به گزارش شهرآرانیوز؛ نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در سال ۱۴۰۵ در شرایطی متفاوت برگزار شده است؛ شرایطی که همزمان با تنشهای سیاسی و فضای پس از جنگ، تصمیمگیری درباره شکل برگزاری آن را تحت تأثیر قرار داد و در نهایت، کفه برگزاری مجازی را سنگینتر کرد.
این تصمیم اگرچه از منظر استمرار فعالیتهای فرهنگی قابل دفاع است، اما واکنشها و ارزیابیها نشان میدهد که نمایشگاه امسال، دستکم تا اینجای کار، نتوانسته در حد و اندازههای تجربههای پیشین ظاهر شود.
مسعود فرزانه، مدیرعامل انتشارات آستان قدس رضوی (بهنشر)، در گفتوگو با شهرآرانیوز، اصل برگزاری نمایشگاه در این شرایط را ارزشمند توصیف میکند و میگوید: «در شرایطی که جامعه با تنشهای سیاسی و حتی نظامی مواجه است، توجه به حوزه کتاب و فرهنگ، نشاندهنده نوعی بلوغ و غنای فرهنگی است. این خودش یک مانور فرهنگی در برابر بیثباتیهاست».
این نگاه، وجهی مهم از ماجرا را روشن میکند؛ نمایشگاه کتاب، حتی در شکل حداقلی خود، میتواند بهعنوان نشانهای از تداوم حیات فرهنگی جامعه عمل کند. اما سؤال اصلی اینجاست: آیا این حضور حداقلی کافی است؟
نمایشگاه کتاب تهران، برای سالها فقط یک بازار فروش کتاب نبود؛ یک رویداد اجتماعی بود. دیدار با نویسندگان، قدم زدن در راهروها، گفتوگوهای اتفاقی و تجربه جمعیِ کتاب، بخشی از هویت این رویداد را شکل میداد. فرزانه در همینباره تأکید میکند: «بخشی از ارتباط مخاطب با کتاب، در دل همین مواجهه حضوری با ناشر و نویسنده شکل میگیرد؛ تجربهای که در نمایشگاه مجازی از دست میرود».
در مقابل، نمایشگاه مجازی مزایای خود را دارد: حذف محدودیت جغرافیا، دسترسی برای شهرهای کوچک، و امکان مشارکت گستردهتر. اما این مزایا، دستکم در تجربه امسال، نتوانسته جای خالی گرمای حضور را پر کند.
یکی از نکات مهم در ارزیابی نمایشگاه ۱۴۰۵، کاهش نسبی استقبال است؛ موضوعی که هم در آمارهای غیررسمی و هم در روایت ناشران دیده میشود. فرزانه در تحلیل این وضعیت چند عامل را مطرح میکند: «تبلیغات شهری ضعیف بوده، صداوسیما کمتر به موضوع پرداخته، بنهای تخفیف حذف شده یا ناچیز است و هزینههای پستی هم برای مخاطب دغدغه ایجاد کرده است».
این عوامل در کنار هم، یک تصویر روشن میسازند: نمایشگاه مجازی، بدون مشوقهای اقتصادی و پوشش رسانهای قوی، نمیتواند مخاطب گسترده را جذب کند؛ بهویژه در شرایطی که قدرت خرید خانوار نیز تحت فشار است.
یکی از مهمترین نقدها به شکل برگزاری نمایشگاه امسال، از دست رفتن کارکرد اجتماعی آن است. نمایشگاه کتاب، در سالهای گذشته، فراتر از یک رویداد فرهنگی، به یک تجربه جمعی امیدبخش تبدیل شده بود. فرزانه در اینباره میگوید: نمایشگاه میتوانست در این شرایط، یک تنفسگاه فرهنگی باشد؛ جایی که خانوادهها تجربهای شاد و امیدبخش از فرهنگ داشته باشند و این میتوانست به افزایش تابآوری اجتماعی کمک کند».
این گزاره، نقطهای کلیدی در تحلیل نمایشگاه امسال است؛ اینکه حذف نسخه حضوری، فقط یک تغییر فرم نبود، بلکه حذف بخشی از کارکردهای اجتماعی و روانی این رویداد نیز بود.
با وجود همه این چالشها، ناشران مشهدی همچنان در نمایشگاه حضور دارند. از جمله بهنشر امسال با بیش از ۶۰۰ عنوان کتاب، از جمله ۱۰۰ اثر چاپ اول، در نمایشگاه شرکت کرده است؛ آثاری در حوزه معارف دینی، ادبیات داستانی و کودک و نوجوان.
این حضور، نشاندهنده تداوم جریان تولید محتوا در صنعت نشر است؛ جریانی که حتی در شرایط ناپایدار نیز متوقف نشده، اما برای رسیدن به مخاطب، بیش از گذشته به بسترهای مؤثر نیاز دارد..
فراتر از بحث فروش و مخاطب، نمایشگاه امسال یک لایه معنایی دیگر هم دارد: نسبت کتاب با واقعیتهای امروز جامعه. فرزانه در بخش دیگری از صحبتهایش به این موضوع اشاره میکند و میگوید: «کتابها باید بازتابدهنده اتفاقات جاری جامعه باشند؛ ما باید روایتهایی از ایستادگی و تجربه این روزها برای آیندگان ثبت کنیم».
این نگاه، مسئولیت تازهای را متوجه نویسندگان و ناشران میکند؛ اینکه ادبیات و نشر، نهفقط مصرف فرهنگی، بلکه حافظه تاریخی جامعه را نیز شکل میدهند.
{$sepehr_key_214419}
نمایشگاه کتاب تهران ۱۴۰۵ را میتوان تلاشی برای حفظ چراغ فرهنگ در شرایط فعلی دانست؛ تلاشی که در نیت، قابل دفاع و حتی ضروری است. اما در اجرا، این نمایشگاه هنوز نتوانسته به تعادل میان دسترسی مجازی و تجربه حضوری برسد. کاهش مشوقها، ضعف اطلاعرسانی و حذف تجربه اجتماعی نمایشگاه، باعث شده این رویداد، دستکم فعلاً، در حد انتظار ظاهر نشود. با این حال، هنوز چند روز پایانی باقی است؛ روزهایی که شاید بتوانند بخشی از این فاصله را جبران کنند. اما حتی اگر چنین شود، یک نکته روشن است: نمایشگاه کتاب، برای زنده ماندن، فقط به برگزاری نیاز ندارد؛ به «زیسته شدن» نیاز دارد.