بازخوانی یک روایت ناگفته درباره تأسیس نخستین داروخانه نوین مشهد | «ضیاءالاطبا» و حکایت دواخانه کنار حمام «مهدیقلی‌بیگ»

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ با وجود آنکه شهر مشهد، به‌دلیل وجود دارالشفای آستان‌قدس رضوی، دست‌کم از نیمه نخست دوره قاجار از نظر پزشکی و درمانی در وضعیت بهتری نسبت به دیگر نقاط ایران قرار داشت، این ظرفیت برای جمعیت عظیم زائران و مجاوران کافی نبود و به‌ویژه، ارائه خدمات رایگان به‌صورت محدود انجام می‌شد.

در همان حال، استفاده از پزشکان حاذق و آموزش‌دیده نیز گران تمام می‌شد و بسیاری از مردم توانایی تأمین هزینه‌های درمان را نداشتند. به همین دلیل، بازار فعالیت مدعیان طبابت، به‌ویژه در میان گروهی که خود را بخشی از صنف سنتی عطار می‌پنداشتند، رونق فراوانی داشت.

طبیبان دروغین تنها با تشخیص اشتباه، جان مردم را تهدید نمی‌کردند؛ بخش مهمی از آنها حتی در تشخیص مواد دارویی نیز فاقد صلاحیت بودند و نمی‌توانستند برخی دارو‌ها را از هم تمیز دهند.

میرزاصادق‌خان ادیب‌الممالک فراهانی در شماره ۲۴ روزنامه ادب، سال دوم، شهریور ۱۲۸۱ خورشیدی، این وضعیت ناجور و تکان‌دهنده را چنین شرح می‌دهد: «خبر داریم [که]در ظرف سال، تقریبا دویست نفر از هم‌وطنان بی‌گناه و بی‌تقصیر، هدف تیر نادانی عطار‌های محله می‌شوند که به جای جوش‌شیرین، داراشکنه (نوعی سم مهلک) به حلق آنها ریخته و در عوض برومورد (ترکیب دارویی حاوی عنصر بُرم)، زاج و نشادر می‌دهند.»

بازخوانی یک روایت ناگفته درباره تأسیس نخستین داروخانه نوین مشهد | «ضیاءالاطبا» و حکایت دواخانه کنار حمام «مهدیقلی‌بیگ»

این وضعیت بحرانی، البته در فقدان ساختار نظارتی مناسب بر امور بهداشت و درمان نیز ریشه داشت. با وجود سابقه درخشان چنین نظارتی در فرهنگ و تمدن ایرانی‌ـ‌اسلامی، که شمه‌ای از آن را می‌توان در کتاب آیین شهرداری، اثر ابن‌اخوه در قرن هفتم هجری قمری، مشاهده کرد، در دوره مورد بحث ما اثری از آن شیوه پسندیده به چشم نمی‌خورد و تقریبا امور نظارت در حوزه بهداشت و درمان بلاصاحب مانده بود.

این مسئله باعث شد بخش مهمی از فعالیت‌های رسانه‌ای در سال‌های پیش از پیروزی نهضت مشروطیت و نیز دوران پس از آن، بر ترویج بهداشت و تبدیل بحث نظارت بر امور درمانی به یک مطالبه عمومی متمرکز شود. این موضوع، به‌ویژه در عرصه داروسازی نیز، مورد توجه قرار گرفت و تلاش‌ها برای مهار بحران تجویز‌های عجیب‌غریب جمعی «عطارنما» از همان دوره آغاز شد؛ ماجرایی که به‌صورت عملی، با تأسیس دواخانه «ضیاءالاطبا» در سال ۱۲۸۱ خورشیدی، در کنار قراولخانه متصل به «حمام مهدیقلی‌بیگ»، وارد مرحله‌ای جدید شد.

