سلام آقای آنتونیو گوترش، من یک دانش آموز ۱۲ سالهی ایرانی هستم که از هزاران کیلومتر دورتر از شما، برایتان از ماجراهای کشورم سخن میگویم.
من در سرزمینی متولد شدهام که از همان کودکی، زیر چتر تربیتی بزرگترهایم، مهربانی، گذشت، فداکاری، ایثار و نوع دوستی را آموختم، و در همان بازیهای کودکانهام، رعایت حق و عدالت و دوستی را یاد گرفتم.
کمی که بزرگتر شدم، پشت نیمکتهای کلاس درس مدرسهام، آموختم تحصیلات و مدارک عالی به تنهایی برای زندگی کردن کافی نیست، اگر در کنارش یاد نگرفته باشم که باید از حق مظلوم دفاع کنم و در مقابل ستمکاران بایستم!
من از معلمم شجاعت و حق طلبی را آموختم، و درست در همین شروع دورهی نوجوانی با چشمانم حادثههای تلخی از تاریخ را دیدم که هرگز شبیه به آنچه که من از مهربانی و دوستی و صلح یاد گرفتهام نیست.
با چشمان خودم دیدم، کودکانی که هیچ چیز از جنگ و آتش و موشک نمیدانند چگونه از زیر آوارهای کلاسهای درسی که در پشت میزهایش مهربانی و صلح را آموخته بودند بیرون آورده شدند و بی آنکه گناهی داشته باشند، به دست ظالمترین افراد جهان کشته شده بودند.
من اشک مادرانی را دیدم که قهرمانانه فرزندان مظلوم خود را به خاک میسپردند.
من خانههایی را دیدم که بی هیچ دلیلی بر سر خانوادههای بی گناه فرو ریخته شده بود و یک انفجار به تمام آرزوهای آنها پایان داده بود.
آقای گوترش، شما چگونه از رعایت حقوق و عدالت بین همهی مردم جهان حرف میزنید، وقتی که چشمان خود را بر روی آنچه که دنیا مظلومیت آن را فریاد میزند بستهاید!
شما غزه را ندیدید؟ فلسطین و لبنان را ندیدید؟ ایران را هم نمیبینید؟ پس در کتاب قانون روی میزتان، از رعایت کدام عدالت نوشته شده، وقتی که حتی خون ریخته شدهی زنان و کودکان و دانش آموزان بی گناه هم سبب نمیشود که قلم به دست بگیرید و برای بزرگترین ستمگران جهان حکم صادر کنید و آنها را سر جایشان بنشانید؟!
میدانم که در دنیای ظالمان، جواب حق خواهی و بیان واقعیت ها، موشک و گلوله است، اما آیا قوانین شما، زندگی کردن را حق تک تک مردم بی گناه جهان نمیداند که چیزی از آن در کتابتان نوشته نشده است؟!
من پیش از شما، از خدایم خواستهام، و باور دارم که خدای بزرگ خودش حق مظلومان همهی دنیا را از تک تک ظالمان جهان به زودی خواهد گرفت،
اما برای اینکه سالها بعد در تاریخ از نامی که از شما باقی مانده، به خوبی یاد شود و ترکشهای وحشیگریهای ستمگران، آبروی شما را هم به باد نداده باشد،
از شما میخواهم که شجاعت به خرج دهید، قلمتان را به دست بگیرید و حکمی درست از حق بشریت را در قبال آنچه که میبینید صادر کنید.
دیگر انتخاب با شماست، آقای دبیر کل ...
حنانه خوشنیت
دانش آموز پایه ششم
دبستان سمیه ٢
استان خراسان رضوی، شهر مشهد