را در هم میشکند؛ همیشه در آثار پلیسی، جرم و جنایت رخ داده و کارآگاه باهوش با یافتن سرنخها در نهایت قاتل را پیدا میکند اما در این سریال این قواعد معکوس عمل میکند؛ اول سر و کله قاتل پیدا میشود و حالا پلیس باید قتلها را شناسایی کند نکته مهم این است که باید دید این کاراگاهان چقدر برای رمز گشایی جنایتها ذکاوت به خرج میدهند.
داستان از جایی آغاز میشود که دختری جوان به صورت داوطلبانه وارد اداره آگاهی میشود و به دنبال سرگرد «بهروز مجد» است و با دیدن وی، به قتل اعتراف میکند. او چندین جنایت انجام داده و حالا در اپیزودهای مختلف، این قاتل خونسرد و روانپریش، سرنخهای کوتاه برای پیدا کردن محل وقوع جنایتها را میدهد.
از سوی دیگر، سریال با فلاشبک ۲۰ ساله آغاز میشود؛ خانه ویلایی که در آن چندین قتل از سوی یک زن رخ داده است که مسلماً نباید با سرنوشت شخصیتهای حالِ حاضر بیارتباط باشد. این رفت و آمد به گذشته و حال، مخاطب را در حس ناامنی و تعلیق قرار میدهد. روند داستان تا حدودی در سه اپیزود نخست کشدار بود اما از اپیزود چهارم از کندی قصه فاصله گرفت.
بهنام بهزادی که بیشتر با ساخت فیلمهای «قاعده تصادف» و «وارونگی» برای مخاطب آشناست، برای نخستین بار با یک سریال جنایی و پلیسی وارد عرصه نمایش خانگی شد. البته ناگفته نماند سریالهای پلیسی در شبکه نمایش خانگی به وفور تولید و پخش شدهاند و برخی از آنها از آثار برجستهای بودند که در اذهان باقی مانده است.
در «بیست و یک» شاهد نکتهسنجی و اهمیت دادن به جزئیات هستیم. کارگردان توانسته از همان پایلوت، مخاطبان طرفدار ژانر پلیسی را تقریبا راضی نگه دارد؛ از سوی دیگر سیر روایت در زمان حال و گذشته نیز مزید بر علت شد که مخاطب بیشتر در صدد رازگشایی معما باشد. سریال «بیست و یک» به دنبال قاتل نیست، بلکه دنبال آن است که چرا این قتلها رخ داده است؟ انگیزه این قتلها چیست؟ و …
فیلم دارای صحنههای خشونتآمیز است که در برخی سکانسها باعث آزرده خاطری تماشاگر میشود و حذف این حجم از خونریزی و قساوت و یا محو مردن، ضرری به داستان نمیزند. دوربین، یکی دیگر از شخصیتهای سریال است چرا که یکی از نقشهای اصلی را ایفا میکند؛ او سوژه داستان را پیش میبرد و از قابهای حشو و زائد دوری میکند. از این رو مخاطب با کاتبندیهای بهجا روبهروست و دکوپاژها به خوبی از آب درآمده است.
از سوی دیگر، اطلاعات در سریال «بیست و یک» مانند سریالهای برتر پلیسی در جهان به صورت قطرهچکانی انتقال داده میشود؛ از این رو مخاطب در هر اپیزود منتظر رو کردن یک کارت دیگر از سوی این قاتل سادیسمی است اما باید دید کارگردان موفق خواهد شد در اپیزودهای بعدی همچنان مخاطب را تشنه نگهدارد. فضاسازی و خلق اتمسفر جنایی، با شخصیتپردازیها توانستهاند قصه را بازگو میکند، چرا که فیلمنامه نویس از ادراک بالایی از لحن روایت برخوردار است.
مهدی حسینینیا، شادی مختاری و سعید آقاخانی از بازیگران اصلی مجموعه هستند. برگ برنده «بیست و یک»، بازی منسجم و پرداختشده شادی مختاری در نقش «الناز آقایی» (قاتل روانی) است؛ بازی او با چهرهای آرام و لحن عجیبش، برای مخاطب زجرآور است و کارگردان تمام سعی و تلاشش را کرده که در حین تماشای اثر، بیننده از شخصیت وی آزرده خاطر شود و نتواند با او همذاتپنداری کند. از این رو در تمامی سکانسهایی که مختاری در آن حضور دارد، جو فیلم سنگین میشود و گویی در ذهن مخاطب مته فرو میرود.
{$sepehr_key_213987}
وی توانسته بازی دقیق و عمیقی ارائه دهد که مطمئناً در آینده لایههای پیچیده روانی او، گرهگشای این حجم از نفرت و جنایتهایش خواهد بود. از سوی دیگر مهدی حسینینیا در نقش سرگرد مجد درخشش کافی و لازم را ندارد، حسینینیا در شبکههای نمایش خانگی رکورددار گرفتن نقشهای مکمل است و به خوبی از پس آن برآمده است اما در «بیست و یک»، مخاطب نمیتواند با بازی وی ارتباط برقرار کند و نقشش در سطح باقی مانده است اما ورود سعید آقاخانی در اپیزود چهارم به مجموعه رنگ و بویی تازه میدهد.
آقاخانی در نقش کارآگاهِ حل پرونده، مقتدرانه ورود پیدا کرده است و در اپیزود چهارم توانست خود را اثبات کند. مسعود خاکباز تا این مرحله به خوبی پازلها را درکنار هم چیده و بهزادی هم تلاش خود را کرده تا داستانی متفاوت و جذاب از آنچه تاکنون در ژانر پلیسی و معمایی بوده، به نمایش بگذارد. هر اپیزود «بیست و یک» پر از غافلگیری است و این مطلوب مخاطب است البته به شرط آنکه به ورطه سقوط نیفتد. اکثر سریالهای نمایش خانگی شروع خوبی دارند اما در میانه به تدریج افت میکنند سپس تبدیل به آثار ضعیف میشوند.
منبع: مهر