سابقه دواخانه و تأسیس آن در مشهد

تا پیش از تأسیس دواخانه «ضیاءالاطبا»، مهم‌ترین دواخانه شهر مشهد که تنها گیاهان دارویی را برای استفاده در دارالشفای حضرتی عرضه می‌کرد، «شربتخانه» حرم امام رضا (ع) بود. اسناد مربوط به شربتخانه امروزه به فراوانی در مرکز اسناد آستان‌قدس رضوی موجود است و به خوبی فرایند تأمین و توزیع دارو‌های گیاهی را در دارالشفای حضرتی توضیح می‌دهد.

با این حال، همان‌طور که اشاره کردیم، فقدان دواخانه‌ای که بتواند نیاز مردم به دارو‌های جدید فرنگی را هم تأمین کند، به شدت احساس می‌شد. ورود این دارو‌ها توسط برخی تجار مرتبط با قفقاز و به صورت غیررسمی صورت می‌گرفت و هیچ ضمانتی برای مرغوبیت و اصالت دارو‌ها وجود نداشت.

بسیار پیش می‌آمد که این داروها، تقلبی از آب در می‌آمد و خسارات جانی سنگینی به مردم وارد می‌کرد. به همین دلیل، میرزا آقا ضیاءالاطبا در سال ۱۲۸۱ خورشیدی، نخستین دواخانه مدرن و حرفه‌ای را در مشهد تأسیس کرد. این اقدام آن‌قدر برای اهل‌فضل و معاریف شهر جذاب بود که میرزاصادق‌خان ادیب‌الممالک تأسیس آن را در روزنامه ادب اعلام و در واقع نوعی «رپرتاژ» برای معرفی دواخانه ضیاءالاطبا منتشر کرد.

بازخوانی یک روایت ناگفته درباره تأسیس نخستین داروخانه نوین مشهد | «ضیاءالاطبا» و حکایت دواخانه کنار حمام «مهدیقلی‌بیگ»

«دواخانه عمومی - فیه شفاء للنّاس»

در گزارش روزنامه ادب آمده است:

«چون خدمت به نوع [بشر]از لوازم عمده انسانیت و شرایط دائره اجتماع و مدنیت است و بدین لطیفه قدسیّه و دقیقه انسیّه تمیز انسان با سایر حیوانات پدید آید، و هرگاه مراتب خدمت را درنگرند، شریف‌تر و مهم‌ترین خدمات عالم بشریت، حفظ صحت و نفی علت و بقای نوع و ادامه نفوس است؛ بناءًعلی‌هذا جناب فضایل‌نصاب، حقایق و معارف‌آداب، آقامیرزا محمدکاظم (ضیاءالاطباء) که طبیبی مجرّب و لبیبی مهذّب است، محض آسایش و خیر و راحت عامه نفوس و سکنه این شهر مقدس، با کمال شرف و مفاخرت، دواخانه معتبری به رسم و ترتیب دواخانه‌های دارالخلافه طهران و سایر بلاد و مراکز سلطنتی عالم ایجاد کرده است و تمام دوا‌های ایرانی و فرنگی را، با اسباب و ادوات متعلقه به فنّ طبابت و جراحی، برای فروش در آنجا حاضر و مهیّا نموده؛ هر دوایی را، از مایع و جامد، در پاکت و جعبه یا شیشه مخصوص، با مهر و امضای خود می‌فروشد و ضامن صحت و درستی آن خواهد بود.

 اداره ادب از زبان عموم سکنه [ارض]اقدس، بر این شخص محترم نوع‌پرست تحسین نموده و امتنان دارد… خداوند امثال جناب ضیاءالاطبا را در مملکت ما زیاد کند تا مزروعات خرمن بشریت از این‌گونه آفات ارضی و سماوی محفوظ و مصون مانند. باری، دواخانه مزبور در مشهد، وصل به قراولخانه حمام شاه، و مطب ایشان در صحن جدید است.»

بازخوانی یک روایت ناگفته درباره تأسیس نخستین داروخانه نوین مشهد | «ضیاءالاطبا» و حکایت دواخانه کنار حمام «مهدیقلی‌بیگ»

نقش دواخانه ضیاءالاطبا در بهبود اوضاع

تأسیس دواخانه «ضیاءالاطبا» در مشهد، مقدمه‌ای برای دو اقدام بسیار مهم بود:

نخست، تأسیس دواخانه زیرنظر افراد متخصص و آگاه به علم پزشکی و دوم، آغاز تلاشی مؤثر برای تضمین سلامت و اصالت دارو‌ها از طریق تأیید و نشان تجاری. در واقع، ضیاءالاطبا با این اقدام، اطمینان و آرامش خاطر را نسبت به فعالیت‌های درمانی به فضای عمومی مشهد منتقل کرد.

هرچند این دواخانه به دلیل بازگشت ضیاءالاطبا به زادگاهش – که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد – عمر چندانی نداشت، اما توانست نوعی مطالبه عمومی در میان مردم مشهد ایجاد کند؛ مطالبه‌ای که مبنای اقدامات بعدی در حوزه بهداشت و درمان شهر شد و این عرصه را در شهر ۱۲۰۰ ساله ما، یک گام به جلو برد.

{$sepehr_key_214597}

ضیاءالاطبا کیست؟

آقامیرزا محمدکاظم ضیاءالاطبا، در سال ۱۲۴۹ خورشیدی در تربت‌حیدریه به دنیا آمد. پدرش، حاج‌میرزا محمود حکیم‌باشی، از اطبای حاذق دوران خود بود و دیگر اجدادش نیز در این فن تبحر فراوانی داشتند.

ضیاءالاطبا مقدمات علوم را نزد پدرش در تربت‌حیدریه فرا گرفت، سپس برای ادامه تحصیل راهی مشهد شد و در مدرسه علمیه «میرزاجعفر» به کسب دانش پرداخت. او بعد‌ها به دلیل بیماری پدر به زادگاهش بازگشت و پس از درگذشت وی، راهی تهران شد تا طب را در دارالفنون بیاموزد؛ در آن زمان، دارالفنون تنها مرکز آموزش طب نوین در ایران بود.

بازخوانی یک روایت ناگفته درباره تأسیس نخستین داروخانه نوین مشهد | «ضیاءالاطبا» و حکایت دواخانه کنار حمام «مهدیقلی‌بیگ»

ضیاءالاطبا زبان فرانسه را در مرکز «آلیانس» فرا گرفت و پس از دانش‌آموختگی از دارالفنون در رشته پزشکی، در سال ۱۲۸۰ خورشیدی به زادگاهش بازگشت. حدودا در همین زمان بود که از سوی میرزاعلی‌اصغرخان اتابک به «ضیاءالاطبا» ملقب شد. وی چندی بعد به دلایلی که اکنون از آن آگاهی نداریم، به مشهد رفت و ضمن تأسیس دواخانه‌ای که پیش‌تر از آن یاد کردیم، مطبی در یکی از حجره‌های صحن نو (آزادی فعلی) دایر کرد.

مدت حضور ضیاءالاطبا در مشهد به درازا نکشید. او چندی بعد، احتمالا به دنبال پیروزی نهضت مشروطه، به تربت‌حیدریه بازگشت و در عمارت اجدادی‌اش، موسوم به «نوبهار»، مستقر شد.

ضیاءالاطبا فرزندان خود را نیز به تحصیل طب واداشت که برخی از آنان طبیبان حاذقی شدند. او علاقه فراوانی به توسعه مراکز درمانی مدرن داشت؛ تا جایی که به دعوت شوکت‌الملک در ابتدای دهه ۱۲۹۰ خورشیدی راهی بیرجند شد و در تأسیس نخستین مرکز درمانی مدرن این شهر نقشی جدی ایفا کرد.

ضیاءالاطبا در ادامه عمر، چند دوره از حوزه انتخابیه کاشمر به نمایندگی مجلس شورای ملی رسید و سرانجام در سال ۱۳۳۳ خورشیدی، در ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.